ویرایش‌ها

شهید اسد فلاحی

۱٬۲۲۷ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۹
/* آثار */
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = اسد فلاحی
|پدر =
|تصویر = شهیدفلاحی.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب =
|تولد = [[1341/01/02-روستای گلگیل-پارسااباد]]
|شهادت = [[1361/03/20]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها =
|جنگ‌‌ها =
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ = بیت المقدس
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات = سوم دبیرستان
|تخصص‌ها =
|شغل =
|خانواده =
}}
 
 
 
==زندگینامه==
اسد فلاحى فرزند آدى شيرين فلاحى و سكينه فرح فريدى، 2 فروردين 1341 در روستاى گلگيل پارس‏آباد، در خانواده‏اى متوسط به دنيا آمد.
پدرش كشاورز بود. اسد از كودكى پر جنب و جوش و خونگرم بود. دوره ابتدايى را در مدرسه آليله از توابع شهرستان گرمى، در سالهاى 1352-1347 گذراند. سپس براى ادامه تحصيل، مجبور به عزيمت به شهرستان پارس‏آباد شد. و در مدرسه پارسا (باهنر فعلى) به تحصيل پرداخت. پس از پايان دوره راهنمايى در دبيرستان هفده شهريور پارس‏آباد، در رشته فرهنگ و ادب ثبت‏نام نمود.
با آغاز انقلاب اسلامى، به طور فعالانه در صحنه‏ هاى انقلاب حضور داشت و پس از پيروزى انقلاب اسلامى و تأسيس [[سپاه پاسداران انقلاب اسلامى ]] به عضويت سپاه درآمد. با عضويت در سپاه پاسداران، از ادامه تحصيل در كلاس سوم دبيرستان باز ماند. در اوقات فراغت، در كارهاى كشاورزى و امور خانه به پدر و مادر كمك مى‏كرد و اگر فراغتى مى‏يافت به واليبال و فوتبال مى‏پرداخت. حضور در [[نماز جماعت ]] را بر خود لازم مى‏شمرد و مطالعه كتاب را جزو برنامه روزانه خود قرار داده بود. از اين زمان، طبع شعر در او پديدار شد و چند بيت شعر تركى و فارسى از او به يادگار مانده است كه از ايمان و ارادت او به ائمه اطهار و انقلاب و رهبر انقلاب حكايت دارد.اى حسين(ع)، واى دى ئيروك ساخلاروق ايمانيميزى ستمكار ايندين تمپراقيميزى باش و جاندان كِه چروك ورمروك ايرانيميزى دست قدرت كيمدى، خلقتن انسان يارادوب حكم قرآن بيزه تكليف [[شهادت ]] گتوروب بير حسين قاندى، نهضت ايران يارادوب‏ (ترجمه: اى حسين، آه و فقان مى‏كنيم و واى گويان، ايمان خود را حفظ مى‏كنيم؛
از دست ستمكار حاكمان را [نيز محفوظ مى‏كنيم‏]؛
[در اين راه‏] از سر و جان مى‏گذريم [اما] ايمان خود را از دست نمى‏دهيم؛
انسان را خداوند خلق كرده دستهاى قدرت در برابر قدرت او ناچيز و بى‏مقدار هستند؛
حكم [[قرآن ]] بر ما شهادت را تكليف نموده است و تنها خون حسين عليه السلام است كه چنين انقلابى را در ايران آفريد.)
از زمان ورود به سپاه پاسداران پارس‏آباد، در تشكيل انجمن اسلامى و پايگاه هاى مقاومت بسيج و سپاه فعاليت گسترده داشت. يك سال بعد از عضويت در سپاه، در درگيرى با ضدانقلاب، از ناحيه پا مجروح شد. پس از بهبودى، به سوى جبهه ‏هاى جنگ شتافت. او سعى مى‏كرد همه كارهايش در مسير رضاى خداوند باشد.
 
==آثار==
در چند بيتى كه به نظم كشيده، اطاعت از [[ولايت فقيه ]] و دفاع از آن را بر خود واجب دانسته و گفته است:
حكومت خداوند
ولايت فقيه است
بر ضد ديكتاتورى‏
ولايت فقيه است
ضامن [[قرآن ]] و دين
ولايت فقيه است
رسالت محمد
حامى مستضعفين‏
ولايت فقيه است‏
اسد، فردى با تقوى و امين بود و ديگران را هم به تقوى، درستكارى و داشتن [[حجاب ]] توصيه مى‏كرد. از غيبت و تهمت، دورى مى‏جست. [[شهادت ]] را فوزى عظيم مى‏دانست و از ديگران مى‏خواست بعد از شهادتش به جاى تسليت، به مادرش تبريك بگويند چرا كه او به فرزندش درس شهادت آموخته است. سرانجام، اسد فلاحى در [[عمليات بيت‏ المقدس ]] - آزادسازى [[خرمشهر ]] - پس از ده ماه حضور در جبهه در 20 خرداد 1361 در اثر اصابت [[تركش ]] به سر، به شهادت رسيد. پيكرش را در گلزار شهداى پارس‏آباد به خاك سپرده‏اند. وصيت‏نامه اسد كه به نوشته خود او "وصيت‏نامه پاسدارى است كه براى حفظ قرآن، داوطلبانه به جبهه رفته است." مملو از عبارات و الفاظ پر معنى و در عين حال، ساده است. او از برادرش مى‏ خواهد كه بعد از شهادتش، مادرش را كنار جسد او بياورد و به او نشان دهد و بگويد كه تو مادرى بودى كه درس شهادت به فرزندت دادى و مادرش در نزد زهرا (س) روسپيد است چون فرزندش پسر زهرا(س)، [[امام خمينى (ره) ]] را يارى كرده است. از محتواى وصيت‏نامه برمى‏آيد كه چند شب قبل از شهادت اسد، تنظيم شده و در قسمتى از آن آمده است:
«الهى هم قطارانم را پيروز گردان تا بر لشكر كفار غالب گردند . چقدر شهادت در راه خدا زيباست، مانند گل رز.»
در پايان وصيت‏نامه توصيه كرده‏ است :
[[رده: شهدای استان اردبیل]]
[[رده: شهدای شهرستان پارس آباد]]
==کدگزاری==
jabe
۶۹۱
ویرایش