ویرایش‌ها

2 شهید سید محمود حسینی

۹۸ بایت اضافه‌شده، ‏۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۰
یک روز من با شوهرم بحث کرده بودم و به عنوان قهر به خانه برادرم سید محمود رفتم و به او گفتم : من باشوهرم دعوا کرده ام . سید محمود گفت : یعنی تو واقعا" با شوهرت قهر کرده ای ؟ گفتم بله . گفت : همین الان برگرد به خانه ات و هر وقت با شوهرت آشتی کردی بیا و اگر یک ماه هم در خانه ام بمانی روی چشمم جای داری و این یک درس بود که از او یاد گرفتم و دیگر هیچگاه قهر نکردم .
یکی از همسایه های ما مشروب خوار بود وهمیشه صدای نعره اش به خانه ما می آمد وسید محمود از این موضوع خیلی ناراحت بود پس از چند مرحله تذکر یک روز به درب خانة او رفت وبه اوگفت : اگر دست از این کار برنداری تو را تحویل کمیته می دهم وکاری می کنم که از کارت پشیمان شوی . بالاخره سید محمود باعث شد که او این کارها را ترک کند ودر نهایت همراه خودش عازم جبهه شود .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7135 سایت یاران رضا]</ref>
سایت:یاران رضا ==پانویس== http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID>=7135= رده‌ها ====کدگزاری== jabegallery
۱۶۹
ویرایش