نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشتفضل
==خاطرات== عشق شهادت
عشق شهادت
موضوع عشق شهادت
راوی کلثوم حسن آبادی
متن کامل خاطره
وقتی ایشان می خواست به جبهه برود برادرش در کردستان بود من به ایشان گفتم برادرت در کردستا ن است تو نباید بروی .بعد ایشان گفت : ببین مادر اگر من بروم و شهید بشوم برای شما باعث افتخار است و به شما عنوان مادر شهید راضی می دهند که این خود مقام والایی است .
تقید به نماز
موضوع تقيد به نماز
راوی محمد فتحی
متن کامل خاطره
یک روز گوسفندهای ما گمشده بودند مادرم با علی اصغر رفتند تا آنها را پیدا کنند .بعد از مدتی مادرم میبیند که علی اصغر پشت سرش نیست .بعد از چند دقیقه ای می بیند که اصغر برگشته و به او می گوید کجا بودی؟ علی اصغر می گوید :داشتم نماز می خواندم مادرم به او می گوید گله با این همه گوسفند گم شده بود بعد تو نماز می خوانی . علی اصغر گفته بود اگر همه گوسفندان هم گم شوند اهمیتی ندارد . زیرا از نماز مهمتر نیست.
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی محمد فتحی
متن کامل خاطره