==خاطرات==
یادم می آید در حرم امام رضا علیه السلام نذر کردم که اگر خدا به من فرزند پسر بدهد تمام آنها را رضا می گذارم که خداوند بزرگ و بلند مرتبه همین لطف و کرد و این پسر را به من داد و نامش را غلامرضا گذاشتم .
یادم است به فرزندم غلامرضا چمن گذار روزی پیشنهاد دادم که ایشان را داماد کنم . ایشان هم قبول کرد و دختری را به عقد او در آوردیم . پس از چند ماه برایش عروسی گرفتم و تشکیل خانواده داد . وسط چله بزرگ بود . رفت به جبه گفت تا سه ماه تمام نشود به مرخصی نمی آیم . پس از 55 روز خدمت دیدم به مرخصی یک هفته ای آمد . بعد از اتمام مرخصی خداحافظی کرد و رفت در موقع خداحافظی گفت : ممکن است من شهید شوم بلاخره کارها بدست خداست . رفت و شربت شهادت را نوشید .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6278 سایت یاران رضا]</ref>==نگارخانه تصاویر==<gallery>
Image:6278 (1).jpg </gallery>==پانویس==منبع سایت یاران رضاHYPERLINK "http:<references //yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6278" http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6278>