[[شهید علیرضا خانباباییخان بابایی]]
نام پدر: جلال
رشتة تحصيلي: معارف اسلامي و تبليغ
تاريخ و محل شهادت: 17 / 5/ 1366
علميات: [[نصر 4]]
زندگي نامه
علي رضا در بهمن ماه سال 1345 در موقعيتي كه مي رفت تا قبل از تولد و سبز شدن، پژمرده شود، چشم به جهان گشود. از همان دوران كودكي آرام و ساكت بود و آرام بودنش زبانزد خاص و عام بود. به ندرت صداي گريه اش بلند مي شد. به آرامي به خواب مي رفت، بدون آ نكه كسي را براي به خواب رفتنش به زحمت بيندازد. در دبستان نيز كودكي آرام بود. بسيار خوب درس مي خواند.
مانند يك طلبة پرشور درس مي خواند . هميشه تا ساعت ها بعد از نيمهشب نيز مشغول مطالعه بود .
در زمينه ارتكاب به گناه، خصوصاً غيبت بسيار حساس بود . بسيار كمحرف مي زد، خصوصاً دربارة جبهه . ما شرح جانبازي ها و فداكاري هايش را بعد از شهادتش از دوستانش شنيديم .
علي در سال 1364 در دانشگاه امام صادق ) ع ( قبول شد . ا ين دانشگاهمي توانست تا حدودي روح تشنة او را از معارف اسلامي كه بسيار بدانعلاقمند بدان علاقمند بود، سيراب كند . البته اين فرصت، او را از ياد جبهه غافلنكرد . در فرصت هاي مختلف به جبهه مي شتافت و لحظه به لحظه اوجمي اوج مي گرفت تا هفدهم مرداد ماه سال 1366 كه خداوند تبارك و تعاليگوشة تعالي گوشة چشمي به اين بنده تشنه عشق انداخت و جام بلورين وجودطاهرش را از عشق پاك خويش مملو ساخت و او را صدا كرد و سرو بلند قامت ما چشم به لطف صاحب جنت نمود و با اصابت [[خمپاره ]] اي بهپهلوي به پهلوي مقدسش از جسم مادي و زميني خود جدا شد و به نزد زهرايپهلو زهراي پهلو شكسته ) س ( رفت و باغچة خانة ما را سرد و بي روح بر جايگذاشت.
rId4
منبع:سایت نویدشاهد