ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علی توزنده جانی

۲۶ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۶
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
 
 
rId6
- به خاطر دارم وقتی که علی برای آخرین بار به مرخصی آمده بود حدود 15 روز مرخصی داشت من به دیدن ایشان رفتم ودیدم که از ناحیه پا مجروح شده است . علی گفت: براتعلی من نمیتوانم طاقت بیاورم باید برگردم به جبهه آنها منتظر من هستند در جوابش گفتم تو هنوز تازه از جبهه برگشته ای صبرکن تا پایت بهتر شود بعد برو. اما آن روز علی طور دیگری بود گویی به او الهام شده بود که باید برود به هر حال اصرار های من فایده ای نداشت و عازم جبهه شد هنوز چند روزی از رفتنش نگذشته بود که خبر شهادتش را آوردند .
- به خاطر دارم چهل روز قبل از شهادت علی خواب دیدم که در کربلا هستیم شب جمعه بعد که به زیارت حرم امام حسین رفته بودیم علی به من گفت اگرنمی آیی که من بروم در همان حال دیدم که مصیبت امام حسین (ع) را میخواند سپس ایشان گفت : دیدی جای من کجاست و چه جای خوبی دارم. خانه من کربلاست و در همان حال توصیه کردند که از انقلاب واز این مرز و بوم دفاع کنید . منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 5403سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
۶٬۷۳۸
ویرایش