گلزار : شهداء
==خاطرات:==
72. یک شب در خواب دیدم که دو تابوت شهید را پهلو به پهلو آوردند ـ خلوت هم بود ـ همان لحظه از خواب بیدار شدم و به خانه دخترم رفتم و جریان را برای او تعریف کردم . او هم شروع کرد به گریه کردن . بعد از چند روز که از این ماجرا گذشت پیکر علی اصغر را همراه با یکی از دوستانش آوردند و با هم تشییع کردند .
72. یک شب خواب دیدم که همه مردم روستا به خانه ما آمده اند و مشغول سفید کردن خانه ما هستند . وقتی که علت را از آنها سئوال کردم، گفتند : چیزی نیست . بعد از چند روز از گذشتن این خواب بود که خبر شهادت علی اصغر را برای ما آوردند .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8558 سایت یاران رضا]</ref>
منبع: سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=8558=پانویس== <references/>