==زندگینامه==شهید غریب علی اصغر بابائی زیروانی متولد 1346 زیروان [[بهشهر ]] که با تنی مجروح در عملیات غرورآفرین كربلای پنج [[كربلای5]] به اسارت مزدوران بعثی در آمد و پس از حدود دو ماه تحمل درد و عدم رسیدگی پس از مجروحیت در تاریخ 10 / 12 / 1365 در اردوگاه [[تکریت ]] 11 به شهادت رسید. پیکر مطهر شهید بابایی در هشتم مرداد ماه 1381 پس از تشییع در مسجد جامع [[زیروان ]] به خاک سپرده شد.
==وصیت نامه==
بِسْمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم
یا أیها النبی جاهد الكفار والمنافقین واغلظ علیهم ومأواهم جهنم وبئس المصیر
1- اختلاف سلیقه ها را كنار بگذارید ، با هم برادرانه مصلحت انقلاب و اسلام را در نظر بگیرید ، زیرا ا گر این اختلافات ادامه یابد می شود گفت آفتی است به جان انقلاب .
-2 به داد مستضعفین و پا برهنه برسید ، تا قبل از آنكه آه مظلومی همانند سیل بنیان كن همه چیز را با خود ببرد . -3 به مقتدای زمان یعنی خمینی كبیر ، گوش بفرمان باشید تا به انقلاب و اسلام آسیب نرسد.
چند كلامی با برادران بسیجی ام دارم ، خصوص ا بسیج مركزی [[بهشهر ]] ، در گزینش افراد تمام جنبه ها را مدنظر قرار دهید ،( مخصوصاً در محل زیروان ) مسائلی گذشته كه موجب رنجش و بدبینی اهالی محل شده است و این معضل برطرف نشده و موجب ناراحتی برادران جبهه ای
شده است و اما ، پیام من به برادران بسیجی محله ام ، امام و انقلاب را تنها نگذارید ، مسجدها را همچنان كه به عنوان پایگاه اسلامی می باشد خالی نگذارید و همیشه سعی كنید در نماز جماعت و جمعه شركت فعال داشته باشید .
مطلبی دارم برای برادران انجمن اسلامی محله ام :
انجمن اسلامی نهادی خودجوش و از بطن ملت می باشد . سعی كنید همچنانكه در راه اسلام تبلیغات و فعالیت داشته اید و جوانان را رهنمون شده اید به كارهایتان ادامه دهید ، چون انجمن اسلامی نقش سازنده در محل دارد و در مسائل اخلاقی و اسلامی كوشا باشید .چند كلامی ، با هم محلی هایم ، سخن دارم ا گر اگر بدی من دیدید مرا حلالم كنید و اشتباهات مرا مورد عفو و بخشش خود قرار دهید ، ا گر هر چیزی از من می خواستید دریافت ننموده اید؛ بدون هیچگونه خجالتی به پدرم رجوع نمایید و ا گر نه كسی از من راضی نباشد روحم همیشه در عذاب خواهم بود . و به جوانان غیور هم محلی ام سفارش می نمایم مسجد ها را خالی نگذارید.
چند كلامی با خانواده ام
پدر عزیزم ، من م یدانم از دست دادن فرزند برای یك پدر چقدر گران تمام می شود و دوری از آن برایش مشكل می باشد ، ولی باتمام مشكلات باید قبول كرد كه مصلحت خدا و اسلام از همه چیز برایم مهم تر می باشد و سرنوشت انسان هر چه باشد در لوح محفوظ رقم زده است و انسان سرنوشتی را كه خدا تعیین نموده ، می بایست طی نماید . این كلامی است كه بارها از شما شنیدم و از پیشگاهت عذر می طلبم كه نتوانستم فرد مفیدی برایت باشم و بعضی از مواقع سخنانت را نشنید می گرفتم و شاید از بعضی از كارها سرباز م یزدم ، واقعاً احساس شرمندگی می نمایم ، از شما خواهش می نمایم فرزند حقیرت را حلال كن .
و شما ای مادرم این را به خوبی می دانم كه با فقدان من مصیبتی بزرگ برای شما فراهم می شود ، زیرا برای بزرگ نمودن من چه مصیبتها و مرارتها را كه نكشیدی ، شما خودت برای من تعریف میكردی میكردی كه از شیره جانت مایه گذاشتی ، تا مرا بزرگ نمائی تا در هنگام پیری عصای دستت باشم ، ولی چه كنیم طوفان حوادث مرا از تو جدا نموده كه واقعاً در پیشگاهت شرمنده ام . چند كلم های برای حسین كوچكم ، پیام دارم : انشاءالله انشاءالله بزرگ كه شدی مبادا پدر را تنها بگذاری و ادامه دهنده راهم باش.
چند كلمه ای با خواهرانم دارم : در مرگ من شیون مكنید ، خویشتندار باشید ، همچنان مانند زینب كبری (س) كه تمام بلاها را به جان خرید و همانند او مثل كوه استوار باشید . شما هم صبر پیشه كنید و در عزای من گریه و زاری سر ندهید و همچنان سنگر حجاب را كه مهمترین دژ برای زن مسلمان است ، حفظ نمایید . در آخر برای تمام فامیلان سلام می فرستم و خانواده ام را تنها نگذارید و از همه شما عذر می طلبم و احترام یكدیگر را حفظ نمائید در خوشی و سختی ها كمك و یار یكدیگر باشید از همه التماس دعا دارم .
(( والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته))
تاریخ : 1/ 10 / 6 منبع63.<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/407551 سایت نویدشاهدنوید شاهد]</ref>==پانویس== <references />