شهید علی اکبر قاضی زاده: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۴ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۴۵: سطر ۴۵:
 
<references/>
 
<references/>
 
==رده==
 
==رده==
{{ترتیب‌ پیش‌ فرض: علی_اکبر_قاضی_زاده}}
+
{{ترتیب‌پیش‌فرض:علی اکبر قاضی زاده}}
 
[[رده: شهدا]]
 
[[رده: شهدا]]
 
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۰

علی اکبر قاضی زاده
200px
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد طبس
شهادت ۱۳۶۵/۱۲/۱۸
محل دفن گلزار شهدا
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدر حجی غلامرضا



خاطرات

خواب و رویای شهید

راوی غلامحسین رحیمی


در آن تاریخ هنگامی که از داخل قرارگاه حمل استقرار لشکر روح ا... تیپ قوامین در اهواز ما را با اتوبوس به سمت جبهه فاو می بردند، من با اتفاق برادر عزیزمان شهید قاضی زاده در یک صندلی نشسته بودیم. در طول مسیر صحبت می کردند و روحیه خوبی داشتند و از جریان جبهه قبلی که باهم رفته بودیم در میمک صحبت می کردند. ایشان فرمودند من آن قاضی زاده قبلی نیستم و خیلی فرق کرده ام. این دفعه روحیه ام خیلی خوب است. تا اینکه به محل استقرار رسیدیم. آنجا با چند تن از برادران طبسی در یک سنگر بودیم. در یکی از روزها ساعت حدود 3 بعداز ظهر همین طور که صحبت می کردیم و از طرفی هم خمپاره های دشمن به سمت سنگرهای ما آتش می بارید، در همین هنگام متوجه شدیم که ایشان حالت خواب دارند. سئوال شد چه طوری با این سر و صدا آن هم در روز خوابتان می آید، ایشان در جواب گفتند: من چند لحظه به خواب می روم بیند چگونه به خواب می روم. در این هنگام دراز کشید و خوابید بقیه بچه ها بیدار بودند و باهم صحبت می کردند. چند که دقیقه گذشت یک دفعه بیدار شدند و با روحیه ای شاداب اعلام کردند من الان که خواب بودم دیدم مرا به خدمت حضرت امام خمینی (ره) بردند و از نزدیک ایشان را ملاقات کردم و در آن لحظه اظهار خوشحالی می کرد. بچه ها هم با شوخی هر به نحوی خواب ایشان را پاسخ می دادند تا اینکه شب فرا رسید و ایشان هم در طول خط مقدم مشغول انجام وظیفه بودند که ناگهان از طرف دشمن گلوله ای در کنار ایشان منفجر شد و به آرزوی خود که همان شهادت بود رسید و شربت شهادت را با افتخار نوشید.

[۱]

پانویس

  1. یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۶ شهریور ۱۳۹۹، در ‏۱۸:۳۰