شهید ابوالقاسم توزنده جانی: تفاوت بین نسخهها
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | شهید ابوالقاسم توزنده جانی | + | == ردهها == |
| + | {{ترتیبپیشفرض:عبدالصالح_زارع_بهنمیری}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان مازندران]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان بابلسر]]شهید ابوالقاسم توزنده جانی | ||
تاریخ تولد :1337/09/06 | تاریخ تولد :1337/09/06 | ||
| سطر ۱۹: | سطر ۲۵: | ||
خواهر می گوید: چرا شما سر در بدن نداری؟ | خواهر می گوید: چرا شما سر در بدن نداری؟ | ||
شهید سرش را که در دست داشت روی گردن گذاشت و دستی روی آن کشید و مثل اول صحیح و سالم گشت.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/6311/ سایت شهدای ارتش]</ref> | شهید سرش را که در دست داشت روی گردن گذاشت و دستی روی آن کشید و مثل اول صحیح و سالم گشت.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/6311/ سایت شهدای ارتش]</ref> | ||
| − | |||
==نگارخانه تصاویر== | ==نگارخانه تصاویر== | ||
<gallery> | <gallery> | ||
| − | |||
Image:1172110KAKA002-001.jpg | Image:1172110KAKA002-001.jpg | ||
Image:1172110KAKA001-001.jpg | Image:1172110KAKA001-001.jpg | ||
| − | |||
</gallery> | </gallery> | ||
| − | |||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
| + | gallery | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۸
ردهها
شهید ابوالقاسم توزنده جانیتاریخ تولد :1337/09/06
تاریخ شهادت : 1361/03/07
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :خراسان رضوی - تخت جلگه - همت اباد
زندگی نامه
شهید ابوالقاسم توزندجانی فرزند غلامعلی در روستای توزندجان به سال 1337 پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلات را تا پایان مقطع ابتدایی به پایان رساند و حرفه مکانیکی را پیشه خود ساخت. پس از مدتی عزم را جزم کرد و به جبهه های حق علیه باطل شتافت؛ او از تیپ 55 هوابرد شیراز عازم شد؛ طی این مدت چند بار از ناحیه سر و صورت و پای راست مجروح شد و سرانجام در منطقه عملیاتی شلمچه در عملیات بیت المقدس در تاریخ 1361/03/07 به شهادت رسید. پس از مدتی پیکر بی سر او به خانواده تحویل و در روستای همت آباد شهر کهنه به خاک سپرده شد. روحش شاد و يادش گرامي باد
خاطرات
خاطره از زبان خواهر شهید شبی خواهرش خواب دید که برادرش از او می پرسد: چرا غمگینی؟ خواهر می گوید: چرا شما سر در بدن نداری؟ شهید سرش را که در دست داشت روی گردن گذاشت و دستی روی آن کشید و مثل اول صحیح و سالم گشت.[۱]
نگارخانه تصاویر
پانویس
gallery