شهید علی حسین ابادی: تفاوت بین نسخهها
Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۳۴: | سطر ۳۴: | ||
- خبر رسید تعدادی از برادران سپاهی در مسجد شریف آباد سنندج محاصره شده اند و مشکل آب و غذا دارند. تعداد 10 نفر از بچه های نیشابور برای کمک کردن، من جمله«آقای دهنوی» داوطلب شدند. وارد منطقه مسجد شدیم از هیچ چیز اطلاعی نداشتیم. نه از موقعیت دشمن و نه از نظر تعداد آنها.» بسیار مشکل بود ولی با توکل به خدا وارد منطقه شدیم. به محض ورود، دشمن متوجه حضور ما شد و نیروها را به رگبار بست. آقای دهنوی از بهترین نیروهای جبهه بود و از مهمانی که در دسترس داشتیم اطلاع کافی داشت. بعد از پشت سر گذاشتن توانستیم وارد مسجد شویم و برادران اصفهانی از محاصره دشمن نجات پیدا کردند . | - خبر رسید تعدادی از برادران سپاهی در مسجد شریف آباد سنندج محاصره شده اند و مشکل آب و غذا دارند. تعداد 10 نفر از بچه های نیشابور برای کمک کردن، من جمله«آقای دهنوی» داوطلب شدند. وارد منطقه مسجد شدیم از هیچ چیز اطلاعی نداشتیم. نه از موقعیت دشمن و نه از نظر تعداد آنها.» بسیار مشکل بود ولی با توکل به خدا وارد منطقه شدیم. به محض ورود، دشمن متوجه حضور ما شد و نیروها را به رگبار بست. آقای دهنوی از بهترین نیروهای جبهه بود و از مهمانی که در دسترس داشتیم اطلاع کافی داشت. بعد از پشت سر گذاشتن توانستیم وارد مسجد شویم و برادران اصفهانی از محاصره دشمن نجات پیدا کردند . | ||
| − | - به اتفاق جمعی از بسیجیان از کانون بسیج سبزوار حرکت کردیم و عازم جبهه شدیم در بین راه که می رفتیم علی حسین آبادی به من گفت: فلانی من شهید می شوم . گفتم شوخی نکن شهید شدن یا مجروح شدن هر دو دست خداوند است اگر سعادت و لیاقت داشته باشیم هر دو شهید می شویم به هر حال ایشان مکرر این حرف را تکرار می کردند تا این که فردای آن روز ما وارد خط مقدم شدیم و همدیگر را ندیدیم بعد از ساعاتی که از جمله گذشت روز بعد که مجروحین و شهداء را شناسایی می کردند گفتند علی حسین آبادی نیز به شهادت رسیده است . | + | - به اتفاق جمعی از بسیجیان از کانون بسیج سبزوار حرکت کردیم و عازم جبهه شدیم در بین راه که می رفتیم علی حسین آبادی به من گفت: فلانی من شهید می شوم . گفتم شوخی نکن شهید شدن یا مجروح شدن هر دو دست خداوند است اگر سعادت و لیاقت داشته باشیم هر دو شهید می شویم به هر حال ایشان مکرر این حرف را تکرار می کردند تا این که فردای آن روز ما وارد خط مقدم شدیم و همدیگر را ندیدیم بعد از ساعاتی که از جمله گذشت روز بعد که مجروحین و شهداء را شناسایی می کردند گفتند علی حسین آبادی نیز به شهادت رسیده است .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6823 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6823 | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۵
تاریخ تولد : 1346/01/02
نام : علی
محل تولد : شیروان
نام خانوادگی : حسینآبادی
تاریخ شهادت : 1365/07/06
نام پدر : امیر
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشتحمزه
خاطرات
- خبر رسید تعدادی از برادران سپاهی در مسجد شریف آباد سنندج محاصره شده اند و مشکل آب و غذا دارند. تعداد 10 نفر از بچه های نیشابور برای کمک کردن، من جمله«آقای دهنوی» داوطلب شدند. وارد منطقه مسجد شدیم از هیچ چیز اطلاعی نداشتیم. نه از موقعیت دشمن و نه از نظر تعداد آنها.» بسیار مشکل بود ولی با توکل به خدا وارد منطقه شدیم. به محض ورود، دشمن متوجه حضور ما شد و نیروها را به رگبار بست. آقای دهنوی از بهترین نیروهای جبهه بود و از مهمانی که در دسترس داشتیم اطلاع کافی داشت. بعد از پشت سر گذاشتن توانستیم وارد مسجد شویم و برادران اصفهانی از محاصره دشمن نجات پیدا کردند .
- به اتفاق جمعی از بسیجیان از کانون بسیج سبزوار حرکت کردیم و عازم جبهه شدیم در بین راه که می رفتیم علی حسین آبادی به من گفت: فلانی من شهید می شوم . گفتم شوخی نکن شهید شدن یا مجروح شدن هر دو دست خداوند است اگر سعادت و لیاقت داشته باشیم هر دو شهید می شویم به هر حال ایشان مکرر این حرف را تکرار می کردند تا این که فردای آن روز ما وارد خط مقدم شدیم و همدیگر را ندیدیم بعد از ساعاتی که از جمله گذشت روز بعد که مجروحین و شهداء را شناسایی می کردند گفتند علی حسین آبادی نیز به شهادت رسیده است .[۱]