ویرایشها
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
==خاطرات== امر به معروف و نهی از منکر
موضوع امر به معروف و نهي از منکر
راوی لیلا جغتایی
متن کامل خاطره
یک بار من به همراه دیگر همسایه ها جلوی در خانه ایستاده بودیم می کردیم که یکباره احمد مرا صدا زد و گفت: مادر بیا من رفتم مرا برد نزدیک تنور که روشن بود و دستم را روی تنور گذاشت به صورتی که دستم داشت می سوخت و به من گفت : مادر جان آتش تنور آسانتر از آتش جهنم است پس این آتش را بچش تا خود را گرفتار آتش جهنم نکنی .گفتم : مگر چی شده گفت: چرا با دیسگران غیبت می کنید.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16006سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />