==خاطرات==
خاطره ای از زبان خواهر شهید
برادرم محمود، یک سری وسایل شخصی داشت که من آن زمان که بچه بودم، خیلی به آنها علاقه داشتم .یک روز به او گفتم که این وسایلت را به من می دهی؟ گفت: خواهر من! بگذار بعداً، ان شاء الله دعا کن من شهید شوم و همه این ها مال تو. منبع: سایت شهدای ارتش<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23142سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />