ویرایش‌ها

شهید غلام محمد عبدالهی

۹ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۸
==خاطرات==  قدرت روح و کرامت نفس 
موضوع قدرت روح و کرامت نفس
 
راوی سکینه زیتوانی
 
متن کامل خاطره
دفعه ی آخری که غلام محمد از جبهه به مرخصی آمد، جنازه ی شهیدهایی را همراه خودش به بیرجند آورده بود که آن را به گزیک انتقال دهد از او پرسیدم که چطور جرات کردی این جنازه را همراه خودت به این جا بیاوری؟ گفت: ممکن است فردا کس دیگری جنازه ی مرا بیاورد. که چنین هم شد و بعد از این که به جبهه برگشت، دیری نگذشت که به درجه ی رفیع شهادت رسید و جنازه اش را به بیرجند آوردند.
تولد و کودکی 
موضوع تولد و کودکي
 
راوی سکینه زیتوانی
 
متن کامل خاطره
چند سالی بود که من بچه دار نمی شدم. بالاخره بعد از چندین سال خدا به ما فرزندی عطا کرد. وقتی که غلام محمد خواست متولد شود خانه را نور فرا گرفت و روشن شد. پس از این که کارهای اولیه ی بعد از تولد او انجام شد آن نور خاموش گردید و به روی کتف محمد لکه ای سبز رنگ پدید آمد. با تولد او زندگی ما رنگ و بویی بهتر گرفت و ما نام حضرت محمد(ص) را بر او گذاشتیم.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=14447 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
 
<references />
==رده==
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش