کد شه ی د شهید: 6501897 تار ی خ تاریخ تولد : 1341/02/12 نام : مسعود محل تولد : فر ی مانفریماننام خانوادگ ی خانوادگی : ارشاد ی تار ی خ ارشادی تاریخ شهادت : 1365/02/23 نام پدر : جواد مکان شهادت : مجنون تحص ی لات : د ی پلم منطقه شهادت : جنوب غرب شغل : پاسدار انقلاب اسلام ی ی گان خدمت ی : ت ی پ 21امام رضا عل ی هالسلام - گردان الحد ی د گروه مربوط : فرماندهان شه ی د خراسان نوع عضو ی ت : فرمانده هان رده دو مسئول ی ت : معاونفرماندهگردان ـ ادوات گلزار : بهشترضا(ع) مشهد مقدس
تحصیلات : دیپلم منطقه شهادت : جنوب غرب
شغل : پاسدار انقلاب اسلامی یگان خدمتی : تیپ21امام رضا علیهالسلام - گردان الحدید
گروه مربوط : فرماندهان شهید خراسان
نوع عضویت : فرمانده هان رده دو مسئولیت : معاونفرماندهگردان ـ ادوات
گلزار : بهشترضا(ع) مشهد مقدس
==زندگی نامه==
فرمانده گروهان فیاض از گردان الحدید تیپ 21 امام رضا (ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
دوازدهم اردیبهشت ماه سال 341 در خانواده ای متوسط و مذهبی در شهرستان فریمان پا به عرصه ی وجود گذاشت. پدرش کارمند کارخانه قند فریمان بود. بیش از چهار بهار از عمرش نگذشته بود که همراه خانواده به شهر مقدس مشهد عزیمت کردند. وی پس از گذراندن دوران ابتدایی، در دبستان استاد شهریار و اتمام تحصیلات راهنمایی در مدرسه پارت سابق، برای ادامه تحصیل به دبیرستان دکتر شریعتی رفت. سومین سال تحصیل او در دبیرستان همزمان بود با اوج گیری نهضت انقلاب اسلامی. در راه اندازی برخی اعتصابات، تظاهرات و پخش اعلامیه در مدرسه نقش مهمی داشت.
فرمانده گروهان ف ی اض از گردان الحد صفات پسندیده مسعود ، روح عبادی او بود، که باعث می شد تا با صداقت به راز و نیاز شبانه بپردازد. حتی الامکان دوشنبه ها و پنج شنبه ها و گاهی تمام ماه را روزه می گرفت. همواره با وضو بود و در جلسات قرآن شرکت می کرد. علاقه ی د ت ی پ 21 امام رضا خاصی به امامان معصوم (ع)(سپاه پاسداران انقلاب اسلام ی به ویژه امام حسین (ع) )داشت و روزانه زیارت عاشورا و مناجات های صحیفه سجادیه را تلاوت می کرد.
به مطالعه ی کتب به ویژه آثار شهید مطهری، شهید دستغیب و شهید بهشتی بسیار علاقه داشت. کتابخانه ای در منزل تشکیل داده بود، که دوستان و جوانان محل، از کتاب های آن استفاده می کردند، که جهاد سازندگی پس از مدتی با اطلاع از موضوع، مجموعه ای از کتاب به او هدیه کرد، تا کتابخانه اش غنی تر شود.
در سال 1359 پس از اخذ دیپلم در رشته ی ریاضی ـ فیزیک، در بسیج مسجد محل (پنج تن آل عبا(ع)) ثبت نام کرد و به فعالیت در مراکز اسلامی به خصوص «انجمن اسلامی راه شهید» پرداخت و در آن جا مسئولیت تبلیغات و کارهای فرهنگی شهدا را بر عهده گرفت. از جمله کسانی بود که برای شکستن محاصره سوسنگرد به آن دیار شتافت. چندین بار هم از طریق جهاد سازندگی به صورت افتخاری به کمک کشاورزان روستایی، برای درو گندم رفت.
در پاییز 1360 عضو رسمی سپاه شد و در و احد برنامه ریزی و نظارت مشغول شد. شرکت در جلسات سخنرانی و تماس با افراد آگاه و مطالعات مداوم در تقویت روحیه ای ایشان تاثیر به سزایی داشت. به گونه ای که باعث شد در مدتی اندک سمت های مختلفی به ایشان واگذار شود، از جمله: مسئولیت آماد لشکر 5 نصر در تاریخ 27/10/1361 تا 28/1/1362، مسئول هماهنگی واحدهای لشکر 5 نصر در تاریخ 16/11/1362، معاونت فرماندهی گردان الحدید در تاریخ 7/7/1363، مدیریت داخلی تیپ 21 امام رضا (ع) در تاریخ 24/1/1365 و در نهایت فرماندهی گروهان فیاض، از گردان الحدید تیپ 21 امام رضا (ع).
دوازدهم ارد ی بهشت ماه سال 341 علاوه بر موارد مذکور حضور وی در خانواده ا ی متوسط عملیات های مختلف از جمله: والفجرهای 1،2، 3،4، رمضان، خیبر و مذهب ی در شهرستان فر ی مان پا به عرصه ی وجود گذاشت. پدرش کارمند کارخانه قند فر ی مان میمک نیز بسیار چشمگیر بود. ب ی ش از چهار بهار از عمرش نگذشته بود که همراه خانواده به شهر مقدس مشهد عز ی مت کردند. او ضمن حضور در سنگر جبهه، خود را برای حضور در سنگر علم و ی دانش نیز آماده می ساخت و سرانجام در سال 1363 پس از گذراندن دوران ابتدا یی ، موفقیت در د بستان استاد شهر ی ار و اتمام تحص ی لات راهنما یی کنکور سراسری در مدرسه پارت سابق، برا رشته ی ادامه تحص ی ل مهندسی عمران دانشگاه فردوسی مشهد به دب ی رستان دکتر شر ی عت ی رفتتحصیل مشغول شد. سوم ی ن سال تحص ی ل او تعطیلات تابستان 1364 را در دب ی رستان همزمان بود با اوج گ ی ر ی نهضت انقلاب اسلام ی جبهه گذراند و پس از آن به دانشگاه بازگشت. در راه انداز ی برخ ی اعتصابات، تظاهرات او رفتن به جبهه را وظیفه خود می دانست و پخش اعلام ی ه این مطلب را در مدرسه نقش مهم ی د اشت .یکی از نامه هایش این گونه بیان می کند:
« این احساس وظیفه به دنبال یک اشاره و یک جمله حضرت امام به وجود آمد و آن این که ( تا رفع نیاز، رفتن به جبهه ها از اهم واجبات است ) این جمله، تکلیف را بر هر مسلمانی روشن می کند که در آن عمل به وظیفه مطرح است، نه مقام و موقعیت ...
از صفات پسند علاوه بر روحیه ی ده مسعود ، روح عباد ی او بود، که باعث م ی شد تا با صداقت به راز عبادی ـ مذهبی، حسن خلق و ن ی خوش قلبی از شبانه بپردازد. حت ی الامکان دوشنبه ها و پنج شنبه ها و گاه ی تمام ماه را روزه م ی گرفت. همواره با وضو دیگر خصایص بارز آن بزرگوار بود و در جلسات قرآن شرکت م ی کرد. علاقه ی خاص ی به امامان معصوم (ع) ( به و ی ژه امام حس ی ن (ع) ) داشت و روزانه ز ی ارت عاشورا و مناجات ها ی صح ی فه سجاد ی ه طوری که مادرش او را تلاوت م ی کرد «مونس تنهایی» خود می خواند.
به خانه که برمی گشت، همراه با دوستان خود به سرکشی از مجروحین و خانواده های شهدا می پرداخت و نامه های رزمندگان را به بستگان آن ها می رساند. در یکی از نامه های خود چنین نوشته است: «اگر در سنگر جنوب و غرب نیستید، می توانید به سراغ کسانی بروید که از سنگر با بدنی مجروح بازگشته اند و یا حداقل آنان که اکنون در زاغه های جنوب در کلبه های خویش نشسته اند و با عزمی آهنین و با سلاح الله اکبر به جنگ کفر می روند.
به مطالعه ی کتب به شهید ارشادی، فردی مومن و ی ژه آثار شه ی د مطهر ی ، شه ی د دستغ ی ب معتقد بود و شه ی د بهشت ی بس ی ار علاقه داشت. کتابخانه ا ی در منزل تشک ی ل داده بود، که دوستان هر امری و هر مکانی جزو فعال ترین افراد بود و جوانان محل، از کتاب ها ی آن استفاده م ی کردند، که جهاد سازندگ ی پس از مدت ی با اطلاع از موضوع، مجموعه ا ی از کتاب این جهت الگویی برای همرزمانش به شمار می رفت. صبر، استقامت و خویشتن داری او هد ی ه در مقابل مشکلات زبانزد بود. پیوسته خواهرانش را به کسب علم و معرفت تشویق و ترغیب می کرد ، تا کتابخانه اش غن ی تر شود و می گفت: «توجه داشته باش، که برای مدرک کار نکنی یا به مدرک کسی اعتماد نکنی. زیرا آن چه عامل سنجش اعمال نزد خداست، تقواست، نه علم بشری بدون معرفت الهی».
همچنین در وصیت نامه اش به آن ها این گونه توصیه کرده است:
در سال 1359 پس از اخذ د ی پلم در رشته ی ر ی اض ی ـ ف ی ز ی ک، در بس ی ج مسجد محل «خواهران عزیزم، زندگی زنان اسلام، حضرت خدیجه (پنج تن آل عباس)، حضرت فاطمه (عس)و حضرت زینب (س) ثبت نام کرد را سرمشق خود قرار دهید و به فعال ی ت خود ببالید که در مراکز اسلام ی جهان پیرو مکتب اسوه هایی چون فاطمه (س) هستید. زینب وار رسالت خویش را به خصوص «انجمن اسلام ی راه شه ی د» پرداخت و پایان برسانید که بتوانید در آن جا مسئول ی ت تبل ی غات نزد پروردگار خویش سربلند و کارها ی فرهنگ ی شهدا را بر عهده گرفت. از جمله کسان ی بود که ب را ی شکستن محاصره سوسنگرد به آن د ی ار شتافت. چند ی ن بار هم از طر ی ق جهاد سازندگ ی به صورت افتخار ی به کمک کشاورزان روستا یی ، برا ی درو گندم رفت سرافراز باشید.»
علاقه وافر او به تحصیل نیز نتوانست مانع رفتن او به جبهه شود، چرا که او جبهه را نیز به نوعی دانشگاه می دانست و عقیده داشت: «حتی اگر جنگ تمام شود کارها تمام نشده است. ما باید برویم و خرابی ها را آباد کنیم.»
در پا یی ز 1360 عضو رسم ی سپاه شد سرانجام نیز بعد از 2 سال دانشگاه را رها کرد و در و احد برنامه ر همراه با گروهی دیگر از دانشجویان به سوی جبهه ی ز ی و نظارت مشغول شدشتافت. شرکت در جلسات سخنران ی این بار کارهای دفتری جبهه، روح عظیمش را سیراب نمی کرد و تماس با افراد آگاه بنابه درخواست خودش به یکی از یگان های رزمی منتقل و مطالعات مداوم در تقو ی ت روح ی ه ا ی ا ی شان تاث ی ر به سزا یی داشت. به گونه ا ی حالی که باعث شد در مدت ی اندک سمت ها ی مختلف ی به ا ی شان واگذار شود، فرماندهی گروهان شهید فیاض از جمله: مسئول ی ت آماد لشکر 5 نصر در تار ی خ 27/10/1361 تا 28/1/1362، مسئول هماهنگ ی واحدها ی لشکر 5 نصر در تار ی خ 16/11/1362، معاونت فرمانده ی گردان الحد ی د در تار ی خ 7/7/1363، مد ی ر ی ت داخل ی ت ی پ الحدید تیپ 21 امام رضا (ع) را برعهده داشت، به ستیز با دشمنان حق و حقیقت شتافت و در تار ی خ 24نیمروز 23/12/1365 در جزیره ی مجنون بر اثر اصابت ترکش به چشم ها و قلبش به شهادت رسید. پیکر پاکش طبق وصیت خودش در نها ی ت فرمانده ی گروهان ف ی اض، از گردان ا لحد ی د ت ی پ 21 امام گلزار شهدای بهشت رضا (ع) به خاک سپرده شد.
==آثار==
*شهید در یکی از نامه هایش می گوید:
علاوه بر موارد مذکور حضور و ی در عمل ی ات ها ی مختلف از جمله: والفجرها ی 1،2، 3،4، رمضان، خ ی بر و م ی مک ن ی ز بس ی ار چشمگ ی ر بود. او ضمن حضور در سنگر جبهه، خود را برا ی حضور در سنگر علم و دانش ن ی ز آماده م ی ساخت و سرانجام در سال 1363 پس از موفق ی ت در کنکور سراسر ی در رش ته ی مهندس ی عمران دانشگاه فردوس ی مشهد به تحص ی ل مشغول شد. تعط ی لات تابستان 1364 را در جبهه گذراند و پس از آن به دانشگاه بازگشت. او رفتن به جبهه را وظ ی فه خود م ی دانست و ا ی ن مطلب را در ی ک ی از نامه ها ی ش ا ی ن گونه ب ی ان م ی کند : « ا ی ن احساس وظ ی فه به دنبال ی ک اشاره و ی ک جمله حضرت امام به وجود آمد و آن ا ی ن که ( تا رفع ن ی از، رفتن به جبهه ها از اهم واجبات است ) ا ی ن جمله، تکل ی ف را بر هر مسلمان ی روشن م ی کند که در آن عمل به وظ ی فه مطرح است، نه مقام و موقع ی ت ... علاوه بر روح ی ه ی عباد ی ـ مذهب ی ، حسن خلق و خوش قلب ی از د ی گر خصا ی ص بارز آن بزرگوار بود. طور ی که مادرش او را «مونس تنها یی » خود م ی خواند . به خانه که برم ی گشت، همراه با دوستان خود به سرکش ی از مجروح ی ن و خانواده ها ی شهدا م ی پرداخت و نامه ها ی رزمندگان را به بستگان آن ها م ی رساند. در ی ک ی از نامه ها ی خود چن ی ن نوشته است: «اگر در سنگر جنوب و غرب ن ی ست ی د، م ی توان ی د به سراغ کسان ی برو ی د که از سنگر با ب دن ی مجروح بازگشته اند و ی ا حداقل آنان که اکنون در زاغه ها ی جنوب در کلبه ها ی خو ی ش نشسته اند و با عزم ی آهن ی ن و با سلاح الله اکبر به جنگ کفر م ی روند . شه ی د ارشاد ی ، فرد ی مومن و معتقد بود و در هر امر ی و هر مکان ی جزو فعال تر ی ن افراد بود و از ا ی ن جهت الگو یی برا ی همرزمانش به شمار م ی رفت. صبر، استقامت و خو ی شتن دار ی او در مقابل مشکلات زبانزد بود. پ ی وسته خواهرانش را به کسب علم و معرفت تشو ی ق و ترغ ی ب م ی کرد و م ی گ فت : «توجه داشته باش، که برا ی مدرک کار نکن ی ی ا به مدرک کس ی اعتماد نکن ی . ز ی را آن چه عامل سنجش اعمال نزد خداست، تقواست، نه علم بشر ی بدون معرفت اله ی » . همچن ی ن در وص ی ت نامه اش به آن ها ا ی ن گونه توص ی ه کرده است : « خواهران عز ی زم، زندگ ی زنان اسلام، حضرت خد ی جه (س)، حضرت فاطمه (س) و حضرت ز ی نب (س) را سرمشق خود قرار ده ی د و به خود ببال ی د که در جهان پ ی رو مکتب اسوه ها یی چون فاطمه (س) هست ی د . ز ی نب وار رسالت خو ی ش را به پا ی ان برسان ی د که بتوان ی د در نزد پروردگار خو ی ش سربلند و سرا فراز باش ی د .» علاقه وافر او به تحص ی ل ن ی ز نتوانست مانع رفتن او به جبهه شود، چرا که او جبهه را ن ی ز به نوع ی دانشگاه م ی دانست و عق ی ده داشت: «حت ی اگر جنگ تمام شود کارها تمام نشده است. ما با ی د برو ی م و خراب ی ها را آباد کن ی م .» سرانجام ن ی ز بعد از 2 سال دانشگاه را رها کرد و همراه با گروه ی د ی گر از دانشجو ی ان به سو ی جبهه ی شتافت. ا ی ن بار کارها ی دفتر ی جبهه، روح عظ ی مش را س ی راب نم ی کرد و بنابه درخواست خودش به ی ک ی از ی گان ها ی رزم ی منتقل و در حال ی که فرمانده ی گروهان شه ی د ف ی اض از گردان الح د ی د ت ی پ 21 امام رضا (ع) را برعهده داشت، به ست ی ز با دشمنان حق و حق ی قت شتافت و در ن ی مروز 23/2/1365 در جز ی ره ی مجنون بر اثر اصابت ترکش به چشم ها و قلبش به شهادت رس ی د . پ ی کر پاکش طبق وص ی ت خودش در گلزار شهدا ی بهشت رضا (ع) به خاک سپرده شد . شه ی د در ی ک ی از نامه ها ی ش م ی گو ی د : « اگر نبود خ ی ل جانبازان ی خیل جانبازانی که شب و روز برا ی برای شهادت لحظه شمار ی م ی شماری می کنند، اگر نبود جسم چاک چاک عز ی زان عزیزان ما از آتش ک ی نه کینه ی دشمن، اگر نبود سرها ی بر ی ده سرهای بریده ی جگر گوشه ها ی های ما از ت ی غ تیغ ستم س ی اهکاران سیاهکاران و بد اند ی شان، اندیشان، اگر نبود جسم پاک شه ی د ی ، شهیدی، که گلوله خصم کافر از او کوچک تر ی ن اثر ی ه م ترین اثری هم به جا ی جای نگذاشته و اگر نبود فر ی اد فریاد رسا و استوار برادران اس ی ر اسیر که در چنگال رژ ی م رژیم بعث عراق، دن ی ا دنیا را از رشادت و پا ی مرد ی پای مردی خود به تح ی ر تحیر وا داشته اند، هرگز قامت جمهور ی اسلام ی ا ی ران جمهوری اسلامی ایران در جهان چن ی ن چنین برافراشته نم ی نمی شد و شعله ق ی ام اسلام ی قیام اسلامی در ب ی ن بین ملت ها ی های محروم چن ی ن فراگ ی ر نم ی چنین فراگیر نمی گشت .» <ref>منبع:"فرهنگنامه جاودانه ها ی تار ی خ های تاریخ(زندگ ی نامه زندگینامه فرماندهان شه ی داستان شهیداستان خراسان)"نوشته ی س ی د سع ی د موسو ی سید سعید موسوی,نشر شاهد,تهران-1385</ref>
==وصیت نامه==
بسماللهالرحمن الرحیم
بسماللهالرحمن الرح ی م الحمدالله ربالعالم ی ن ربالعالمین والصلوه والسلام عل ی علی محمد و آله الطاهر ی ن الطاهرین وصحبه المنتجب ی ن المنتجبین ولعن الله اعدائهم اجمع ی ن قال الله تعال ی ف ی محکم کتابه: من المومن ی ن رجال صدقوا ماعاهدوالله عل ی ه فمنهم من قض ی نحبه ومنهم من ی نتظر وما بدلوا تبد ی لا . (احزاب:23) از مؤمن ی ن مردان ی هستند که صادقانه به آنچه باخدا ی خو ی ش عهد بسته بودند وفا کرند پس برخ ی از آنها شربت شهادت نوش ی دند و شه ی د شدند و برخ ی د ی گر در انتظار شهادت و لقاءالله هستند و تغ یی ر ی در عهد ندارند . بنام او که همهچ ی زم از اوست. بنام او که زندگ ی ام در جهت اوست. بنام او که زندگ ی ام از اوست بنام. او که به او ی م زندگ ی ام به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، ی ادم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست، معبودم اوست، مقصودم اوست، مرادم اوست، ام ی دم اوست . با سلام و درود به امام زمان (عج) با سلام و درود به کل ی ه شهدا ی اسلام از ابتدا ی خلقت تا ظهور اسلام محمد ی و از ظهور اسلام تا انقلاب اسلام ی و جنگ تحم ی ل ی و با درود و سلام بر تمام ی رهروان و عاشقان راه حس ی ن (ع) بالأخص رهبر و قائد و مرجع، ابراه ی م بتشکن زمان امام خم ی ن ی و با سلام و درود بر تمام ی سلحشوران و دلاوران و ش ی ران روز و زاهدان شب در سنگرها ی نبرد حق عل ی ه باطل . چون در انجام مأمور ی ت ی خط ی ر بود. به فکر ا ی ن افتادم که وص ی تنامهام را تجد ی دنظر نما ی م ابتدا تصم ی م گرفتم که در ا ی ن وص ی تنامه علاوه بر مسائل شخص ی پ ی ام ی به خانواده سپس به دوستان و آشنا ی ان بدهم، لذا بعد د ی دم که من حق ی ر کوتهنظر گنهکار که درراه اسلام و انقلاب نت وانستهام خدمت ی بکنم چگونه م ی توانم پ ی ام ی بدهم، لذا بنا را بر ا ی ن گذاشتم که پس نکات ی چند را که در ا ی ن برهه از زمان اهم ی ت داشت، بر رو ی کاغذ برشته تحر ی ر درآورم شا ی د که مثمر ثمر علاقهمندان واقع گردد. انشاءالله . اما بعد! م ی دان ی د که در ا ی ن موقع ی ت حساس حفظ اسلام و جنگ مهمتر ی ن مسئله است و همه م ی دان ی م که هدف ابرقدرتها از جنگ چند چ ی ز بود 1-از ب ی ن بردن اسلام و حکومت اسلام ی 2-تسل ی م و مهار کردن مجدد ملت ما در برابر آمر ی کا و شورو ی 3-وابسته کردن کشور ما در ابعاد اقتصاد ی و نظام ی 4-اح ی ا ی آبرو ی ازدسترفته آمر ی کا 5- همزمان با جنگ و توطئهها ی د ی گر به رو ی کار آوردن خطوط غربزده و از صحنه خارج کردن خطوط خط امام ی . اما م ی ب ی ن ی م که جنگ برعکس د ی دگاهها ی آنها به نفع ما تمام شد. مانند 1- تثب ی ت و صدور انقلاب اسلام ی در جهان 2- آبد ی دگ ی مردم و درآمدن از حالت راحتطلب ی 3- شناسا یی چهره نفاق و ش ی طان ی قدرتها ی بزرگ همچن ی ن آزما ی ش کشورها ی منطقه 4- آشنا یی به قدرت خداوند و امدادها ی غ ی ب ی 5- انسجام ملت 6- همدل ی مردم 7- جوش ی دن استعداد و شکوفا یی و خلاق ی ت و سازندگ ی درزم ی نهٔ صحت و فرهنگ که ا ی نها ازج مله اثرات جنگ م ی باشد . پس در ا ی ن صورت وظ ی فه خط ی ر ی بر دوش ما نهاده شده است ز ی را ما با ی د ا ی ن انقلاب را انشاءالله به صاحب اصل ی اش امام زمان (عج) تحو ی ل ده ی م . لذا از دوستان و آشنا ی ان و برادران ی که م ی خواهند عاشقانه در ا ی ن راه گام بردارند تقاضا دارم که به تهذ ی ب نفس بپردازند ل ی کن چه س عادتمندند آنان که در طول زندگ ی خود کمر همت به تهذ ی ب و جهاد اکبر بسته و پا ی ان عمر خو ی ش را درراه هدف اله ی با سرافراز ی به خ ی ل شهدا ی درراه حق پ ی وستند همچنان که خداوند در قرآن کر ی م م ی فرما ی د وَ قاتِلُوا ف ی سَب ی لِ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَم ی عٌ عَل ی مٌ * مَنْ ذَا الَّذ ی یُ قْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَ یُ ضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَث ی رَةً وَ اللَّهُ یَ قْبِضُ وَ یَ بْصُطُ وَ إِلَ یْ هِ تُرْجَعُونَ(بقره 244 و 245)جهاد کن ی د درراه خدا و بدان ی د که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست. ک ی ست که خدا را وام دهد ت ا خدا بر او به چند ی ن برابر ب ی فزا ی د خداست که م ی گ ی رد و م ی دهد و همه بهسو ی او بازم ی گردند . پس چه مشتر ی ا ی بالاتر از پروردگار عالم ی ان؟ درراه خدا جهاد کن ی د و شکست به خود راه نده ی د، همانطور که امام عز ی زمان م ی فرما ی د راه ی است که با ی د پ ی مود و سفر ی است که با ی د رفت، چهبهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شر ی ف اسلام ی شربت شهادت نوش ی دن و با سرفراز ی به لقاءالله رس ی دن و ا ی ن همان است که اول ی اءالله آرزو ی آن را م ی کردند و از خدا ی بزرگ در مناجات خود طلب م ی کردند . و ی ا در جا ی د ی گر از سخنان گهربار خود م ی فرما ی د شما باک ی از ا ی نکه شکست بخور ی د نداشته باش ی د، برا ی ا ی نکه برا ی لشکر اسلام ه ی چوقت شکست ن ی ست، شما ی ا پ ی روز م ی شو ی د و ی ا شه ی د؛ در هر دو جهت پ ی روز ی با شماست. در حق ی قت ه ی چ قطرها ی در ق ی اس حق ی قت در نزد خدا از قطره خون ی که درراه خدا ر ی خته شود، بهتر ن ی ست . اما تذکرات ی د ی گر . برادران سپاه! ا ی نور چشمان امام، مواظب خود باش ی د و ا ی ن را بدان ی د که ش ی اط ی ن بهخصوص ش ی طان بزرگ آمر ی کا ز ی ا رو ی شما کارم ی کند، لذا لازم است که شما بالباس تقوا به مبارزه برخ ی ز ی د و دق ی قاً به گوش باش ی د که عشق و علاقهها ی ماد ی دن ی ا یی شما را نفر ی بد، لذا پاسدار ی را بهعنوان ی ک شغل ننگر ی د بلکه به آن بهعنوان ی ک تعهد نگاه کن ی د و ازخودراض ی نباش ی د و غرور پ ی دا نکن ی د و خود را مد ی ون و بدهکار اسلام و انقلاب و امام و سپاه بدان ی د، در غ ی ر ا ی ن صورت نخواه ی م توانست جواب شه ی دانمان، ا ی ن برگز ی دگان اله ی ، آنان که گس تردگ ی روحشان در قالب جسمشان نم ی گنجد و با حضور در غرورانگ ی زتر ی ن و حماس ی تر ی ن و عارفانهتر ی ن صحنهها لب ی کگو ی ان به جوار رحمت حق پ ی وستند و اسلام و انقلاب را استحکام بخش ی دند را بده ی م . لذا عذاب و مص ی بت سخت در انتظارمان خواهد بود . برادران بس ی ج و انجمن اسلام ی و دوستان عز ی ز !ز کل ی ه کارها یی که م ی خواه ی د انجام ده ی د سع ی شود که ابتدا آهنگ عبادت داشته و آن کار با ی ک تشک ی لات و نظم و اتحاد خاص ی برخوردار باشد. از تفرقه و پراکندگ ی جلوگ ی ر ی کن ی د ز ی را همانطور که پ ی امبر اکرم (ص) م ی فرما ی د «الجماع ه الرحمه والفرقه عذاب» پس همگ ی چنگ بزن ی د به ر ی سمان اله ی و از تفرقه و جدائ ی بپره ی ز ی د و بهصورت ی ک امت واحد درآ یی د تا بتوان ی د سد راه دشمنان اسلام و انقلاب و مشت محکم ی بر دهان ی اوهگو ی ان باش ی د . درصحنه حضورداشته باش ی د که حضور شما برادران عز ی ز و مسلمان است که ت وطئهها ی ستمگران و ح ی له گران تار ی خ را خنث ی م ی کند و کرده است. 1- معلوماتتان را با مطالعات اسلام ی بالا ببر ی د 2- ارتباطاتتان را با ی کد ی گر ب ی شتر و قو ی تر کن ی د و متوجه باش ی د که د ی گران از رفتار و کردار و گفتار و اخلاقتان الگو م ی گ ی رند 3- انتقاد از خو ی شتن را جزو برنامهها ی خود قرار ده ی د 4- نگذار ی د ا ی مان شما خدا ی نکرده پژمرده و ضع ی ف شود، بلکه با ی د روزبهروز تقو ی ت گردد و اگر ضا ی عها ی برا ی تان پ ی ش آمد، زود دچار تأسف نشو ی د و به آ ی نده ام ی د کامل داشته باش ی د 5- در برخوردها ی خود گرم و مهربان باش ی د و با صدا یی بلند به پ ی شواز از ی کد ی گر برو ی د و به ی ادآور ی د حد ی ث محبت حضرت رسول اکرم(ص) را که فرمود به خدا یی که جان محمد (ص) در قبضه اخت ی ار اوست، به بهشت نم ی رو ی د مگر مؤمن باش ی د و مؤمن نخواه ی د بود مگر دوست بدار ی د . آ ی ا م ی خواه ی د اصل ی ی اد بدهم که اگر بکار بست ی د ی کد ی گر رادوست بدار ی د؛ لذ ا فرمودند که با صدا ی بلند بههم سلام کن ی د . پدر و مادر عز ی زم ! سلام و درودتان باد. م ی دانم که در رهگذر تار ی خ برا ی م رنجها و مشقتها متحمل شد ی د ل ی کن ه ی چگونه ناراحت ی به خود راه نده ی د . به ی اد مظلوم ی ت عل ی (ع)- امام حس ی ن (ع)...عل ی اکبرها و عل ی اصغرها و مظلومان ش ی عه باش ی د و برا ی آنها گر ی ه کن ی د و به ی اد خ دا باش ی د تا قلبها ی تان تسک ی ن ی ابد . پدر و مادر عز ی زم ! همچنان کوه استوار باش ی د . المومن کالج ی ل الراسخ. و شکرخدا ی را بجا ی آور ی د . م ی دانم که با رفتن من به جبهه سخت مخالف و از ا ی ن بابت ز ی اد نگران بود ی د بهخصوص حرفها ی ناآگاهانه و گاه ی مغرضانه بعض ی از اقوام و اطراف ی ان که باعث افزودن ا ی ن ناراحت ی ها م ی شد لذا همانطور که قبلاً هم گفتم همچنان محکم و استوار با ی ست ی د و صبر پ ی شه کن ی د که ی ق ی ن دارم خداوند در برابر ا ی ن عمل شما را بدون پاداش نخواهد گذاشت و خوشحال باش ی د که توانست ی د امانت خداوند ی را بجا آور ی د که به فرزندتان شهادت را نص ی ب فرمود . خواهران و برادران عز ی زم ! بهتر ی ن هدف الله است و کس ی که م ی تواند ما را به ا ی ن مقصد رهنمون سازد ولا ی تفق ی ه است، لذا پشت ی بان ولا ی تفق ی ه باش ی د تا رستگار شو ی د و به ا ی ن نسل که مثل شمع م ی سوزند و به ا ی ن نسل که مقام والا یی دارند و شما را به شهدا قسم مسئول ی ت بس خط ی ر بر دوشتان است که با ی د به نحو احسن انجام ده ی د .اجمعین
قال الله تعالی فی محکم کتابه: من المومنین رجال صدقوا ماعاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظر وما بدلوا تبدیلا. (احزاب:23)
برادران عز ی زم ! لباس تقو ی و زره محکم ا ی مان را بپوش ی د و سپر مطمئن توکلتعل ی الله را از مؤمنین مردانی هستند که صادقانه به دست بگ ی ر ی د آنچه باخدای خویش عهد بسته بودند وفا کرند پس برخی از آنها شربت شهادت نوشیدند و بر قلب کافر خصم دون بنشان ی د شهید شدند و او را برخی دیگر در خون س ی اهش غوطهور ساز ی د . جبههها ی نبرد اسلام با کفر را از چهرهها ی گلگون خود پرکن ی د انتظار شهادت و ا ی ن را مدنظر داشته باش ی د که جبهه م ی دانگاه موحدان لقاءالله هستند و م ی عادگاه خودشناسان، عبادتگاه عابدان شب و پا ی گاه اخوت و برادر ی است تغییری در عهد ندارند.
بنام او که همهچیزم از اوست. بنام او که زندگیام در جهت اوست. بنام او که زندگیام از اوست بنام. او که به اویم زندگیام به خاطر اوست، بودنم از اوست، رفتنم به اوست، یادم اوست، جانم اوست، معشوقم اوست، معبودم اوست، مقصودم اوست، مرادم اوست، امیدم اوست.
خواهران عز ی زم ! ا ی بانوان با سلام و دختران حقجو ی مملکت درود به امام زمان (عج) با سلام و درود به کلیه شهدای اسلام از ابتدای خلقت تا ظهور اسلام! زندگ ی زنان اسلام؛ حضرت خد ی جه، فاطمه زهرا، ز ی نب سلامالله عل ی هن را سرمشق زندگ ی خود قرار ده ی د محمدی و از آنها چگونه به مقام والا ی انسان ی ت زن رس ی دن را ب ی اموز ی د ظهور اسلام تا انقلاب اسلامی و قلهها ی عزت جنگ تحمیلی و شرف با درود و استقلال سلام بر تمامی رهروان و شرافت عاشقان راه حسین(ع) بالأخص رهبر و ح ی ث ی ت قائد و کم ال تعال ی را فتح کن ی د مرجع، ابراهیم بتشکن زمان امام خمینی و در واد ی نور قدم نه ی د با سلام و به خود ببال ی د درود بر تمامی سلحشوران و افتخار کن ی د که در جهان پ ی رو مکتب انسانها دلاوران و اسوهها یی چون فاطمه عز ی ز سلامالله عل ی ها هست ی د . خواهرانم! همچون ز ی نب، ز ی نبوار رسالت خو ی ش را به پا ی ان برسان ی د که بتوان ی د در نزد پروردگار خو ی ش سربلند شیران روز و سرافراز باش ی د زاهدان شب در سنگرهای نبرد حق علیه باطل.
چون در انجام مأموریتی خطیر بود. به فکر این افتادم که وصیتنامهام را تجدیدنظر نمایم ابتدا تصمیم گرفتم که در این وصیتنامه علاوه بر مسائل شخصی پیامی به خانواده سپس به دوستان و آشنایان بدهم، لذا بعد دیدم که من حقیر کوتهنظر گنهکار که درراه اسلام و انقلاب نتوانستهام خدمتی بکنم چگونه میتوانم پیامی بدهم، لذا بنا را بر این گذاشتم که پس نکاتی چند را که در این برهه از زمان اهمیت داشت، بر روی کاغذ برشته تحریر درآورم شاید که مثمر ثمر علاقهمندان واقع گردد. انشاءالله.
بارالها اما بعد! ب ی ش میدانید که در این موقعیت حساس حفظ اسلام و جنگ مهمترین مسئله است و همه میدانیم که هدف ابرقدرتها از هفت سال جنگ چند چیز بود 1-از انقلاب نور و تجل ی بین بردن اسلام م ی گذرد، هنوز وجود دارند افراد ی که همانطور که و حکومت اسلامی 2-تسلیم و مهار کردن مجدد ملت ما در قرآنت فرمود ی صم بکم عم ی فهم لا ی عقلون، دق ی قاً ا ی ن آ ی ه برابر آمریکا و شوروی 3-وابسته کردن کشور ما در رابطه ابعاد اقتصادی و نظامی 4-احیای آبروی ازدسترفته آمریکا 5- همزمان با آنها صادق است؛ بارالها چشم و گوش جنگ و دل آنها را توطئههای دیگر به ا ی ن حقا ی ق روی کار آوردن خطوط غربزده و نعمات ی از صحنه خارج کردن خطوط خط امامی. اما میبینیم که بر جنگ برعکس دیدگاههای آنها ارزان ی داشتها ی به نفع ما تمام شد. مانند 1- تثبیت و قدر ندانسته صدور انقلاب اسلامی در جهان 2- آبدیدگی مردم و کفران نعمت کردهاند بازگردان درآمدن از حالت راحتطلبی 3- شناسایی چهره نفاق و شیطانی قدرتهای بزرگ همچنین آزمایش کشورهای منطقه 4- آشنایی به قدرت خداوند و امدادهای غیبی 5- انسجام ملت 6- همدلی مردم 7- جوشیدن استعداد و شکوفایی و خلاقیت و سازندگی درزمینهٔ صحت و فرهنگ که اینها ازجمله اثرات جنگ میباشد.
پس در این صورت وظیفه خطیری بر دوش ما نهاده شده است زیرا ما باید این انقلاب را انشاءالله به صاحب اصلیاش امام زمان (عج) تحویل دهیم. لذا از دوستان و آشنایان و برادرانی که میخواهند عاشقانه در این راه گام بردارند تقاضا دارم که به تهذیب نفس بپردازند لیکن چه سعادتمندند آنان که در طول زندگی خود کمر همت به تهذیب و جهاد اکبر بسته و پایان عمر خویش را درراه هدف الهی با سرافرازی به خیل شهدای درراه حق پیوستند همچنان که خداوند در قرآن کریم میفرماید وَ قاتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ* مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَیُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً کَثیرَةً وَ اللَّهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ(بقره 244 و 245)جهاد کنید درراه خدا و بدانید که خدا به گفتار و کردار خلق شنوا و داناست. کیست که خدا را وام دهد تا خدا بر او به چندین برابر بیفزاید خداست که میگیرد و میدهد و همه بهسوی او بازمیگردند. پس چه مشتریای بالاتر از پروردگار عالمیان؟ درراه خدا جهاد کنید و شکست به خود راه ندهید، همانطور که امام عزیزمان میفرماید راهی است که باید پیمود و سفری است که باید رفت، چهبهتر که در حال خدمت به اسلام و ملت شریف اسلامی شربت شهادت نوشیدن و با سرفرازی به لقاءالله رسیدن و این همان است که اولیاءالله آرزوی آن را میکردند و از خدای بزرگ در مناجات خود طلب میکردند. و یا در جای دیگر از سخنان گهربار خود میفرماید شما باکی از اینکه شکست بخورید نداشته باشید، برای اینکه برای لشکر اسلام هیچوقت شکست نیست، شما یا پیروز میشوید و یا شهید؛ در هر دو جهت پیروزی با شماست. در حقیقت هیچ قطرهای در قیاس حقیقت در نزد خدا از قطره خونی که درراه خدا ریخته شود، بهتر نیست.
خدا ی ا اما تذکراتی دیگر. برادران سپاه! حال که در انجام مأمور ی ت اله ی هستم، تو ای نور چشمان امام، مواظب خود باشید و این را بدانید که شیاطین بهخصوص شیطان بزرگ آمریکا زیا روی شما کارمی کند، لذا لازم است که شما بالباس تقوا به ی ار ی م ی طلبم مبارزه برخیزید و دقیقاً به تو سوگند ی اد م ی کنم گوش باشید که هم ی شه عشق و تاآخر ی ننفس درراه مقدس تو مستحکم علاقههای مادی دنیایی شما را نفریبد، لذا پاسداری را بهعنوان یک شغل ننگرید بلکه به آن بهعنوان یک تعهد نگاه کنید و جانبرکف درراهت فداکار ی کنم. اله ی ! ی ار ی م ده ازخودراضی نباشید و غرور پیدا نکنید و خود را مدیون و بدهکار اسلام و انقلاب و امام و سپاه بدانید، در غیر این صورت نخواهیم توانست جواب شهیدانمان، این برگزیدگان الهی، آنان که بتوانم ا ی ن سهم گستردگی روحشان در قالب جسمشان نمیگنجد و با حضور در غرورانگیزترین و حماسیترین و عارفانهترین صحنهها لبیکگویان به جوار رحمت حق پیوستند و اسلام و انقلاب را آنچنانکه شا ی سته مقام بار ی تعال ی است بجا ی آورم استحکام بخشیدند را بدهیم. لذا عذاب و مصیبت سخت در انتظارمان خواهد بود.
برادران بسیج و انجمن اسلامی و دوستان عزیز!ز کلیه کارهایی که میخواهید انجام دهید سعی شود که ابتدا آهنگ عبادت داشته و آن کار با یک تشکیلات و نظم و اتحاد خاصی برخوردار باشد. از تفرقه و پراکندگی جلوگیری کنید زیرا همانطور که پیامبر اکرم (ص) میفرماید «الجماعه الرحمه والفرقه عذاب» پس همگی چنگ بزنید به ریسمان الهی و از تفرقه و جدائی بپرهیزید و بهصورت یک امت واحد درآیید تا بتوانید سد راه دشمنان اسلام و انقلاب و مشت محکمی بر دهان یاوهگویان باشید. درصحنه حضورداشته باشید که حضور شما برادران عزیز و مسلمان است که توطئههای ستمگران و حیله گران تاریخ را خنثی میکند و کرده است. 1- معلوماتتان را با مطالعات اسلامی بالا ببرید 2- ارتباطاتتان را با یکدیگر بیشتر و قویتر کنید و متوجه باشید که دیگران از رفتار و کردار و گفتار و اخلاقتان الگو میگیرند 3- انتقاد از خویشتن را جزو برنامههای خود قرار دهید 4- نگذارید ایمان شما خداینکرده پژمرده و ضعیف شود، بلکه باید روزبهروز تقویت گردد و اگر ضایعهای برایتان پیش آمد، زود دچار تأسف نشوید و به آینده امید کامل داشته باشید 5- در برخوردهای خود گرم و مهربان باشید و با صدایی بلند به پیشواز از یکدیگر بروید و به یادآورید حدیث محبت حضرت رسول اکرم(ص) را که فرمود به خدایی که جان محمد (ص) در قبضه اختیار اوست، به بهشت نمیروید مگر مؤمن باشید و مؤمن نخواهید بود مگر دوست بدارید. آیا میخواهید اصلی یاد بدهم که اگر بکار بستید یکدیگر رادوست بدارید؛ لذا فرمودند که با صدای بلند بههم سلام کنید.
در پا ی ان لازم م ی دانم که از کل ی ه دوستان و آشنا ی ان و اقوام بالأخص پدر و مادر عزیزم! سلام و خواهران و برادران عز ی زم درودتان باد. میدانم که حق بزرگ ی در رهگذر تاریخ برایم رنجها و مشقتها متحمل شدید لیکن هیچگونه ناراحتی به گردنم دارند طلب بخششکنمخود راه ندهید. لذا عاجزانه طلب عفو به یاد مظلومیت علی (ع)- امام حسین (ع)...علیاکبرها و بخشش م ی کنم علیاصغرها و التماس دعا دارم. خداوند ی ار مظلومان شیعه باشید و مددکار همه مؤمن ی ن باشد برای آنها گریه کنید و به یاد خدا باشید تا قلبهایتان تسکین یابد.
پدر و مادر عزیزم! همچنان کوه استوار باشید. المومن کالجیل الراسخ. و شکرخدای را بجای آورید. میدانم که با رفتن من به جبهه سخت مخالف و از این بابت زیاد نگران بودید بهخصوص حرفهای ناآگاهانه و گاهی مغرضانه بعضی از اقوام و اطرافیان که باعث افزودن این ناراحتیها میشد لذا همانطور که قبلاً هم گفتم همچنان محکم و استوار بایستید و صبر پیشه کنید که یقین دارم خداوند در برابر این عمل شما را بدون پاداش نخواهد گذاشت و خوشحال باشید که توانستید امانت خداوندی را بجا آورید که به فرزندتان شهادت را نصیب فرمود.
در رابطه با مسائل ماد ی خواهران و پ ی گ ی ر ی کارهابرادران عزیزم! بهترین هدف الله است و کسی که میتواند ما را به این مقصد رهنمون سازد ولایتفقیه است، لذا پشتیبان ولایتفقیه باشید تا رستگار شوید و به این نسل که مثل شمع میسوزند و به این نسل که مقام والایی دارند و شما را به شهدا قسم مسئولیت بس خطیر بر دوشتان است که باید به نحو احسن انجام دهید.
برادران عزیزم! لباس تقوی و زره محکم ایمان را بپوشید و سپر مطمئن توکلتعلیالله را به دست بگیرید و بر قلب کافر خصم دون بنشانید و او را در خون سیاهش غوطهور سازید. جبهههای نبرد اسلام با کفر را از چهرههای گلگون خود پرکنید و این را مدنظر داشته باشید که جبهه میدانگاه موحدان و میعادگاه خودشناسان، عبادتگاه عابدان شب و پایگاه اخوت و برادری است.
بد ی نوس ی له برادران، محمد ارشاد ی خواهران عزیزم! ای بانوان و حس ی ن ارشاد ی بهعنوان وک ی ل تامالاخت ی ار معرف ی م ی نما ی م دختران حقجوی مملکت اسلام! زندگی زنان اسلام؛ حضرت خدیجه، فاطمه زهرا، زینب سلامالله علیهن را سرمشق زندگی خود قرار دهید و از آنها اجازه دارند که هر کار که چگونه به صلاح اسلام مقام والای انسانیت زن رسیدن را بیاموزید و جامعه قلههای عزت و شرف و استقلال و شرافت و حیثیت و کمال تعالی را فتح کنید و خانواده م ی دانند در امور ماد ی وادی نور قدم نهید و قانون ی اقدامات لازم به خود ببالید و افتخار کنید که در جهان پیرو مکتب انسانها و اسوههایی چون فاطمه عزیز سلامالله علیها هستید. خواهرانم! همچون زینب، زینبوار رسالت خویش را مبذول دارند به پایان برسانید که بتوانید در نزد پروردگار خویش سربلند و سرافراز باشید.
بارالها! بیش از هفت سال از انقلاب نور و تجلی اسلام میگذرد، هنوز وجود دارند افرادی که همانطور که در قرآنت فرمودی صم بکم عمی فهم لا یعقلون، دقیقاً این آیه در رابطه با آنها صادق است؛ بارالها چشم و گوش و دل آنها را به این حقایق و نعماتی که بر آنها ارزانی داشتهای و قدر ندانسته و کفران نعمت کردهاند بازگردان.
موجود ی ا ی نجانب هم مقدار ی پول خدایا! حال که در بانکها ی استان شعبه پنجتن، بانک ملت شعبه مدرس انجام مأموریت الهی هستم، تو را به یاری میطلبم و قرضالحسنه شه ی د بهشت ی م ی باشد به تو سوگند یاد میکنم که همیشه و کل ی ه حسابها ی بده ی تاآخریننفس درراه مقدس تو مستحکم وجانبرکف درراهت فداکاری کنم...مسائل در برگها ی ضم ی مه پ ی وست . م ی با ی ست ی ک کلکس ی ون تمبرموجود است الهی! یاریم ده که خمس موجود ی امسال به علت حضور در جبهه پرداخت نگرد ی ده بتوانم این سهم را آنچنانکه شایسته مقام باریتعالی است . در رابطه با محل دفن اگر جنازهام به دست شما رس ی د در بهشت رضا دفن نما یی د بجای آورم.
در پایان لازم میدانم که از کلیه دوستان و آشنایان و اقوام بالأخص پدر و مادر و خواهران و برادران عزیزم که حق بزرگی به گردنم دارند طلب بخششکنم. لذا عاجزانه طلب عفو و بخشش میکنم و التماس دعا دارم. خداوند یار و مددکار همه مؤمنین باشد.
والسلام در رابطه با مسائل مادی و پیگیری کارها
بدینوسیله برادران، محمد ارشادی و حسین ارشادی بهعنوان وکیل تامالاختیار معرفی مینمایم و آنها اجازه دارند که هر کار که به صلاح اسلام و جامعه و خانواده میدانند در امور مادی و قانونی اقدامات لازم را مبذول دارند.
ومن الله توف ی ق وعل ی ه التکلانموجودی اینجانب هم مقداری پول در بانکهای استان شعبه پنجتن، بانک ملت شعبه مدرس و قرضالحسنه شهید بهشتی میباشد و کلیه حسابهای بدهی و...مسائل در برگهای ضمیمه پیوست. میبایست یک کلکسیون تمبرموجود است که خمس موجودی امسال به علت حضور در جبهه پرداخت نگردیده است. در رابطه با محل دفن اگر جنازهام به دست شما رسید در بهشت رضا دفن نمایید.
والسلام
خدا ی ا خدا ی ا تا انقلاب مهد ی حت ی کنار مهد ی خم ی ن ی را نگهدار ومن الله توفیق وعلیه التکلان
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی حتی کنار مهدی خمینی را نگهدار
ا ی ن وص ی تنامه این وصیتنامه مشتمل برشش برگ در تار ی خ تاریخ 24/1/1365 در ساعت 45/11 دق ی قه تنظ ی م گرد ی ده دقیقه تنظیم گردیده است.1<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%201%20973 یاران رضا]</ref>