شهید محمود فتاحی ثانی سبزوار: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(خاطرات)
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
یکی از همرزمان پسرم محمود برایم نقل کرد که شب جمعه بود و ما دعای کمیل می خواندیم دیدم محمود برای خودش خلوت کرده و در گوشه ای رفته است و دعای کمیل می خواند وقتی به ایشان گفتم بیا پیش ما بشین و دعا را با بچه ها بخوانیم ایشان گفت دوست دارم آخرین دعای کمیل که می خوانم در تنهایی باشم و دیگر دعای کمیل نمی خوانم گفتم این چه حرفی است که می زنی گفت چند شب پیش خواب دیدم که شهید می شوم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15708 سایت یاران رضا]</ref>
+
*یکی از همرزمان پسرم محمود برایم نقل کرد که شب جمعه بود و ما دعای کمیل می خواندیم دیدم محمود برای خودش خلوت کرده و در گوشه ای رفته است و دعای کمیل می خواند وقتی به ایشان گفتم بیا پیش ما بشین و دعا را با بچه ها بخوانیم ایشان گفت دوست دارم آخرین دعای کمیل که می خوانم در تنهایی باشم و دیگر دعای کمیل نمی خوانم گفتم این چه حرفی است که می زنی گفت چند شب پیش خواب دیدم که شهید می شوم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15708 سایت یاران رضا]</ref>
 +
 
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ ‏۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۳۰

کد شهید: 6714431 تاریخ تولد : نام : محمود محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : فتاحی‌ثانی‌سبزوار تاریخ شهادت : 1367/03/20 نام پدر : محمدعلی‌ مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : دانش آموز یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : بهشت‌شهداء

خاطرات

دعا وتوسل- انفرادی موضوع بدون موضوع راوی محمد علی فتاحی ثانی متن کامل خاطره

  • یکی از همرزمان پسرم محمود برایم نقل کرد که شب جمعه بود و ما دعای کمیل می خواندیم دیدم محمود برای خودش خلوت کرده و در گوشه ای رفته است و دعای کمیل می خواند وقتی به ایشان گفتم بیا پیش ما بشین و دعا را با بچه ها بخوانیم ایشان گفت دوست دارم آخرین دعای کمیل که می خوانم در تنهایی باشم و دیگر دعای کمیل نمی خوانم گفتم این چه حرفی است که می زنی گفت چند شب پیش خواب دیدم که شهید می شوم.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا