ویرایش‌ها

شهید محمود فرح پور طاهری

۴۵ بایت اضافه‌شده، ‏۳۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۴۶
 
کد شهید: 6714636 تاریخ تولد :
نام : محمود محل تولد : کاشمر
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار :
==خاطرات== عشق به جهاد
موضوع عشق به جهاد
راوی
شهید: محمود فرهپورکاهری گوینده: موسی فرهپورکاهری ــــــــ پدر شهید: موسی هنوز محمود به سن قانونی نرسیده بود که درس و مدرسه را رها کرد تا به جبهه برود تا اینکه دو، سه بار رفت اما اعزامش نکردند و هر دفعه‌ که می‌رفت به او می‌گفتند تو کوچک هستی به خانه می‌آمد و گریه‌ می‌کرد که چرا مرا نمی‌برند تا اینکه یک روز در داخل کفشهایش سنگ کرده بود تا قدش بلند شود و همین طور هم شد و به جبهه اعزام شد. موضوع: 1- عشق به جهاد 2- اولین اعزام
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی
شهید: محمود فرهپورکاهری گوینده: فاطمه هرمزی ــــــــ پدر شهید: موسی هنگامیکه محمود جبهه بود خواب دیدم لباس رزمندگی به تن دارد و قرآن تلاوت می‌کند و زیاد گریه‌ می‌کند جلو رفتم و به او گفتم چرا این قدر گریه ‌می‌کنی گفت مادر برو از داخل آن کاسه حنا بردار و بیاور به دست‌های من بمال که شاید دیگر مرا نبینی، رفتم کمی حنا برداشتم و به دستهای او مالیدم زمان خداحافظی به من گفت مادر مرا حلال کن شاید این حنایی که به دستان من مالیده‌ای حنای ازدواج من باشد و من می‌خواستم بروم دوباره آنرا بغل بگیرم که از خواب بیدار شدم. موضوع: 1- خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
آخرین وداع با خانواده
موضوع آخرين وداع با خانواده
راوی
متن کامل خاطره
شهید: محمود فرهپورکاهری گوینده: موسی فرهپورکاهری ــــــــ پدر شهید: موسی مرحله‌ی سوم یا همان آخرین دفعه‌ای که محمود اعزام می‌شد به جبهه مقابل درب خانه ایستاد و گفت مادر نگاه کن قد من دیگر حالا بزرگ شده و به سقف درب خانه می‌رسد دیگر نمی‌توانند آنها بهانه بگیرند که مرا به جبهه نبرند و من خندیدم و فهمیدم که این حرف را از روی شوخی گفت بعد پدرش او را سوار موتور کرد و به پای ماشین‌ها رسانید و بعد از مدتی خبر شهادتش را آوردند. موضوع: 1- آخرین وداع از خانواده 2- خبر شهادتمنبع سایت: .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15858سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش