ویرایش‌ها

شهید علی عبدالهی

۱٬۰۳۵ بایت اضافه‌شده، ‏۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۲
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی کد شهید: 6613028 تاریخ تولد : |نام فرد = علی عبدالهی|تصویر = |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: علی‌ محل پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد : = [[بجنورد]]نام خانوادگی : عبدالهی‌ تاریخ |شهادت : 1366 = [[۱۳۶۶/11۱۱/22۲۲]]|وفات = |مرگ = |محل دفن = |مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت = |طول خدمت = |درجه = |سمت‌ها = رزمنده |جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشان‌های لیاقت = |عملیات‌ = |فعالیت‌ها = |تحصیلات = |تخصص‌ها = |شغل = |خانواده = نام پدر : [[عیدمحمد مکان ]]}}  ==خاطرات==لحظه و نحوه شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار :
خاطرات
لحظه و نحوه شهادت
موضوع لحظه و نحوه شهادت
 
راوی حسین جهانی
 
متن کامل خاطره
در خط مقدم مشغول تیراندازی به طرف دشمن بودیم که علی از جایش بلند شد و شروع به تیراندازی می کرد. هر چه اصرار کردم داخل سنگر رفته و یا نشسته تیراندازی کند. توجهی به صحبتهای من نکرد و با تمام توان به مبارزه با دشمن مشغول بودند. در همین هنگام ناگهان تیر مستقیم به ایشان اصابت کرد. با دیدن این صحنه فوراً او را به پشتم انداختم و داخل سنگر بردم که در سنگر به شهادت رسید.
خواب و رویای شهید 
موضوع خواب و روياي شهيد
 
راوی مریم قربانی
 
متن کامل خاطره
شهید علی یک شب خوابی دیده بود که برای ما تعریف کرد و می گفت : در خواب دیدم در جبهه در حال عملیات هستیم و بر دشمن یورش آوردیم و در جمع ما حضرت ابا عبد ا...الحسین (ع) حضور دارند ومن یک مقدار دلهره و ترس داشتم و با نگرانی به طرف دشمن می رفتم اما در همین موقع امام حسین (ع) به طرف من آمدند و فرمودند : نترسید و حمله کنید من همراه شما هستم وسپس خطاب به من فرمودند : شما به زودی صاحب یک فرزند پسر خواهید شد که بر روی بدنش یک خال وجود دارد که آن خال اثر انگشت من می باشد و شما اسم این پسر را حسین بگذارید و از خواب بیدار شدم و او گفت : چون در خواب حضرت امام حسین (ع) را دیدم من حتماً شهید می شوم وبچه ها را به شما می سپارم . البته وقتی این خواب خود را برایم تعریف کرد هنوز خبری از بچه دار شدن من نبود و حتی شهید سؤال کرد که شما بچه دارید و من گفتم : خیر ولی او اصرار کرد که شما بچه دارید و پس از مدتی من بچه دار شدم و موقعی که بچه به دنیا آمد من اول از خال بچه سؤال کردم گفتند : یک خال بر روی پای راست بچه مثل یک اثر انگشت وجود دارد. و من فوراً به یاد تعبیر خواب شهید افتادم و الان هم خال وجود دارد و اسم پسرم حسین می باشد .منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14455سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض:علی عبداللهی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش