rId6==زندگینامه==
زندگینامه
شهید غلامحسین خزاعی / در 20 اردیبهشت سال 1345 در شهرستان راور متولد شد. در تابستان 1260 برای نخستینبار به جبهه رفت. نماز و مناجات و اشكهای حسین را هنوز، همسنگرانش به خاطر دارند. غلامحسین خزاعی، بهمن ماه سال 1362، تحصیلات متوسطه را رها كرد و روح بیقرار عاشقاش را برای همیشه به جبهه برد و سرانجام در عملیات والفجر 8 به شهادت رسید .
==خاطرات==
- " باران به شدت مي باريد. خاک نرم خوزستان در مدت اندکي به گل چسبنده اي تبديل شد. در همان حال ، حسيـن کفش ها را بيـرون آورده بـود و بـا پـاي بـرهنه ايـن طـرف و آن طرف ميرفت. پرسيدم: «چرا کفش هايت را در آورده اي؟ » گفت: «انسان روز محشر با پاي برهنه محشور مي شود. خواستم يک امتحاني بکنم .»
- حاج آقا و مادرم قصد داشتند به مکه مشرف شوند. بچه ها تنها و بيسرپرست بودند . براي حسين پيغام دادند:« ما به مکه مي رويم و بچه ها تنها هستند. خودت را از جبهه برسان و بچه ها را سرپرستي کن تا برگرديم.» کمي بعد پاسخ حسين طي نامه اي رسيد. نوشته بود:«..... لباس بسيجي من مثل همان لباس احرامي است که تو برتن مي کني و به مکه مي روي. تيري که از سلاح من به سوي دشمن شليک مي شود، مثل سنگي است که تو در منا به شيطان مي زني . همانطور که تو با عشق و علاقه به طواف کعبه مي روي، من هم با همان عشق به جبهه آمده ام. کعبه ي تو آن جاست، کعبه ي من اينجاست .»
راوی: خواهرشهيد خزاعي.<ref>کتاب زنجیرها</ref>==پانویس== منبع کتاب زنجیرها<references />