rId4
کد شهید : 6613366
*آخرین مرتبه ایی که برادرم احمد عازم جبهه بود برای خداحافظی به منزل ما آمد و من در آن زمان یک فرزند دختر داشتم که نام دخترم را به پیشنهاد احمد فاطمه گذاشتم روزی که احمد برای خداحافظی به منزل ما آمد از من خواست که چند عکس یادگاری با ایشان بگیرم و من هم با نظر ایشان موافقت کردم بعد که احمد فیلمها را ظاهر کرد و آورد دیدیم که همراهش چند عکس بزرگ از خودش علاوه بر عکسهای دیگر وجود دارد، پرسیدم این سه عکس را چرا بزرگ کردی؟ فقط یکی کافی بود . در جواب گفت : مریم جان از این عکسهای یکی برای خودت، یکی برای مادر و یکی دیگر را هم جای مناسبی در دسترس بگذارید وقتی از ایشان پرسیدم چرا یکی از عکسها را در جای مناسبی و در دسترس بگذارم ایشان در جواب گفت : همین دفعه که من به جبهه بروم به شهادت می رسم به همین خاطر می گویم در دسترس بگذارید که وقتی جنازه ام را آوردند این عکس را در جلوی تابوتم نصب کنید و من از این حرف احمد ناراحت شدم و ایشان به من گفت : خواهرم برای شهید شدنم دعا کن چون این آرزوی قلبی من است، بعد با هم خداحافظی کردیم و ایشان عازم جبهه شد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14809 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />
==کدگزاری==
jabe
gallery