شهید علی اصغر فشانجردی: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | + | خاطرات | |
| − | + | دیدگاه شهید | |
| − | دیدگاه شهید | + | |
| − | + | ||
موضوع ديدگاه شهيد | موضوع ديدگاه شهيد | ||
| − | |||
راوی علی اکبر فشانجردی | راوی علی اکبر فشانجردی | ||
| − | |||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | یک دفعه که برادرم علی اصغر به مرخصی آمده بود گفتم: برادر دیگر به جبهه نرو گفت : شما که نمی دانید در سوسنگرد و هویزه چه خیر است و دشمن در خرمشهر و آبادان چه کارهای کرده است . اگر بدانی چه خانه هایی که در آن زن ها و بچه ها اسیر بودند یا این که یک جا چهل تا دختر را اسیر کرده و همه را سر بریدند. آنوقت به من می گویید نرو؟ اگر شما هم آنجا بودید و همچنین صحنه ای را می دید می گفتید: اینجا نباش و به کمک همنوعانت برو.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16008 | + | یک دفعه که برادرم علی اصغر به مرخصی آمده بود گفتم: برادر دیگر به جبهه نرو گفت : شما که نمی دانید در سوسنگرد و هویزه چه خیر است و دشمن در خرمشهر و آبادان چه کارهای کرده است . اگر بدانی چه خانه هایی که در آن زن ها و بچه ها اسیر بودند یا این که یک جا چهل تا دختر را اسیر کرده و همه را سر بریدند. آنوقت به من می گویید نرو؟ اگر شما هم آنجا بودید و همچنین صحنه ای را می دید می گفتید: اینجا نباش و به کمک همنوعانت برو. |
| − | + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16008 یاران رضا]</ref> | |
| − | + | ||
| − | == | + | ==پانویس== |
| − | + | <references/> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
نسخهٔ ۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۳
کد شهید: 6714785 تاریخ تولد : نام : علیاصغر محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : فشانجردی تاریخ شهادت : 1367/04/04 نام پدر : براتقلی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : خاطرات
دیدگاه شهید
موضوع ديدگاه شهيد راوی علی اکبر فشانجردی متن کامل خاطره
یک دفعه که برادرم علی اصغر به مرخصی آمده بود گفتم: برادر دیگر به جبهه نرو گفت : شما که نمی دانید در سوسنگرد و هویزه چه خیر است و دشمن در خرمشهر و آبادان چه کارهای کرده است . اگر بدانی چه خانه هایی که در آن زن ها و بچه ها اسیر بودند یا این که یک جا چهل تا دختر را اسیر کرده و همه را سر بریدند. آنوقت به من می گویید نرو؟ اگر شما هم آنجا بودید و همچنین صحنه ای را می دید می گفتید: اینجا نباش و به کمک همنوعانت برو. [۱]