ویرایش‌ها

شهید عبدالحسین کیانی

۴۸ بایت حذف‌شده، ‏۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۰
عملیات فتح الم بین داشت شروع می‌شد. یک روز از پادگان دوکوهه داشتیم می‌آمدیم خانه که پرسیدم بدهکاری؟ گفت: تا جایی که یاد دارم هیچ نمازی بدهکار نیستم و دوباره می‌گفت: تا سال ۴۲ و گریه می‌کرد. باز ما گفتیم که روزه‌ای، خمسی، زکاتی بدهکاری؟ گفت که بدهکار نیستم و پس از چندین بار صحبت و قطع آن با بغض و گریه‌اش با زحمت گفت که من سال ۴۲ خدمت امام بودم و بعد از آن نتوانستم خدمت امام برسم. اگر شهید شدم، سلام مرا به او برسانید و بگویید دو رکعت نماز برای من بخواند. بعد مکثی کرد و گفت: نه نماز نخواند. نمی‌خواهم به زحمت بیفتند.
 
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/208613/کسی-که-مرا-از-قمارخانه-نجات-داد-تصاویر
 
 
*اگر امام گفته
از آن موقعی که امام سفارش کرده بود که بروید جبهه تا جوان‌ها خسته نشوند، گفت: من هم باید برای عملیات‌های اصلی به جبهه بروم و بعد از آن دیگر به جبهه‌های پدافندی بسنده نکرد تا اینکه، با شروع عملیات فتح الم بین مسئولین سپاه خیلی به او اصرار کردند که در عملیات شرکت نکند، اما او با یک جمله همه را قانع کرد و گفت: امام فرموده بروید جبهه تا جوانان خسته نشوند. بعد گفت: اگر امام گفته به استثناء من، قبول، من نمی‌روم جبهه و حتی اگر آیت‌الله مشکینی به گه باز هم من قبول می‌کنم. بعد از این استدلال، دیگر کسی حرفی نزد و او با داشتن هشت فرزند کوچک و دامداری و مغازه قصابی، همه را رها کرد و رفت برای جهاد... . <ref>[http://yalasaratwww.com/vdcbfzbamashreghnews.rhbsfpiuur.htmlir/fa/news/208613 سایت مشرق زمین]</ref>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
</gallery>
==پانویس==
<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش