[[شهید عسگر صالحی]]
==زندگی نامه==
عسگر، هفتمین فرزند خانواده صالحی، در ماه محرم سال 1330 در شهر [[اردبیل]] چشم به جهان گشود پدرش « شکرالله» مغازه کوچکی داشت که مخارج زندگی را از در آمد آن می گذراند. او غیر از عسگرپنج فرزند پسر و چهار فرزند دختر داشت.
همسرش « رخشنده » هم در کنار شکراله به تربیت و پرورش فرزندان و گذران زندگی کمک می کرد و زندگی ساده آنها با صفا و صمیمیت می گذشت.
عسگر سخت مشغول کار بود که حملات وحشیانه دشمن شروع شد. دشمن این بار علاوه بر گلوله باران و آتش ریختن بر منطقه، حملات شیمیایی خود را نیز آغاز کرد. با [[حمله شیمیایی]] دشمن فضای منطقه عملیاتی به شدت مسموم شد. گازهای سمّی جایی برای تنفس رزمندگان نمی گذاشت. نفس کشیدن برای عسگرسخت و سخت تر شد. او در حالی که به پایان دادن کار خاکریز مصمم بود، نفس هایش به شماره افتاد و چشمانش سنگین شد. مسمومیت هوا بیش از حدّی بود که تصورش می رفت. غرش لودر ادامه داشت، اما عسگرکم کم از حرکت بازماند و در سنگر جهاد و مقاومت به شهادت رسید.
او همیشه آرزو داشت تا مادر و پدر و همسرش را همراه خود به زیارت خانه خدا ببرد. اما این آرزو در دنیا برایش فراهم نشد ولی خود به زیارت حق شتافت و دعوت آفریدگار را لبیک گفت.
پیکر پاک « [[شهید عسگرصالحی]] »روز 22 فروردین ماه سال 1366 بر فراز دستهای مردم اردبیل با شکوه و عظمت تشییع شد و در قطعه مخصوص شهدا در بهشت فاطمه (س) شهر اردبیل به خاک سپرده شد.<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/412981 سایت نوید شاهد]</ref>==پانویس== منبع:سایت نویدشاهد<references />