شهید غلامحسن باقری: تفاوت بین نسخهها
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۵: | سطر ۱۵: | ||
| + | ==وصیت نامه== | ||
| + | بسم الله الرحمن الرحیم | ||
| + | حال که این وصیت نامه را می نویسم با آگاهی کامل به اسلام و هدفی که دارم چند جمله ای روی کاغذ می نویسم تا بعد از شهادتم تسلایّ دل خانواده و دوستانم باشد. | ||
| + | « بسم الله الرحمن الرحیم و لنبلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقصٍ من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرین* الذین اذا اصابتهم مصیبۀ قالوا انالله و انا الیه راجعون » | ||
| + | و البته شما ر ا به سختی هایی چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس ( از بین بردن یکی از افراد خانواده تان) و آفات زراعت می آزماییم و بشارت و مژده آسایش به آن کسانی که هرگاه مصیبتی بر آنان وارد می شود و حادثۀ ناگواری برایشان پیش می آید صبر می کنند و می گویند ما همه از خداییم و به سوی او میرویم. حال که معنی آیه را فهمیدید ، برایتان چند کلمه می نویسم : قبل از هر سخنی و یا نوشته ای از همۀ شما عذرخواهی و خداحافظی می کنم. ( خدا نگهدارتان) مادر عزیزم، برادران گرامی ام و خواهرانم و همسرم و دوستان و آشنایان، خداوند به شما صبر جلیل عطا فرماید تا بتوا نید مصیبت ها را تحمل کنید و از اینکه در طول عمرم باری بر دوش شما بودم و نتوانستم برایتان تلافی کنم ، مرا ببخشید . مبادا فکر کنید پناه بردنم به شهادت فرار از زندگی ( یا فرار از شما ) باشد. خیر ، چنین نیست بلکه فرصتی است که به دست آمده که بتوانم به ندای حسین زمانمان، خمینی بزرگ ، لبیک گویم و فرصت دستیابی به فوز عظیم ر ا، که عین سعادت است ، غنیمت بشمارم . بنده که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم ، شاید شهادتم باعث افتخارتان گردد و هدیه ای را که در راه اسلام داده اید مورد قبول خداوند قرار گیرد و باز هم همان طور که بارها برایتان تعریف کرده ام وقتی یکی از بهترین افراد یک خانواده مریض می شود و احتیاج به عمل جراحی دارد و خون می خواهد، سعی می کنیم که هرطور شده و حتی از خون بدنمان به او تزریق کنیم تا زنده بماند و خلاصه هر کاری که از دستمان برآید انجام می دهیم و حال انقلاب اسلامی ما هم حالت همان مریض را دارد که در مقابل ضربات دشمنان احتیاج به خون دارد، پس چرا برای خون دادن به اسلام از یکدیگر سبقت نگیریم و جان های بی قابلمان را با خدا به بهای بهشت به معامله نگذاریم. اول، از همگی شما به خصوص مادر عزیزم و برادرانم و خواهرانم و آشنایان سپاسگزارم که سال ها برایم زحمت کشیدید و مرا بزرگ کردید و به راه اسلام هدایت نمودید و برای همۀ شما آرزوی سعادت و موفقیت و صبر می کنم و دختر خالۀ مهربان، از اینکه نتوانستم در اوایل زندگی مان همسر خوبی برایت باشم ، امیدوارم مرا ببخشید و از شما میخواهم که رسالت رساندن پیام شهید را بر دوش خود بکشی و در راه رساندن ندای اسلام به گوش جهانیان کوشش بنمایی . خواهرانم و مادرم ، از شما می خواهم همانند زینب باشید و صبر داشته باشید و از امام بت شکن مان، خمینی بزرگ ، درس بیاموزید که وقتی خبرشهادت حاجی مصطفی را به او می دهند فقط می گوید « انالله و انا الیه راجعون » و می گوید همه از خداییم و به سوی او می رویم و در جلوی دیگران گریه نمی کند که دشمنان شاد شوند . از شما هم می خواهم که خود را کنترل کنید و گریه نکنید چون شهید گریه نمی خواهد، بلکه ادامه دهندة راه می خواهد و همان طور که می دانید بنده امانتی از طرف خدا در نزد شما بودم که حال خود او امانتش را پس می گیرد و من از شما می خواهم که برایم طلب آمرزش و مغفرت بکنید و دعا کنید که خداوند گناهان مرا ببخشد . باز هم از همۀ شما می خواهم که صبر کنید و برایم گریه نکنید چون خون من در مقابل شهدایی چون بهشتی ، رجایی ، باهنر و دیگر شهدا ارزشی ندارد که بخواهید گریه کنید . از شما می خواهم که امام عزیزمان را تنها نگذارید و او را، که امانتی از طرف خداوند در نزد ما می باشد تا انقلاب اسلامی ایران را رهبری کند، یاری کنید.خانوادة عزیزم ، اگر بنده جنازه ای داشتم ، آن را در بهشت زهرا دفن کنید و اگر جنازه ای هم نداشتم ، ناراحت نباشید و خود را جای دیگر خانواده های شهدا قرار دهید که جنازة عزیزشان بر اثر گلوله های خمپاره خاکستر شده و عوض من بر سر قبر دیگر شهدا بروید و بگویید خدایا، جوان مان را در راه تو داده ایم، او را از ما بپذیر و برایم طلب آمرزش کنید. برادرانم، از مقدار لوازم و احیاناً پولی که دارم اگر چیزی از آن اضافه آمد ( بعد از پول هایی که بدهکارم، چه به همسرم یا کسانی که طلبکارند ) آنها را به دولت جمهوری اسلامی کمک کنید. البته مقدار کمی از آن را خرج روزه و نماز و خمس و زکات کنید و تا زمانی که دختر خاله ام در منزل مان بود حقوقم را بگیرید و بعد از آن حقوقم را ببندید و از خرج های اضافه بپرهیزید . باز هم از زحمات همگی شما متشکرم و از طرف بنده به هر کس که اذیت و آزاری رسیده مرا حلال کنید. « والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته » بارخدایا، شاهد باش ما خون مان را به پای درختی ریختیم که ریشۀ آن ولایت فقیه می باشد. به امید پیروزی حق بر باطل و به امید روزی که پرچم لااله الاالله در سرتاسر جهان برافراشته شود و همیشه شعارتان باشد : خدایا خدایا تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. | ||
| + | به امید ادامه راه تمام شهدای اسلام | ||
| + | پاسدار شهید راه اسلام و قرآن | ||
| + | غلامحسین باقری | ||
| + | 1361/ 2/ 10.<ref>[http://www.3000shahid.ir/martyr/bio/1955 پایگاه اطلاع رسانی سرداران و 3000 شهید استان سمنان]</ref> | ||
| − | == | + | ==نگارخانه تصاویر== |
| − | + | <gallery> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | Image:400_GH B23 (1).jpg | ||
| − | + | </gallery> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: غلامحسن_باقری}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای سپاه پاسداران]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان سمنان]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان شاهرود]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۱
غلامحسن باقری فرزند : محمد متولد : 1340/08/11 در شاهرود بیارجمند تحصیلات : دیپلم تاهل : متاهل یگان: سپاه تهران مدت حضور : مسئولیت : رزمنده نوع عضویت : پاسدار نوع شغل : نظامی تاریخ شهادت : 1361/02/20 محل شهادت : منطقه خرمشهر عملیات : بیت المقدس محل دفن : تهران بهشت زهرا
محتویات
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
حال که این وصیت نامه را می نویسم با آگاهی کامل به اسلام و هدفی که دارم چند جمله ای روی کاغذ می نویسم تا بعد از شهادتم تسلایّ دل خانواده و دوستانم باشد. « بسم الله الرحمن الرحیم و لنبلونکم بشیء من الخوف والجوع و نقصٍ من الاموال والانفس والثمرات و بشر الصابرین* الذین اذا اصابتهم مصیبۀ قالوا انالله و انا الیه راجعون » و البته شما ر ا به سختی هایی چون ترس و گرسنگی و نقصان اموال و نفوس ( از بین بردن یکی از افراد خانواده تان) و آفات زراعت می آزماییم و بشارت و مژده آسایش به آن کسانی که هرگاه مصیبتی بر آنان وارد می شود و حادثۀ ناگواری برایشان پیش می آید صبر می کنند و می گویند ما همه از خداییم و به سوی او میرویم. حال که معنی آیه را فهمیدید ، برایتان چند کلمه می نویسم : قبل از هر سخنی و یا نوشته ای از همۀ شما عذرخواهی و خداحافظی می کنم. ( خدا نگهدارتان) مادر عزیزم، برادران گرامی ام و خواهرانم و همسرم و دوستان و آشنایان، خداوند به شما صبر جلیل عطا فرماید تا بتوا نید مصیبت ها را تحمل کنید و از اینکه در طول عمرم باری بر دوش شما بودم و نتوانستم برایتان تلافی کنم ، مرا ببخشید . مبادا فکر کنید پناه بردنم به شهادت فرار از زندگی ( یا فرار از شما ) باشد. خیر ، چنین نیست بلکه فرصتی است که به دست آمده که بتوانم به ندای حسین زمانمان، خمینی بزرگ ، لبیک گویم و فرصت دستیابی به فوز عظیم ر ا، که عین سعادت است ، غنیمت بشمارم . بنده که نتوانستم زحمات شما را جبران کنم ، شاید شهادتم باعث افتخارتان گردد و هدیه ای را که در راه اسلام داده اید مورد قبول خداوند قرار گیرد و باز هم همان طور که بارها برایتان تعریف کرده ام وقتی یکی از بهترین افراد یک خانواده مریض می شود و احتیاج به عمل جراحی دارد و خون می خواهد، سعی می کنیم که هرطور شده و حتی از خون بدنمان به او تزریق کنیم تا زنده بماند و خلاصه هر کاری که از دستمان برآید انجام می دهیم و حال انقلاب اسلامی ما هم حالت همان مریض را دارد که در مقابل ضربات دشمنان احتیاج به خون دارد، پس چرا برای خون دادن به اسلام از یکدیگر سبقت نگیریم و جان های بی قابلمان را با خدا به بهای بهشت به معامله نگذاریم. اول، از همگی شما به خصوص مادر عزیزم و برادرانم و خواهرانم و آشنایان سپاسگزارم که سال ها برایم زحمت کشیدید و مرا بزرگ کردید و به راه اسلام هدایت نمودید و برای همۀ شما آرزوی سعادت و موفقیت و صبر می کنم و دختر خالۀ مهربان، از اینکه نتوانستم در اوایل زندگی مان همسر خوبی برایت باشم ، امیدوارم مرا ببخشید و از شما میخواهم که رسالت رساندن پیام شهید را بر دوش خود بکشی و در راه رساندن ندای اسلام به گوش جهانیان کوشش بنمایی . خواهرانم و مادرم ، از شما می خواهم همانند زینب باشید و صبر داشته باشید و از امام بت شکن مان، خمینی بزرگ ، درس بیاموزید که وقتی خبرشهادت حاجی مصطفی را به او می دهند فقط می گوید « انالله و انا الیه راجعون » و می گوید همه از خداییم و به سوی او می رویم و در جلوی دیگران گریه نمی کند که دشمنان شاد شوند . از شما هم می خواهم که خود را کنترل کنید و گریه نکنید چون شهید گریه نمی خواهد، بلکه ادامه دهندة راه می خواهد و همان طور که می دانید بنده امانتی از طرف خدا در نزد شما بودم که حال خود او امانتش را پس می گیرد و من از شما می خواهم که برایم طلب آمرزش و مغفرت بکنید و دعا کنید که خداوند گناهان مرا ببخشد . باز هم از همۀ شما می خواهم که صبر کنید و برایم گریه نکنید چون خون من در مقابل شهدایی چون بهشتی ، رجایی ، باهنر و دیگر شهدا ارزشی ندارد که بخواهید گریه کنید . از شما می خواهم که امام عزیزمان را تنها نگذارید و او را، که امانتی از طرف خداوند در نزد ما می باشد تا انقلاب اسلامی ایران را رهبری کند، یاری کنید.خانوادة عزیزم ، اگر بنده جنازه ای داشتم ، آن را در بهشت زهرا دفن کنید و اگر جنازه ای هم نداشتم ، ناراحت نباشید و خود را جای دیگر خانواده های شهدا قرار دهید که جنازة عزیزشان بر اثر گلوله های خمپاره خاکستر شده و عوض من بر سر قبر دیگر شهدا بروید و بگویید خدایا، جوان مان را در راه تو داده ایم، او را از ما بپذیر و برایم طلب آمرزش کنید. برادرانم، از مقدار لوازم و احیاناً پولی که دارم اگر چیزی از آن اضافه آمد ( بعد از پول هایی که بدهکارم، چه به همسرم یا کسانی که طلبکارند ) آنها را به دولت جمهوری اسلامی کمک کنید. البته مقدار کمی از آن را خرج روزه و نماز و خمس و زکات کنید و تا زمانی که دختر خاله ام در منزل مان بود حقوقم را بگیرید و بعد از آن حقوقم را ببندید و از خرج های اضافه بپرهیزید . باز هم از زحمات همگی شما متشکرم و از طرف بنده به هر کس که اذیت و آزاری رسیده مرا حلال کنید. « والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته » بارخدایا، شاهد باش ما خون مان را به پای درختی ریختیم که ریشۀ آن ولایت فقیه می باشد. به امید پیروزی حق بر باطل و به امید روزی که پرچم لااله الاالله در سرتاسر جهان برافراشته شود و همیشه شعارتان باشد : خدایا خدایا تو را به جان مهدی تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار. به امید ادامه راه تمام شهدای اسلام پاسدار شهید راه اسلام و قرآن غلامحسین باقری 1361/ 2/ 10.[۱]