هنگامی که مسعود را آوردند، گفتم: «فرمانده ی عزیزم، چرا سربازت را نبردی؟ مگر من سرباز بدی بودم؟»
صدای او در گوشم پیچید که: «پس امید و نوید چه می شوند؟»
گفتم: «اطاعت قربان، هنوز هم من سرباز شما هستم. » منبع:سایت شهدای ارتش<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/40160سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />