(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6219407 تاریخ تولد : نام : علیاصغر محل تولد : بجنورد نام خانوا...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | ||
| + | |نام فرد = علیاصغرقدیمی | ||
| + | |تصویر = | ||
| + | |توضیح تصویر = | ||
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد =[[بجنورد ]] | ||
| + | |شهادت = [[1362/05/09]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = [[انصارالحسین(ع)]] | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر:حسین | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
| + | |||
کد شهید: 6219407 تاریخ تولد : | کد شهید: 6219407 تاریخ تولد : | ||
نام : علیاصغر محل تولد : بجنورد | نام : علیاصغر محل تولد : بجنورد | ||
| سطر ۸: | سطر ۴۱: | ||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
| − | گلزار : انصارالحسین(ع | + | گلزار : انصارالحسین(ع) |
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | + | ||
| − | موضوع لحظه و نحوه شهادت | + | * موضوع لحظه و نحوه شهادت |
| − | راوی شرف وردی پور | + | |
| − | + | علی اصغر وقتی در جبهه مجروح می شود او را با آمبولانس راهی بیمارستان می کنند که در بین راه آمبولانس هدف قرار می گیرد و در نتیجه علی اصغر شهید می شود . هنگامی که جسد او را آوردند در اثر سوختگی شدید چهره اش اصلا" شناخته نمی شد. فقط از روی لباس و پلاک و دیگر آثار او را شناختیم.راوی شرف وردی پور | |
| + | |||
| + | * موضوع عشق به جهاد | ||
| + | |||
| + | روحیه علی اصغر به شهادت طلبی به گونه ای بود که وقتی مسئول تیپ آمد و پشت بلند گو اعلام کرد بسیجی های که به سن 18 سال نرسیده اند باید در پشت جبهه آماده باشند و به عملیات نروند و علی اصغر جز افرادی بود که کمتر از 18 سال سن داشت وقتی اینها را از گروهان جدا کردند و گفتند شما باید پشت خط بمانید شروع کرد به گریه وز اری وا لتماس کردن و جز کسانی بود که پیش فرمانده شان رفت و گفت: من را به [[گروهان ]] خودتان ببرید و وساطت بکنی که به [[گروهان]] شما بیایم .راوی محمد رضا یزدانی | ||
| − | + | * موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | برادر کوچک علی اصغر، محمد نام دارد که یک شب خواب می بیند علی اصغر به او می گوید در فلان محل به شهادت می رسد پس از چندی وقتی خبر شهادت وی را آوردند او دقیقا" در همان محل که در خواب به برادرش گفته بود درتاریخ [[63/5/15]] به شهادت می رسد .راوی شرف وردی پور | |
| − | + | ||
| − | + | * موضوع خاطرات جنگي | |
| − | راوی شرف وردی پور | + | |
| − | + | ||
| − | + | [[عملیات والفجر 3]] بود که نیروها به طرف [[کله قندی]] می رفتند در آن لحظه شهید پیش من آمد واز من حلالیت خواست من از این کارش ناراحت شدم وگفتم که این چه حرفی است که می زنی ان شاء الله پیروز برمی گردیم نزدیکی های صبح بود که به خط دشمن حمله کردیم ،فرمانده برای شکستن خط احتیاج به [[آرپی جی زن]] و [[تیر بار چی]] داشت وشهید که تیر بار چی بود جلو آمد وبرای منهدم کردن سنگر [[تیر بار]] دشمن جلو رفت که با اصابت گلوله ای به شهادت رسید. | |
| − | + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16611 یاران رضا]</ref> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references/> | |
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: ناصر_جعفری_دولت_آبادی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان شمالی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان بجنورد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۸
| علیاصغرقدیمی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | بجنورد |
| شهادت | 1362/05/09 |
| سمتها | انصارالحسین(ع) |
| خانواده | نام پدر:حسین |
کد شهید: 6219407 تاریخ تولد : نام : علیاصغر محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : قدیمی تاریخ شهادت : 1362/05/09 نام پدر : حسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : انصارالحسین(ع)
خاطرات
- موضوع لحظه و نحوه شهادت
علی اصغر وقتی در جبهه مجروح می شود او را با آمبولانس راهی بیمارستان می کنند که در بین راه آمبولانس هدف قرار می گیرد و در نتیجه علی اصغر شهید می شود . هنگامی که جسد او را آوردند در اثر سوختگی شدید چهره اش اصلا" شناخته نمی شد. فقط از روی لباس و پلاک و دیگر آثار او را شناختیم.راوی شرف وردی پور
- موضوع عشق به جهاد
روحیه علی اصغر به شهادت طلبی به گونه ای بود که وقتی مسئول تیپ آمد و پشت بلند گو اعلام کرد بسیجی های که به سن 18 سال نرسیده اند باید در پشت جبهه آماده باشند و به عملیات نروند و علی اصغر جز افرادی بود که کمتر از 18 سال سن داشت وقتی اینها را از گروهان جدا کردند و گفتند شما باید پشت خط بمانید شروع کرد به گریه وز اری وا لتماس کردن و جز کسانی بود که پیش فرمانده شان رفت و گفت: من را به گروهان خودتان ببرید و وساطت بکنی که به گروهان شما بیایم .راوی محمد رضا یزدانی
- موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
برادر کوچک علی اصغر، محمد نام دارد که یک شب خواب می بیند علی اصغر به او می گوید در فلان محل به شهادت می رسد پس از چندی وقتی خبر شهادت وی را آوردند او دقیقا" در همان محل که در خواب به برادرش گفته بود درتاریخ 63/5/15 به شهادت می رسد .راوی شرف وردی پور
- موضوع خاطرات جنگي
عملیات والفجر 3 بود که نیروها به طرف کله قندی می رفتند در آن لحظه شهید پیش من آمد واز من حلالیت خواست من از این کارش ناراحت شدم وگفتم که این چه حرفی است که می زنی ان شاء الله پیروز برمی گردیم نزدیکی های صبح بود که به خط دشمن حمله کردیم ،فرمانده برای شکستن خط احتیاج به آرپی جی زن و تیر بار چی داشت وشهید که تیر بار چی بود جلو آمد وبرای منهدم کردن سنگر تیر بار دشمن جلو رفت که با اصابت گلوله ای به شهادت رسید. [۱]