شهید علی محمد حاکمی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | |||
نام : علیمحمد | نام : علیمحمد | ||
| − | |||
| − | |||
نام خانوادگی : حاکمی | نام خانوادگی : حاکمی | ||
| − | |||
| − | |||
نام پدر : محمد | نام پدر : محمد | ||
| + | |||
| + | تاریخ تولد : 1343/03/21 | ||
| + | |||
| + | محل تولد : کاشمر | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1360/09/21 | ||
مکان شهادت : | مکان شهادت : | ||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۷: | ||
مسئولیت : رزمنده | مسئولیت : رزمنده | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| + | *برادر عزیز شهیدم على محمد تعریف میکرد:در روزهاى درگیرى مردم با رژیم ستمشاهى سفّاک پهلوى در مشهد مقدس در چهارراه نادرى نزدیک منزل آیت الله شیرازى مردم تظاهرات میکردند که یکدفعه بین مردم و مأمورین شاه درگیرى شدیدى پیش آمد و مأمورین مبادرت به تیراندازى کردند و من در حدود یک ساعت براى اینکه گلوله به من اصابت نکند در داخل جوى کنار خیابان خودم را مخفى کرده بودم و تیراندازى زیادى شد مقدارى شهید شدند و مقدارى مجروح اما من سالم ماندم . | ||
| − | + | *روزی که برادر عزیز شهیدم على محمد میخواست به جبهه برود هنگام بدرقهاش براى خداحافظى روحیه و رفتار عجیبى داشت میگفت:من که دارم میروم اما روستاى ما یک شهیدى میدهد به من گفت یک هشت هزارتومان در یک دفترچه بانکى دارم براى خرج دفن و کفنم او رفت جبهه و اولین شهید روستایمان شد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6497 سایت یاران رضا]</ref> | |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:6497 (1).jpg | |
| − | + | ||
| + | </gallery> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۷
نام : علیمحمد
نام خانوادگی : حاکمی
نام پدر : محمد
تاریخ تولد : 1343/03/21
محل تولد : کاشمر
تاریخ شهادت : 1360/09/21
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
خاطرات
- برادر عزیز شهیدم على محمد تعریف میکرد:در روزهاى درگیرى مردم با رژیم ستمشاهى سفّاک پهلوى در مشهد مقدس در چهارراه نادرى نزدیک منزل آیت الله شیرازى مردم تظاهرات میکردند که یکدفعه بین مردم و مأمورین شاه درگیرى شدیدى پیش آمد و مأمورین مبادرت به تیراندازى کردند و من در حدود یک ساعت براى اینکه گلوله به من اصابت نکند در داخل جوى کنار خیابان خودم را مخفى کرده بودم و تیراندازى زیادى شد مقدارى شهید شدند و مقدارى مجروح اما من سالم ماندم .
- روزی که برادر عزیز شهیدم على محمد میخواست به جبهه برود هنگام بدرقهاش براى خداحافظى روحیه و رفتار عجیبى داشت میگفت:من که دارم میروم اما روستاى ما یک شهیدى میدهد به من گفت یک هشت هزارتومان در یک دفترچه بانکى دارم براى خرج دفن و کفنم او رفت جبهه و اولین شهید روستایمان شد .[۱]