==خاطرات==
• فرزند عزیز شهیدم هادی علاقه ی بسیار زیادی به جبهه داشت پدرش رفته بود از طریق ادعای کفالت معافیت او را از [[خدمت سربازی]] بگیرد به یاد دارم که هنوز جواب نامه نیامده بود که هادی گفت باید به جبهه بروم چون رفتن به جبهه وظیفه ی ماست و ما باید از کشورمان در مقابل دشمنانش دفاع کنیم.
• من برای معافیت از سربازی فرزند عزیز شهیدم هادی ادعای کفالت کرده بودم اما قبل از این که جواب نامه ی کفالتش بیاید گفت: من باید هم اکنون به [[جبهه]] بروم چون این یک امر لازم و ضروری است و این وظیفه ی ما هست که از کشورمان در مقابل [[دشمن]] دفاع کنیم.منبع سایت یاران رضا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6153سایت یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references />