ویرایشها
==زندگینامه==
[[شهید ناصر علی صوفی]] در سال [[۱۳۴۱]] در [[اردبیل]] به دنیا آمد.تا سال چهارم متوسطه تحصیل کرد وبه عنوان [[بسیجی]] در جبهه ها حضور یافت. از روزی که موفق شد به [[جبهه]] ربرود، [[جنگ]] را ترک نکرد.ناصر علی در بیست آذر [[۱۳۶۵]] در جبهه [[شلمچه]] به شهادت رسید.او هنگام شهادت جانشین [[فرمانده]] [[گردان]] قاسم (ع) از [[لشکر]] ۳۱ عاشورا بود.
• آشنای غریب
همین طور سر گرم صحبت بودیم که ناگهان از سرعت قایق کاسته شد .نی های نیزاردر لای پروانه قایق محکم پیچیده بود. هراس در سیمای قایقران آشکار بود. گفت :پیش رفتن ممکن نیست .سکان قایق را رها کرده ،خود را عقب کشید .ناصر علی گفت :باید برویم .جزیره مجنون در انتظار ماست.اما قایقران به هیچ وجه نمی خواست راه را ادامه دهد .ناصر تا چنین دید آستین با لا زد و نی ها را از لا به لای پروانه بیرون کشید و خود سکان به دست گرفت .دستانش بر اثر برخورد با تیغ های نی خونین شده بود .گفتم :ناصر علی بر گرد.اما او تصمیم داشت به هر نحو ممکن به میعادگاه برسد .اولین باری بود که قایق می راند .خواستم مانع شوم اما نگاههای مصممش مرا بر جایم نشاند .ناصر علی قایق را پیش می برد.ترس آن داشتم که بی تجربگی او کاری دستمان بدهد اما هر گز چنین نشد .او دلاورانه قایق را هدایت نمود و ما را به [[جزیره مجنون]] رساند.
خستگی از سرو رویش می بارید .با این همه تبسم شوق بر لب ،وامید پیروزی بر دل داشت .خنده کنان گفت :خستگی در راه وصال ،عین لذت است.با سرعت ،خود را به صحنه جنگ رساندیم .پس از لحظاتی در خط مقدم بودیم و از ساعت ۱۱ صبح تا ۶ بعد از ظهر آتش بود که از زمین و آسمان بر سرمان می بارید و ناصر علی با آن که کوفتگی راه را در تن داشت ، [[آرپی جی]] به دوش و تیر بار به دست می جنگید و تانکهای دشمن را شکار می کرد
==پانویس==
<references />