- یادم هست برای آخرین باری که برادرم علی آقا می خواست به جبهه اعزام شود من همراه او به پایگاه رفتم، ایشان بسیار خوشحال بود و در آخرین جملات هنگام وداع به من گفت: این بار به جبهه بروم شهید می شوم و دیگر بر نمی گردم .
- این گونه که همرزمان همسر شهیدم آقای حریم، نقل می کنند. علی آقا در حال درست کردن شربت برای دیگر همرزمانش بوده و همه دوره جمع بودند تا شربت بنوشند که ناگهان خمپاره ای در بین آنها به زمین می خورد عده ای در آن جمع مجروح می شوند وعلی آقا نیز شربت شیرین شهادت را می نوشند و به آروزی دیرینه ی خود می رسند . منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6610سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />