ویرایش‌ها

شهید نادر خلج آبادی فراهانی

۱ بایت حذف‌شده، ‏۱۹ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۰
==زندگی نامه==
از زبان شهید جانباز که اکنون در میان ما نیست:
قبل از جنگ عراق، 18 سال بيشتر نداشتم که در سال 1359 در تیرماه به خدمت مقدس سربازی از تهران به بیرجند برای دوره آموزشي، و بعد از آن به پادگان 55 هوابرد شیراز اعزام شدیم، سپس دو ماه آموزش چتربازی و چریکی در 15 آبان 59 ديده و به کردستان اعزام شدیم و مدت 25 روز جنگ نابرابر در مقابل مزدوران داخلی کلمله و فدایی و دموکرات، پایداری کردیم، در همین روزها بود که با هجوم کوردلان و روبرصق روبرو شدیم. راستی مأموریت ما این بود که از سردشت تا بانه را از لوس وجود اشرار و منافقان پاکسازی کنیم و در این مدت مورد حملات مذبوحانه و ناجوانمردانه آنان می شدیم، ما حملات آنان را با رشیدی و دلاوری خنثی می کردیم.
دقیقا یادم نیست روز 24 یا 25 عملیات بود که با موشک "آر پی جی" خودرو ما مورد هدف قرار گرفت و به ارتفاع صد متری دره ای سقوط کردیم. در خودرو ما 18 نفر بودند و من خدمه کالیبر 50 بودم و از ابتدای سقوط در دره تا انتها آتش را قطع نکردم و به کنار نیامدم. وقتی به پائین رسیدیم ما 2 شهید و 5 مجروح و 11 جانباز دادیم. که یکی از آن جانبازان من بودم، من زیر ماشین چپ کرده خودمان مانده بودم و در همان حالت چشمانم قادر به دیدن نبود و نمی توانستم حرکت کنم. دهان و بینی ام خاک و خونی شده بود. من بعدها متوجه شدم که از گردن قطع نخاع شده ام و هدف 11 تیر و 9 ترکش و یک تیر به نخاع شده و بقیه تیرها به طور متواری در بدنم جای گرفته بود.
ما را از داخل دره به سنندج بردند و در آنجا 2 روز بستری بودیم و سپس به تهران اعزام شدیم. به علت وجود تیرهایی در بدن و نخاعم، مدت دو هزار و صد روز در بیمارستان های مجهز تهران بستری بودم.
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش