وصيتنامه خود را در اين جا مىنويسم، اگر من روزى شهيد شدم يا مردم، براى من گريه نكنيد، چون من دل شكسته، مىخواهم در راه پاك خدا جان خود را فدا، و از ميهن اسلامى خود دفاع كنم، من هميشه مىخواستم به كسى حرف ؟؟؟ و خود را هميشه ؟؟؟ نگه داشتم، من طرفدار حق هستم.
اى خداى مهربان، تو از دل من خسته، خبر دارى كه دل جز به غير تو چيز ديگري نيست، با آرزوى پيروزى براى رزمندگان اسلام، سلامتى بر امام خمينى، خدايا به شكرانه اين پيروزى بزرگ خوش دارم كه هديهاى تقديم كنم اما چيزى جز جان ندارم، از بهترين جوانان حيات خود را تقديم كردند من از شدت شوق مي سوزم، مىلرزم، شرم زدهام و نمىدانم تو را چگونه شكر كنم، مىخواهم همه چيز خود را حتي جان خود را قربانى كنم، با كمال اخلاص، آنچه دارم تقديم مىكنم مالى ندام، ملكى ندارم، درويشم، بىچيزم، فقط قلبى سوزان دارم كه آن را تقديم كردهام و جانم ناچيزتر از آن است كه براى تقديم آن بخواهم منتى بگذارم، جانم كه چيزى نيست.
خدايا، من آمدهام با همه وجودم، با قلبم و روحم، آمدهام كه خود را قربانى راه كنم، آمدهام تا همه وجودم حيات و هستى خود، و خود را تقديم كنم، من چيزى از تو نمىخواهم، من سرباز گمنامم، من درويش سر و پا برهنهام.... منبع<ref>[https: //ajashohada.ir/MartyrDetails/30124 سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس== <references />