شهیدحسین اصغر شور گشتی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید حسین اصغر شورگشتی را به شهیدحسین اصغر شورگشتی منتقل کرد)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
بسمه تعالی
 +
 
شهید حسین اصغر شورگشتی
 
شهید حسین اصغر شورگشتی
  
سطر ۱۸: سطر ۲۰:
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
 
شهید حسین اصغر شورگشتی در تاریخ 1338/01/03 در روستای شورگشت از توابع شهرستان نیشابور پا به عرصه وجود گذاشت. او در دامان پاک والدینی روستایی و در همان محیط رشد کرد. وی فقط کمی سواد قرآنی فرا گرفت تا ریشه مذهبی زندگیش را از همین سرچشمه سیراب کند. اصغر به نماز بسیار بها می داد و از 11 سالگی به طور جدی خواندن نماز را آغاز نمود. ارتباط او با والدین بسیار خوب بود و با دیگران نیز چیزی جز محبت ابراز نمی نمود. پیشه اش زراعت بود اما پس از مدتی به استخدام شرکت ایران ناسیونال در نیشابور در آمد و در آنجا کارگری می کرد.
 
شهید حسین اصغر شورگشتی در تاریخ 1338/01/03 در روستای شورگشت از توابع شهرستان نیشابور پا به عرصه وجود گذاشت. او در دامان پاک والدینی روستایی و در همان محیط رشد کرد. وی فقط کمی سواد قرآنی فرا گرفت تا ریشه مذهبی زندگیش را از همین سرچشمه سیراب کند. اصغر به نماز بسیار بها می داد و از 11 سالگی به طور جدی خواندن نماز را آغاز نمود. ارتباط او با والدین بسیار خوب بود و با دیگران نیز چیزی جز محبت ابراز نمی نمود. پیشه اش زراعت بود اما پس از مدتی به استخدام شرکت ایران ناسیونال در نیشابور در آمد و در آنجا کارگری می کرد.
 +
 
با آغاز جنگ تحمیلی، حسین در تاریخ 1359/12/26 راهی خدمت سربازی شد و در همین ایام ازدواج کرد. مدتی از خدمت نگذشته بود که به مرخصی آمد. خانواده مشاهده کردند که موقع راه رفتن از ناحیه پا مشکل دارد. از او علت را جویا شدند اما هر بهانه ای می تراشید تا این که مادر وی زخم های ترکش را بر پای فرزندش دید و گریه کرد. حسین به مادرش گفت مادر برای همین گریه می کنی؟ این که چیزی نیست؛ کاش من شهید می شدم و اسلام پیروز می شد. خودم می دانم که این بار آخرین دیدار من و شماست و از شما می خواهم برای من دعا کنید که به درجه شهادت برسم.
 
با آغاز جنگ تحمیلی، حسین در تاریخ 1359/12/26 راهی خدمت سربازی شد و در همین ایام ازدواج کرد. مدتی از خدمت نگذشته بود که به مرخصی آمد. خانواده مشاهده کردند که موقع راه رفتن از ناحیه پا مشکل دارد. از او علت را جویا شدند اما هر بهانه ای می تراشید تا این که مادر وی زخم های ترکش را بر پای فرزندش دید و گریه کرد. حسین به مادرش گفت مادر برای همین گریه می کنی؟ این که چیزی نیست؛ کاش من شهید می شدم و اسلام پیروز می شد. خودم می دانم که این بار آخرین دیدار من و شماست و از شما می خواهم برای من دعا کنید که به درجه شهادت برسم.
 
حسین اصغر آخرین بار در منطقه دزفول در عملیات فتح المبین شرکت داشت و هنگامی که به همراه چهارده تن از همرزمانش از معبر مین می گذشتند بر اثر انفجار مین، خود و یارانش به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. بدین ترتیب شهید شورگشتی در دومین روز عید سال 1361 به دیدار معبودش شتافت.
 
حسین اصغر آخرین بار در منطقه دزفول در عملیات فتح المبین شرکت داشت و هنگامی که به همراه چهارده تن از همرزمانش از معبر مین می گذشتند بر اثر انفجار مین، خود و یارانش به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. بدین ترتیب شهید شورگشتی در دومین روز عید سال 1361 به دیدار معبودش شتافت.
 
مزار این شهید گرامی در گلزار شهدای نیشابور قرار دارد.
 
مزار این شهید گرامی در گلزار شهدای نیشابور قرار دارد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
+
روحش شاد و یادش گرامی باد<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/16094 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
==نگارخانه تصاویر==
 
==نگارخانه تصاویر==
 
<gallery>
 
<gallery>
سطر ۳۲: سطر ۳۵:
 
</gallery>
 
</gallery>
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
==پانویس==
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/16094
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۶

بسمه تعالی

شهید حسین اصغر شورگشتی

تاریخ تولد :1338/01/03

تاریخ شهادت : 1361/01/02

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :خراسان رضوی - تخت جلگه - شورگشت


وصیت نامه

بسمه تعالی پدر و مادر عزیزم! هر چه می توانید برای من دعا کنید که من به درجه شهادت برسم و انتظارم از شما این است که مبادا برای من گریه و زاری کنید که من از شما نارحت می شوم. دعا کنید هرچه زودتر این جنگ با پیروزی کامل به پایان برسد ان شاء لله ..... والسلام

زندگینامه

شهید حسین اصغر شورگشتی در تاریخ 1338/01/03 در روستای شورگشت از توابع شهرستان نیشابور پا به عرصه وجود گذاشت. او در دامان پاک والدینی روستایی و در همان محیط رشد کرد. وی فقط کمی سواد قرآنی فرا گرفت تا ریشه مذهبی زندگیش را از همین سرچشمه سیراب کند. اصغر به نماز بسیار بها می داد و از 11 سالگی به طور جدی خواندن نماز را آغاز نمود. ارتباط او با والدین بسیار خوب بود و با دیگران نیز چیزی جز محبت ابراز نمی نمود. پیشه اش زراعت بود اما پس از مدتی به استخدام شرکت ایران ناسیونال در نیشابور در آمد و در آنجا کارگری می کرد.

با آغاز جنگ تحمیلی، حسین در تاریخ 1359/12/26 راهی خدمت سربازی شد و در همین ایام ازدواج کرد. مدتی از خدمت نگذشته بود که به مرخصی آمد. خانواده مشاهده کردند که موقع راه رفتن از ناحیه پا مشکل دارد. از او علت را جویا شدند اما هر بهانه ای می تراشید تا این که مادر وی زخم های ترکش را بر پای فرزندش دید و گریه کرد. حسین به مادرش گفت مادر برای همین گریه می کنی؟ این که چیزی نیست؛ کاش من شهید می شدم و اسلام پیروز می شد. خودم می دانم که این بار آخرین دیدار من و شماست و از شما می خواهم برای من دعا کنید که به درجه شهادت برسم. حسین اصغر آخرین بار در منطقه دزفول در عملیات فتح المبین شرکت داشت و هنگامی که به همراه چهارده تن از همرزمانش از معبر مین می گذشتند بر اثر انفجار مین، خود و یارانش به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. بدین ترتیب شهید شورگشتی در دومین روز عید سال 1361 به دیدار معبودش شتافت. مزار این شهید گرامی در گلزار شهدای نیشابور قرار دارد. روحش شاد و یادش گرامی باد[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش