ویرایش‌ها

شهید وحید براری

۱۹۰ بایت حذف‌شده، ‏۲۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۸
شه ی د وح ی د برار یشهید وحید براری
تار ی خ تاریخ تولد :1341/10/15
تار ی خ تاریخ شهادت : 1363/05/24
محل شهادت : نامشخص
==زندگی نامه==
خلاصه ا ی ای از زندگ ی شه ی د زندگی شهید :
در ی ک یک شب سرد زمستان ی زمستانی (ن ی مه د ی نیمه دی ماه [[1341]]) در تهران، م ی دان [[تهران]]، میدان شهدا، خ ی ابان پ ی روز ی خیابان پیروزی ، خ ی ابان خیابان شکوفه، کوچه شه ی د حم ی د اسماع ی ل ی شهید حمید اسماعیلی قره، بن بست شه ی د شهید محمد فتحعل ی آشت ی ان ی فتحعلی آشتیانی ، د ی ده دیده به جهان گشود. دوره ابتدائ ی ابتدائی را در دبستان تشو ی ق تشویق در خ ی ابان خیابان 17 شهر ی ور، شهریور، و دوره راهنما یی راهنمایی را در مدرسه باب ا بابا طاهر واقع در خ ی ابان خیابان فلاح گذراند و در رشته مکان ی ک مکانیک هنرستان در حوال ی م ی دان حوالی میدان (شاه سابق) ق ی ام قیام مشغول به تحص ی ل تحصیل بود که دوران [[دفاع مقدس ]] آغاز و به [[خدمت مقدس سرباز ی سربازی]] فراخوان شد و در صبح روز 24 مرداد سال 1363 با چهره اي پاک و نوران ی نورانی ، به قدر ی قدری مهربانانه و شاد به لقاء ال له پ ی وست الله پیوست که هرگز از خاطر و ی ادها نم ی یادها نمی رود .
از همان دوران کودک ی کودکی پر انرژي و سرحال و فعال بود. با ی ک یک دوچرخه کوچک رفت و آمد داشت. دوچرخه، موتور، وسا ی ل وسایل خانه و ماشين دوستان و همسايگان را تعمير مي كرد. در موتور سوار ی بس ی ار سواری بسیار ماهر بود و برا ی تمر ی ن برای تمرین با موتورها ی پرش ی موتورهای پرشی به پيست موتور سواري م ی می رفت، در هنگام بازگشت به خانه، در ابتدا ی خ ی ابان، ابتدای خیابان، قبل از وارد شدن به کوچه، برا ی ا ی ن برای این که صدا ی صدای موتور مزاحمت ی برا ی مزاحمتی برای مردم و همسا ی ه همسایه ها نباشد آن را خاموش م ی می کرد .
در زمان [[انقلاب ]] در سرما ی سرمای زمستان، نفت را به خانه همسا ی گان همسایگان مسن م ی می برد، برا ی شان خر ی د م ی برایشان خرید می کرد و مراقب حال د ی گران دیگران بود، [[عبادت م ی ]] می کرد و [[نماز م ی ]] می خواند، با اين كه جوان بود زرق و برق ا ی ن دن ی ا این دنیا را ز ی ر زیر پا گذاشت و در آخر ی ن مرخص ی آخرین مرخصی ، به د ی دن دیدن همه دوستان و آشنا ی ان آشنایان و حت ی فام ی ل ها یی حتی فامیل هایی که چند سال ی سالی آنها را نديده بود، رفت و حلال ی ت طلب ی د حلالیت طلبید و همه را از خود راض ی راضی کرد. ی ک یک هفته بعد از بازگشت به جبهه، [[جبهه]]، خبر شهادتش به خانواده رس ی د رسید . و در صبح روز 24 مرداد سال 1363 در دره آلواتان در منطقه [[سردشت ــ پ ی رانشهر پیرانشهر]] به درجه رف ی ع رفیع [[شهادت ]] نائل گرد ی د گردید .
روحش شاد و ی ادش گرام ی یادش گرامی باد
نکات برجسته در زندگ ی شه ی د زندگی شهید :
الف ) فعال ی ت ها ی فعالیت های مهم عباد ی عبادی و معنو ی معنوی :
حضور در جلسات د ی ن ی دینی و مذهب ی مذهبی در منازل شهدا، مساجد، تک ی ه تکیه ها، ه ی ئت هیئت ها، دسته ها ی عزادار ی های عزاداری و جلسات قرائت قرآن،[[قرآن]]،
ب ) فعال ی ت ها ی فعالیت های مهم س ی اس ی سیاسی و اجتماع ی اجتماعی حضور در وقايع و تظاهرات زمان انقلاب با وجود سن كم (حدود 15-16)، به اتفاق د ی گر اعضا ی خانواده (خواهر و برادران)؛ ج ) و ی ژگ ی ها ی بارز اخلاق ی : بسيار فعال، باهوش و زرنگ، علاقمند به کارها ی فن ی از کودک ی ، مهارت در تعمير موتور و ماش ی ن در دوران راهنمايي، بس ی ار مت ی ن و آرام، احترام به د ی گران بخصوص بزرگترها، مهربان و خوشرو با كودكان و مردم، بس ی ار راز دار، قانع و ساده زيست .
حضور در وقايع و تظاهرات زمان انقلاب با وجود سن كم (حدود 15-16)، به اتفاق دیگر اعضای خانواده (خواهر و برادران)؛
ج ) ویژگی های بارز اخلاقی :
بسيار فعال، باهوش و زرنگ، علاقمند به کارهای فنی از کودکی ، مهارت در تعمير موتور و ماشین در دوران راهنمايي، بسیار متین و آرام، احترام به دیگران بخصوص بزرگترها، مهربان و خوشرو با كودكان و مردم، بسیار راز دار، قانع و ساده زيست .
==وصیت نامه==
فرازها یی ازوص ی ت فرازهایی از وصیت نامه : سلام به رو ی گل پدر و مادر عز ی زم، ان شاء الله که حالتان خوب باشد از خداوند برا ی شما آرزو ی سلامت ی م ی کنم و از زحمات ی که برا ی من کش ی ده ا ی د سپاسگذارم و شرمنده ام از ا ی ن که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم؛ غرض از نوشتن ا ی ن نامه ا ی ن است اگر خداوند مرا لا ی ق دانست و توف ی ق شهادت نص ی بم گرداند، از شما حلال ی ت م ی طلبم و بد ی ها ی م و جسارت ها ی م را به خوب ی خودتان ببخش ی د . پدر و مادر عز ی ز، اگر من شه ی د شدم ناراحت ی به خود راه نده ی د و افتخار کن ی د که فرزندتان در راه خدمت به اسلام و م ی هن به شهادت رس ی ده است. پدر و مادر عز ی ز، من چ ی ز ی در دن ی ا نداشته ام که قابل توجه باشد و برا ی تقس ی م آن چ ی ز ی بنو ی سم، در دن ی ا فقط پدر و مادر خ ی ل ی خوب ی د ارم، از خدا خ ی ل ی سپاسگذارم که به من ی ک پدر و مادر خوب، داده است، د ی گر عرض ی ندارم و شما را به خداوند تبارک و تعال ی م ی سپارم. 
منبع:سایت شهدای ارتشسلام به روی گل پدر و مادر عزیزم، ان شاءالله که حالتان خوب باشد از خداوند برای شما آرزوی سلامتی می کنم و از زحماتی که برای من کشیده اید سپاسگذارم و شرمنده ام از این که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم؛ غرض از نوشتن این نامه این است اگر [[خداوند]] مرا لایق دانست و توفیق شهادت نصیبم گرداند، از شما حلالیت می طلبم و بدی هایم و جسارت هایم را به خوبی خودتان ببخشید.
پدر و مادر عزیز، اگر من شهید شدم ناراحتی به خود راه ندهید و افتخار کنید که فرزندتان در راه خدمت به اسلام و [[میهن]] به شهادت رسیده است. پدر و مادر عزیز، من چیزی در دنیا نداشته ام که قابل توجه باشد و برای تقسیم آن چیزی بنویسم، در دنیا فقط پدر و مادر خیلی خوبی دارم، از خدا خیلی سپاسگذارم که به من یک پدر و مادر خوب، داده است، دیگر عرضی ندارم و شما را به خداوند تبارک و تعالی می سپارم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/37134سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس== <references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش