ویرایشها
موضوع پيش بيني شهادت
راوی
متن کامل خاطره
دفعه آخری که می خواست اعزام شود شب قبلش دیدم که آرام وقرار ندارد سوال کردم چه شده است گفت : مادرجان برای شما یک انگشتر گرفته ام آن را یادگاری نگهدار واز من راضی باش آن شب حالت روحانی عجیبی داشت مثل اینکه به او الهام شده بود که به شهادت می رسد.
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی
متن کامل خاطره
به یاددارم چند سال پیش وقتی یکی ازبرادرانم منتظر دنیا آمدن فرزندش بود یک شب برادرم محسن را درخواب دیدم که به من گفت : برادر جان فرزند برادرمان که می خواهد به دنیا بیاید پسر است نامش را محسن بگذارید خوابم را برای برادرم تعریف کردم وقتی فرزندش به دنیا آمد نامش را محسن گذاشت .منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16081یاران رضا]</ref>==پانویس==<references/>