ویرایش‌ها

شهید علیرضا خلیلی شهانقی

۱٬۳۱۰ بایت اضافه‌شده، ‏۷ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۲
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = علیرضا خلیلی شهانقی
|تصویر = alireza-khalilishahanaghi.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = [[زادروزهای 1 فروردین|1341/01/01]]
|شهادت = [[الگو:شهدای 20 فروردین|1366/01/20]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها =
|جنگ‌‌ها =
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات =
|تخصص‌ها =
|شغل =
|خانواده =
}}
 
 
شهید علیرضا خلیلی شهانقی
==زندگینامه==
اولین روز سال 1341، بهار برای خانواده خلیلی شهانقی عطر و بوی دیگری داشت.هدیه بهار برای حاج آقا بیوک خلیلی شهانقی و همسرش گوهر تاج خانم، آخرین فرزندشان علی رضا بود که پس از پنج فرزند پسر و دو فرزند دختر خداوند به آنها اهدا کرد.
خانواده پر جمعیت علی رضا در محلّه قدیمی تهران، محلّه امیریه ساکن بودند، محلّه ای که علی رضا کودکی خود را در کنار برادران و خواهرانش در آنجا گذراند.
علی رضا خلیلی شهانقی از میان همکاران و همرزمان جهاد سازندگی رفت، اما نام و یاد او همواره در قلب همرزمان و همسنگرانش و در تاریخ دلاوری ها و فداکاری های سنگر سازان بی سنگر جهاد سازندگی و تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شد.
==خاطرات==
یکی از همکاران و همرزمان علی رضا در ستاد پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد سازندگی درباره روزهای حضور وی در جبهه ها می گوید:
« اولین باری که علی رضا به جبهه آمد، با بنده بود. با توجه به نیاز منطقه به کارهای مهندسی، علی رضا وارد کارهای مهندسی شد و این در حالی بودکه چند ماهی بیشتر به عملیات خیبر نمانده بود و علی رضا با توجه به علاقه اش، رانندگی بلدوزر را در مدت کوتاهی به بهترین نحو یاد گرفت. با شروع عملیات خیبر در یکی از محورهای عملیاتی پاسگاه زید، بایستی با دیگر برادران جهاد فارس، خاکریزهای عملیاتی زده می شد و بعداً همین مسئولیت را علی رضا در احداث خاکریزهای مهم منطقه طلائیه تا کوشک و در عملیات خیبر بر عهده داشت. بعد از احداث این خاکریزها که تعداد زیادی از برادران مهندس جهاد فارس شهید و زخمی شده بودند، مأموریت کارهای مهندسی جزایر مجنون ( خیبر) را به جهاد فارس واگذار کردند و این در حالی بود که هنوز جزایر مجنون ( خیبر) بدون جاده بود و برادران از طریق قایق و پل به جزایر انتقال داده شدند و امام فرموده بودند که جزایر خیبر بایستی حفظ شود. حفظ جزایر بدون انجام کارهای مهندسی، با توجه به فشار بیش از حد توپخانه و بمباران ها و نیز بمباران های شیمیایی، میسر نبود. بچه های مهندسی با کمک رزمندگان بسیج، دستور امام را اجرا کردند و جزایر را تثبیت کردند. علی رضا چند بار تا مرز شهادت در این عملیات پیش رفت، ولی تقدیر نبود و او همچنان در امور مهندسی انجام وظیفه می کرد. علی رضا در حین عملیات به بدترین وجه مورد اصابت گازهای شیمیایی دشمن در جزیره شمالی قرار گرفت و برای معالجات مدتی از منطقه خارج شد»
*یکی از دوستان علی رضا می گوید:
« در عملیات والفجر هشت بارها علی را در خطوط مقدم در زیر شدیدترین آتش های دشمن در منطقه کارخانه نمک مشغول فعالیت دیدم و این در حالی بود که بعضی افراد فکر می کردند که علی فقط کارش در مناطق پشت جبهه ( در اهواز و تهران) است. »
یکی از همرزمان و همکاران علی رضا درباره فعالیت وی در آن دوران می گوید:
« دشمن تمام منطقه را زیر شدیدترین آتش های توپ خانه و خمپاره قرار داده بود، برادران مهندسی جهاد سازندگی می بایستی منطقه آزاد شده را خاکریز بزنند و کار در زیر این آتش ها کار آسانی نیست، مگر برای آنهایی که دارای ایمانی قوی و شجاعتی فوق العاده باشند. »
==قسمتی از وصیت نامه ==
خدایا تو را شکر می گزارم که در این دنیای فانی از بین همه تاریکی ها و زشتی های دنیوی، صراط مستقیم خود را بر این حقیر نمایان کردی. من که در همه مدت عمر بعد از هدایتم، به جز طلب عفو و رحمت تو کار دیگری نداشتم. لذا اینک دست به دعا بر می دارم که خدایا مرا نیز در زمره شهدای در راهت قرار بده.
« از وصیت نامه شهید» منبع.<ref>[http://navideshahed.com/fa/news/416075 سایت نویدشاهد]</ref>==‌پانویس==<references />
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش