==زندگی نامه==
روحاني شهيدروحانی : [[شهید مسعود خدارحمي خدا رحمی]] «... آرام، آرام گام برمي داشت برمیداشت و به سوي سوی در خانه مي رفتمیرفت. جلوي جلوی در آبي آبی پاشيد و بر آن تكيه داد. آه سردي سردی از اعماق دل كشيد و بي اختيار بیاختيار صدا زد: مسعود! انتهاي انتهای كوچه را مي نگريستمینگريست. ناخودآگاه در رؤيايي رؤيايی سبز، قامت جوانش را ديد كه عمامه سر به منزل مي آيد میآيد و او لبريز از شادي شادی آرزوهايش، بر در و ديوار كوچه فخر مي فروشدمیفروشد. ولي ولی نه، شيشه خاطراتش بازهم درهم شكست و باز نگاه سردي سردی به آسمان و آه حسرتي حسرتی عميق تر ...» و اگويه هايي اگويههايی از جنس اشك فراق، مرهم دل زخمين مادري مادری مهربان است كه هنوز پس از گذر ساليان سال، در انتظار يوسف گم گشده، چشم به راه سبز جنوب است. «مسعود خدارحمي» خدارحمی» در سال 1345 در «قهنويه» از توابع [[شهرستان مباركه ]] به دنيا آمد و چشم چراغ دل پر اميد پدر و مادر گشت. دوران كودكي كودكی را در قنداق محبت و پيچة پيچه عشق، به سر برد و به دست نوازش مادر و رزق حلال پدر بزرگ شد. تحصيل ابتدايي ابتدايی و راهنمايي راهنمايی را در مباركه به پايان رساند و همزمان در مبارزات خونين پيش از انقلاب شركت مي كرد میكرد و فرياد كوبندة كوبنده خويش را به درياي دريای خشم مردم مي پيوست میپيوست و در تظاهرات شركت مي كردمیكرد. سال اول دبيرستان را به پايان مي برد میبرد كه دانست پيشة پيشه عاشقي، چلچراغي است از جنس احساس كه در تاريك خانة دنيا مجال آن نيست؛ پس دل از دنيا بريد و بر سلك آسمانيان در آمد و روانة حوزة علمية «امام محمدتقيروانه حوزه علميه «[[امام محمدتقی(عليه السلامالسلام)]] » مباركه شد. با پاي پای شوق خويش رفت و در دام عشق حريم يار گرفتار آمد. حضرت دوست رشته اي رشتهای از بند اشتياق، بر گردنش آويخت و آنجا كه خاطرخواه حضرتش بود، هدايتش كرد؛ او را به درياي دريای عنايت خود برد و در ساحل بي كران بیكران فقه آل محمد(صلي الله عليه و آله) حوزه مقدسة مقدسه [[قم ]] و مدرسة مدرسه «بعثت» او را مكان داد. چندي بعد مسعود به مدرسة «امام محمدباقر(عليه السلام)» رفت و مرام و مسلك عشقبازي عشقبازی را در آن ديار آموخت. طلبة طلبه لمعه خوان اصفهاني اصفهانی كه طعم مبارزه در راه حق را در نوجواني نوجوانی چشيده بود، اينك در طلب مسيري مسيری بود كه راه صد سالة ساله عارفان را در خرابات و ميخانه عشق بيابد و گذر كوتاه عمر را در پشت كوبه درب نياز نپيمايد. او در قم مفتخر به پوشيدن لباس پيامبر شد و در سلك روحانيون ديني در آمد. خداوند قامت رعنايش را خفته در خون طلبيد و عاشقش شد. و به حكم «مَن عَشِقتُهُ قَتَلتُهُ» به ميدان جهادش خواند. از سوي سوی «دفتر تبليغات حوزة قم» روانة «شلمچه» شد تا ريشه هاي ريشههای زلال انديشه را كه بر شانه هاي شانههای كوچكش سنگيني مي كرد، سنگينی میكرد، به دست تقدير بسپارد و خود سبكبار گردد. عمليات آغاز گشت و روزهاي پياپي روزهای پياپی كاروان شهدا بانگ جرس سر مي داد. و سرانجام موعد تقدير سرخ مسعود نيز مرز سعادت را درنورديد و در10/12/1365 در هياهوي هياهوی آتش و خون در [[شلمچه ]] به تقدسگاه بي نشان ها بی نشانها پر كشيد. ديگر كسي كسی چشمان زيباي زيبای مسعود را؛ حتي حتی بسته نديد و او در بي نشاني بینشانی خويش، نشان يافت. اينك ما در وسعت وسيع خداوند، روح او را مي نگريم مینگريم كه فرياد رساي رسای رسالت خوش را از هزاران فرسنگ فاصله مي سرايدمیسرايد: هان! بعد از شهداء شما چه كرديد؟
==وصیت نامه==
«روحاني شهيد: «روحانی [[شهید مسعود خدارحمي» خدا رحمی]] » ولا تَحسَبَن الذين قُتِلوا في سبيل الله امواتاً بَل اَحياءٌ عِند رَبِهم يُرزقون . ( آل عمران 163) گمان مبريد، كساني كه در راه خدا كشته شدند مردگانند، بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزي مي خورندمیخورند. با درود و سلام بر مهدي مهدی موعود(عج) و نايب بر حقش [[امام خمينيخمينی]] (مدظله) و با سلام بر شهيدان راه حق و آزادي آزادی و رزمندگان جبهه هاي جبهههای حق عليه باطل. با ياد و نام حق كه جهان هستي هستی را آفريد، سيارگان را به حركت درآورد، شب و روز را بوجود آورد، ملائك و جن و انس را خلق كرد، نظام طبيعت را همگام نمود و به مستضعفين وعده پيروزي پيروزی داد و به ملائكه فرمود كه به انسان سجده كنند و ابليس را از بهشت برين راند، نوح(ع) را نبي، نبی، ابراهيم(ع) را خليل، موسيموسی(ع) را كليم، عيسيعيسی(ع) را روح و محمد (ص) را رسول خود نمود تا بشر را از گمراهي گمراهی و ضلالت رهائي بخشد. به راستي قلم و زبان به هنگام صحبت با شما خلق اسلام از حركت باز مي ايستد، چرا كه من كوچك تر از آن هستم كه به شما سفارشي سفارشی بكنم، اما لازم است، با شما برادران و خانواده ام چند كلامي درد دل كنم. خطاب به مردم قهرمان و شهيد پرور، مبارز وفداكار، و فداكار، عاشق [[امام حسين(ع) ]] و علي [[علی ابن ابيطالب(ع)]] . اي كساني ای كسانی كه تاكنون خوب انجام وظيفه كرده ايد و همراه [[امام زمان(عج) ]] و رهبر انقلاب در پيشبرد اسلام از كمك مالي مالی و جاني جانی دريغ نكرده ايد، نكردهايد، بايد بدانيد كه راه طولاني طولانی را در پيش داريم، آن كساني كسانی كه سرباز مخلص و واقعي واقعی امام زمان(عج) هستند، بايد تا آخرين لحظه نماينده او را ياري ياری دهند و براي رضاي برای رضای خدا در اين راه كوشش كنند، مبادا مثل اهل كوفه شوند و امام خود را تنها بگذارند. مبادا از جنجال هايي كه ابرقدرتها به راه مي اندازند و از ديدن تجهيزات آنها بيم و هراس به خود راه دهند، چرا كه خدا با ماست و او در [[قرآن ]] به ما وعده پيروزي پيروزی داده است. تا وقتي وقتی مطيع فرمان رهبري رهبری باشيد، بدانيد كه دشمنان نمي توانند نمیتوانند هيچ گونه تسلطي تسلطی بر شما داشته باشند، بكوشيد كه خون شهدايتان پايمال نشود و زمينه خوبي براي خوبی برای ظهور و انقلاب آقا امام زمان(عج) فراهم سازيد. بدانيد كه جايگاه نام اين ابرقدرتها و مزدوران در زباله دان زبالهدان تاريخ خواهد بود. برادران عزيز، صحنه [[نماز جمعه ]] و جماعت را خالي خالی نگذاريد كه ثمره خون شهيدانتان پايمال نشود، به ياد داشته باشيد كه اين عبادات، عظمت اسلام را به دنيا مي رساند، پس بايد هر چه با عظمت تر عظمتتر و با شكوه تر شكوهتر برگزار گردد. از تفرقه و حزب گرائي گرائی بپرهيزيد كه اينها خواست و حربه هاي حربههای شياطين داخلي داخلی و خارجي خارجی است. هميشه وحدت خويش را حفظ كنيد و از پرداختن به مسائل پوچ و بي ارزش دنيوي بیارزش دنيوی كه باعث اختلاف مي شود میشود بپرهيزيد ، زيرا خداوند يكتا در قرآن امر به وحدت كرده است . اگر مي خواهيد میخواهيد كه انقلابتان به سراسر جهان صادر شود و براي كشورهاي كشورهای جهان الگو باشيد نيازمند وحدت هستيد تا بتوانيد سرمشق و الگوي الگوی ديگران باشيد. اميدوارم كه تمامي تمامی شما برادران و سروران گرامي گرامی از سخنان اين برادر حقيرتان آزرده خاطر نشده باشيد. در ضمن از تمامي تمامی شما مردم شهيد پرور حلاليت مي طلبم. اكنون كه وظيفه ام وظيفهام ايجاب مي كند میكند كه براي ياري برای ياری دين اسلام و مسلمين عازم جبهه هاي جبهههای حق عليه باطل شوم و دِين خود را ادا كنم، چند كلمه اي كلمهای نيز به پدر و مادرم وصيت ميكنم. پدر عزيزم اكنون كه وظيفه شرعي شرعی من است كه به نداي ندای اسلام لبيك بگويم، اميدوارم از فرزندت راضي راضی و خشنود باشي باشی و مرا حلال كنيكنی. پدرم مرا ببخش كه نتوانستم قسمتي از رنج و زحمت زندگي زندگی را بدوش بگيرم، ولي ولی تو خود مي داني میدانی كه اكنون اسلام، قرآن، ناموس و ميهن اسلامي اسلامی ما در خطر بزرگي بزرگی است و خداوند به ما تكليف كرده با كساني كه با شما قِتال مي می كنند و شما را از خانه و كاشانه خود بيرون رانده اند، راندهاند، نبرد كنيد كه خدا ياري ياری دهنده شماست. مادر عزيزم نمي دانم نمیدانم چگونه از زحماتي زحماتی كه براي برای من كشيده اي قدرداني كشيدهای قدردانی كنم. اميدوارم كه اجر و مزد شما را خداوند متعال در دنيا و اخرت عطا كند، اما مادر عزيزم، سعي سعی كن به كمك پدر، فرزندان خوبي خوبی را تربيت كني كنی كه باعث آبروي آبروی شما باشند و بتوانند از دين و كتاب آسماني آسمانی ما مسلمانان دفاع كنند. پدر و مادر عزيزم، براي برای من گريه و شيون نكنيد. اگر خواستيد گريه كنيد به حسين ابن علي علی (ع) گريه كنيد كه مظلوم زيست و مظلومانه به شهادت رسيد. وتو اي و تو ای خواهرم، زينب گونه راه امام حسين(ع) را كه ما در راه او قدم برداشتيم، ادامه دهيد و همچون [[فاطمه زهرا(س) فرزنداني ]] فرزندانی نيك چون حسن(ع) و حسين(ع) تربيت كنيد، تا بتوانيد تحولي تحولی نو در جامعه پديد آوريد و سعي سعی كنيد با حجاب و سنت شوهرداري شوهرداری خويش، راه فاطمه زهرا(س) را ادامه دهيد كه خير دنيا وآخرت و آخرت در آن مي می باشد. وشما و شما برادرانم، بعد از من بايد ادامه دهنده راهم باشيد، نگذاريد سلاح من به زمين افتد و دشمنان شاد شوند، به عباداتتان اهميت دهيد و خودتان را براي ياري دين اسلام و قرآن و مسلمين آماده كنيد. دوستاني دوستانی انتخاب كنيد كه شما را به صراط مستقيم هدايت كنند و شما را از گمراهي گمراهی و جهالت نجات دهند، شما را از كارهاي كارهای خلاف شرع باز دارند و خلاصه دوستاني دوستانی انتخاب كنيد كه هم در دنيا و هم در آخرت همراه شما باشند. درسهايتان را خوب بخوانيد تا بي سواد بیسواد وارد جامعه اسلامي اسلامی نشويد، زيرا در جامعه اسلامي اسلامی علم، دانش و تربيت اهميت فراوان دارد. به پدر و مادر خود بسيار احترام بگذاريد و سعي سعی كنيد هيچگاه هيچگاه آنها را از خود نرنجانيد و از دستورات آنها سرپيچي سرپيچی نكنيد تا خداوند از شما راضي راضی و خشنود باشد . والسلام مسعود خدارحمي منبع سایت شهدای خین <ref>[http://khayyen.ir/shahid/190سایت خین]</ref> والسلام مسعود خدارحمی==پانویس==<references />