شهید علی اصغر حیدری خاهجمبندی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۱۳: سطر ۱۳:
 
گلزار : خواجه‌ربیع‌
 
گلزار : خواجه‌ربیع‌
  
خاطرات:
+
==خاطرات==
  
 
علی اصغر آرزو داشت که کارش را خوب یاد بگیرد و برای خودش یک مغازه جوشکاری باز کند. ولی از وقتی که برادر بزرگش به جبهه رفت عاشق جبهه و جنگ شد و بزرگترین آرزویش شهادت در راه خدا شد و آن قدر در این راه قدم گذاشت تا به شهادت رسید . آن قدر شیفته جبهه شد که انگار هزاران هزار نفر او را به جنگ دعوت کرده اند و هیچ هدف و عملی نتوانست او را از رفتن به جبهه باز دارد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7657 سایت یاران رضا]</ref>
 
علی اصغر آرزو داشت که کارش را خوب یاد بگیرد و برای خودش یک مغازه جوشکاری باز کند. ولی از وقتی که برادر بزرگش به جبهه رفت عاشق جبهه و جنگ شد و بزرگترین آرزویش شهادت در راه خدا شد و آن قدر در این راه قدم گذاشت تا به شهادت رسید . آن قدر شیفته جبهه شد که انگار هزاران هزار نفر او را به جنگ دعوت کرده اند و هیچ هدف و عملی نتوانست او را از رفتن به جبهه باز دارد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7657 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ ‏۲۴ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۱

نام : علی‌ اصغر

محل تولد : مشهد

نام خانوادگی : حیدری‌ خاه‌جمبندی‌

تاریخ شهادت : 1367/04/15

نام پدر : مهدی‌

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : خواجه‌ربیع‌

خاطرات

علی اصغر آرزو داشت که کارش را خوب یاد بگیرد و برای خودش یک مغازه جوشکاری باز کند. ولی از وقتی که برادر بزرگش به جبهه رفت عاشق جبهه و جنگ شد و بزرگترین آرزویش شهادت در راه خدا شد و آن قدر در این راه قدم گذاشت تا به شهادت رسید . آن قدر شیفته جبهه شد که انگار هزاران هزار نفر او را به جنگ دعوت کرده اند و هیچ هدف و عملی نتوانست او را از رفتن به جبهه باز دارد.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا