ویرایشها
هنگامی که همه ما دور یک سفره جمع می شدیم، این عزیز از سهم خود برای ما بیشتر می گذاشت و می گفت: شما غریب هستید و تا غروب گرسنه می مانید. اما من می توانم با یک تکه نان خود را سیر کنم.
گاهی اوقات در کنار آب انبار که الآن حسینیه سید الشهداء (عليه السلام) می باشد با هم بازی می کردیم و موقع امتحان از یکدیگر درس سؤال می کردیم.
ایشان هنگام ظهر اولین کاری که می کرد نماز خود را می خواند و بدون هیچ غلّ و غش و بی ریا از دیگر همکلاسی ها هم می خواست که ایشان را همراهی کنند. منبع:سایت شهدای ارتش <ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5344سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />