شهید علی اصغر رضایی رود معجنی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۲: سطر ۲:
 
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی  
 
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی  
 
|نام فرد                = علی اصغر رود معجنی
 
|نام فرد                = علی اصغر رود معجنی
|تصویر                  = jpg12 KBInsert link
+
|تصویر                  =  
 
|توضیح تصویر            =  
 
|توضیح تصویر            =  
 
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
 
|ملیت                  = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
سطر ۳۱: سطر ۳۱:
  
  
خاطرات
+
==خاطرات==
  
 
-    آخرین مرتبه ای که علی اصغر به مرخصی آمده بود و می خواست به جبهه برگردد و هنگام خداحافظی از جیب خود یک جلد قرآن و یک قطعه عکس امام ( ره ) و مقداری پول بیرون آورد و به من و خواهرش داد و گفت : اگر در راه خدا شهید شدم مبادا گریه و زاری نمایید و با اینکار دشمنان اسلام را شاد نمایید . پس از شهادتم خوشحال باشید تا دشمن را ناراحت کنید .
 
-    آخرین مرتبه ای که علی اصغر به مرخصی آمده بود و می خواست به جبهه برگردد و هنگام خداحافظی از جیب خود یک جلد قرآن و یک قطعه عکس امام ( ره ) و مقداری پول بیرون آورد و به من و خواهرش داد و گفت : اگر در راه خدا شهید شدم مبادا گریه و زاری نمایید و با اینکار دشمنان اسلام را شاد نمایید . پس از شهادتم خوشحال باشید تا دشمن را ناراحت کنید .
سطر ۳۷: سطر ۳۷:
 
-    یکی از دوستان علی اصغر به برادرش گفته بود که اصغر شهید شده و جنازه او در دست دشمن افتاده است تا اینکه بعد از 15 ماه پیکر پاکش را از زیر برف و خاکها پیدا کرده بودند و به روستا آوردند . وقتی جهت دیدن و بوسیدن صورتش سر جنازه رفتم مشاهده کردم بعد از گذشت 15 ماه از شهادتش هیچگونه تغییری در چهره اش بوجود نیامده بود و همان لباسهایی که برای آخرین بار برایش دوخته بودم بر تن داشت
 
-    یکی از دوستان علی اصغر به برادرش گفته بود که اصغر شهید شده و جنازه او در دست دشمن افتاده است تا اینکه بعد از 15 ماه پیکر پاکش را از زیر برف و خاکها پیدا کرده بودند و به روستا آوردند . وقتی جهت دیدن و بوسیدن صورتش سر جنازه رفتم مشاهده کردم بعد از گذشت 15 ماه از شهادتش هیچگونه تغییری در چهره اش بوجود نیامده بود و همان لباسهایی که برای آخرین بار برایش دوخته بودم بر تن داشت
  
-    یک شب در یکی از عملیتها من و علی اصغر و تعدادی از بچه ها که جمعا 8 نفر بودیم به دست نیروهای عراقی اسیر شدیم که که علی اصغر در مدت زمان کوتاهی بوسیله یک سیم کوچک گردن یکی از عراقیها را قطع کرد و او را کشت و ما توانستیم از محل فرار کنیم و به خاک خود باز گردیم .
+
-    یک شب در یکی از عملیتها من و علی اصغر و تعدادی از بچه ها که جمعا 8 نفر بودیم به دست نیروهای عراقی اسیر شدیم که که علی اصغر در مدت زمان کوتاهی بوسیله یک سیم کوچک گردن یکی از عراقیها را قطع کرد و او را کشت و ما توانستیم از محل فرار کنیم و به خاک خود باز گردیم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10065 سایت یاران رضا]</ref>
  
  
منبع سایت یاران رضا
+
==پانویس==
 
+
<references/>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10065
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۸

علی اصغر رود معجنی
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد تربت حیدریه
شهادت ۱۳۶۵/۵/۱۸
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدر محمد علی


خاطرات

- آخرین مرتبه ای که علی اصغر به مرخصی آمده بود و می خواست به جبهه برگردد و هنگام خداحافظی از جیب خود یک جلد قرآن و یک قطعه عکس امام ( ره ) و مقداری پول بیرون آورد و به من و خواهرش داد و گفت : اگر در راه خدا شهید شدم مبادا گریه و زاری نمایید و با اینکار دشمنان اسلام را شاد نمایید . پس از شهادتم خوشحال باشید تا دشمن را ناراحت کنید .

- یکی از دوستان علی اصغر به برادرش گفته بود که اصغر شهید شده و جنازه او در دست دشمن افتاده است تا اینکه بعد از 15 ماه پیکر پاکش را از زیر برف و خاکها پیدا کرده بودند و به روستا آوردند . وقتی جهت دیدن و بوسیدن صورتش سر جنازه رفتم مشاهده کردم بعد از گذشت 15 ماه از شهادتش هیچگونه تغییری در چهره اش بوجود نیامده بود و همان لباسهایی که برای آخرین بار برایش دوخته بودم بر تن داشت

- یک شب در یکی از عملیتها من و علی اصغر و تعدادی از بچه ها که جمعا 8 نفر بودیم به دست نیروهای عراقی اسیر شدیم که که علی اصغر در مدت زمان کوتاهی بوسیله یک سیم کوچک گردن یکی از عراقیها را قطع کرد و او را کشت و ما توانستیم از محل فرار کنیم و به خاک خود باز گردیم .[۱]


پانویس

  1. سایت یاران رضا