[[شهید ]] [[یوسف یوسف اوغلی]]تاریخ تولد :[[1345/06/01]]تاریخ شهادت : [[1366/03/28]]
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :اردبیل - مشگین شهر - عاشورا
سرباز شهید یوسف یوسفاوغلی فرزند محرم در یك شهریور ماه سال یكهزار و سیصد و چهل و شش در شهر زیبا و همیشه سبز مشكین شهر از مادری بنام كلثوم شیخی دیده به جهان گشود. وی در محیطی كاملاً مذهبی و در خانواده 6 نفری رشد و پرورش نمود. كه شهید دارای 2 برادر و 1 خواهر است و ایشان اولین فرزند خانواده محسوب میشد.
مادر شهید از دوران پیش از تولد و تولد شهید چنین بیان میكند؛
قبل از تولد شهید آرزو داشتم تا اولین فرزندم پسر باشد. تا در زمان پیری عصای دست من و پدرش باشد، بعد از تولد شهید پدر شهید به داشتن چهره زیبا و علاقهای كه نسبت به پیامبران خدا داشتند نام ایشان را یوسف نهاد. وضعیت اقتصادی و مالیمان قبل از تولد شهید ضعیف بود و پدر شهید به زحمت از طریق كارگری مایحتاج خانواده را تأمین میكردند، ولی بعد از تولد تولد شهید به خاطر خوش میهن بودن قدمهای شهید وضعیت مالیمان بهبود یافت. و از نظر وضعیت اجتماعی در موقعیت خوبی قرار داشتیم طوری كه تمامی اهالی محل به خانواده ما احترام خاصی قائل بودند. در دوران خردسالی شهید بدلیل نبود امكانات و ضعف مالی نتوانستیم شهید را در مهد كودك و مكتب خانه ثبت نام كنیم، ایشان در این از فریب هوشی بسیار بالای برخوردار بودند و سعی میكردند وسایل برقی خراب در خانه را تعمیر كنند كه بیشتر شهید با این جور كارها خود را سرگرم می كردند و از آنها (وسایل برقی خراب) همانند اسباب بازیهایش مواظبت و مراقبت میكردند%.
پدر شهید از دوران كودكی و نوجوانی شهید میگوید؛
وضعیت اقتصادی و مالیمان در دوران كودكی و نوجوانی شهید در حد متوسط بود. به خاطر اینكه بیشتر همسایگان طرفدار رژیم طاغوت بودند و خانواده ما طرفدار انقلاب حضرت امام خمینی(ره) رابطه خوبی با آنها نداشتیم و همیشه سعی میكردند با من و دیگر خانوادهام درگیر شوند.
دید شهید نسبت به جنگ تحمیلی این بود كه تمام كشورهای غرب و شرق دست به دست هم دادهاند تا انقلاب نوپای عزیزمان را از بین ببرند و این وظیفه ماست كه از كیان میهمانمان تا آخرین قطره خونمان دفاع كنیم. ایشان برای گذراندن دوره مقدس سربازی به جبهه حق علیه باطل اعزام شدند. توصیه شهید به خواهر و مادرش رعایت كردن حجاب اسلامی بود. زمانی كه خبر شهادت شهید را شنیدم خوشحال شدم، چون خصوصیات اخلاقی شهید طوری بود كه به شهادت علاقه خاصی داشتند.
پدر شهید از همرزم شهید آقای پناهزاده چنین نقل میكند؛
آقای پناهزاده در مراسم تشییع جنازه شهید به من چنین نقل كردند كه ما(همرزم) قبل از شروع عملیات سه نفر در سنگرمان نشسته بودیم كه شهید خطاب به ما گفتند: من در این عملیات بر اثر اصابت تركش [[خمپاره ]] به درجه رفیع [[شهادت ]] خواهم رسید اگر كسی را اذیت كردهام یا دینی بر گردن دارم حلالم كنید. بعد از اینكه عملیات شروع شد همان اتفاق افتاد كه شهید پیش بینی كرده بود.
پدر شهید از آخرین دیدار با شهید چنین میگوید؛
زمانیكه شهید برای آخرین بار به مرخصی آمده بودند هنگام رفتن به من گفتند: پدر جان به دلیل بیماری قلبی مادرم نمیتوانم نزد ایشان این حرفها را بگویم به این دلیل حرفهایم را به شما میگویم. دیشب خواب شهید شدنم را دیدم و شاید این آخرین دیدار من با شما باشد اگر از من خطای دیدهاید یا اذیتی از من به شما رسیده به بزرگی خودتان حلالم كنید.
سرانجام شهید یوسف یوسفاوغلی در تاریخ 1364/09/18 از طریق ارتش جمهوری اسلامی جهت گذراندن دوره مقدس سربازیش به [[لشكر 31 حمزه تیپ 1 گردان 140 نیروی زمینی ارتش ]] اعزام شدند و 18 ماه حضور فعال در منطقه داشتند و بعنوان رزمنده انجام وظیفه میكردند كه شهید در این مدت یك بار از ناحیه كتف بر اثر اصابت تیر مجروح شده بودند. در نهایت شهید در تاریخ 1364/03/28 در عملیات نصر 3 در منطقه زبیدات بر اثر اصابت تركش خمپاره به سرش به درجه رفیع [[شهادت ]] نائل آمدند و پیكر پاكش در گلزار شهدای مشكین شهر خاكسپاری شد.منبع سایت شهدای ارتش<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29391سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس== <references />