شهید علی اصغر حسن نژاد سلامی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Atashbar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «تاریخ تولد : 1338/06/20 نام : علیاصغر محل تولد : تربت حیدریه نام خانوادگی : حسن...» ایجاد کرد) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | + | به خاطر دارم هنگام جنگ فرزندم علی اصغر مغازه ی خواربار فروشی در روستای سلامی باز کرده بود و در آن جوانان را راهنمایی می کرد و از جبهه و جنگ برایشان می گفت و در واقع هدف ایشان از ایجاد این مغازه، تجمع جوانان حزب الله و مرکز تعلیم گیری و مشاوره برای رفتن به جبهه بود. و اگر در مغازه اش خوارباری هم داشت آن را بسته بندی می کرد و شبانه به منزل فقرا می برد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6732 سایت شهدای یاران رضا]</ref> | |
| − | به خاطر دارم هنگام جنگ فرزندم علی اصغر مغازه ی خواربار فروشی در روستای سلامی باز کرده بود و در آن جوانان را راهنمایی می کرد و از جبهه و جنگ برایشان می گفت و در واقع هدف ایشان از ایجاد این مغازه، تجمع جوانان حزب الله و مرکز تعلیم گیری و مشاوره برای رفتن به جبهه بود. و اگر در مغازه اش خوارباری هم داشت آن را بسته بندی می کرد و شبانه به منزل فقرا می برد . | + | ==پانویس== |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6732 | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۷
تاریخ تولد : 1338/06/20
نام : علیاصغر محل تولد : تربت حیدریه
نام خانوادگی : حسننژادسلامی تاریخ شهادت : 1365/11/27
نام پدر : قربانعلی مکان شهادت : پاسگاه زید
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
خاطرات
به خاطر دارم هنگام جنگ فرزندم علی اصغر مغازه ی خواربار فروشی در روستای سلامی باز کرده بود و در آن جوانان را راهنمایی می کرد و از جبهه و جنگ برایشان می گفت و در واقع هدف ایشان از ایجاد این مغازه، تجمع جوانان حزب الله و مرکز تعلیم گیری و مشاوره برای رفتن به جبهه بود. و اگر در مغازه اش خوارباری هم داشت آن را بسته بندی می کرد و شبانه به منزل فقرا می برد .[۱]