ویرایش‌ها

شهید علیجان بهلولی

۱۰۴ بایت اضافه‌شده، ‏۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۹
گلزار :
 
 
rId6
- علیجان وقتی گفت : می خواهم به جبهه بروم گفتم : مادر جان دو نفر از برادرانت رفته اند تو دیگر نمی خواهد بروی بهتر است سرو سامانی به زندگی ات بدهی به فکر زن و بچه ات باشی او گفت : مادر جان این راه دین است و به خاطر حفظ ناموس باید برویم . در آن زمان در روستای بزنگان دوره آموزش نظامی گذاشتند علیجان هم در این دوره شرکت کرد و در طی همین دوره آموزشی به شهادت رسید .
- من با زنان همسایه بیرون نشسته بودم دیدم یک ماشین زرد رنگ آمد جلوی درب حیاط ایستاد. یکی از آشنایان ماهم داخل ماشین بود آمد پائین سلام و احوال پرسی کرد، دیدم رنگش پریده است گفتم چی شده؟ گفت بیا توی ماشین نشستم داخل ماشین رک و راست بدون هیچ مقدمه گفت : علی شهید شده پرسیدم کجا؟ گفت در دوره آموزشی نظامی تیری رها شده و او به شهادت رسید. ما به بزنگان آمدیم خدا شاهد است وقتی جنازه علی را از سردخانه بیرون آوردند و درون تابوت گذاشتند ، تابوت خود به خود جلو می رفت ، اصلا انگار پرواز می کرد مثل اینکه کسی تابوت را نگه داشته بود همه می گفتند : خوش به سعادت علی چقدر راحت تابوتش جلو می رود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=4419 سایت یاران رضا]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery> Image:4419 (1).jpg  </gallery>
منبع سایت یاران رضا==پانویس==
http:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 4419>
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش