شهید حاتم قشمشی ‌ایرج‌: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6219670 تاریخ تولد : نام : حاتم‌ محل تولد : اسفراین نام خانوادگی : قشمشی‌...» ایجاد کرد)
 
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۲۸: سطر ۲۸:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
هنگام شهادت سید حاتم، خواب دیدم او به آسمان رفته و فرشته ها اطراف من را گرفته اند و من به خاطر شهید شدن پسرم تبری? می گویند. آنها به من می گفتند:" ما پسرت را خودمان داماد ?ردیم." بعد از این خواب چند روز بعد خبر شهادت سید حاتم را برای ما آوردند.
+
هنگام شهادت سید حاتم، خواب دیدم که او به آسمان رفته و فرشته ها اطراف من را گرفته اند و من به خاطر شهید شدن پسرم تبریک می گویند. آنها به من می گفتند:" ما پسرت را خودمان داماد کردیم." بعد از این خواب چند روز بعد خبر شهادت سید حاتم را برای ما آوردند.
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16817
+
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16817 یاران رضا]</ref>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۳

کد شهید: 6219670 تاریخ تولد : نام : حاتم‌ محل تولد : اسفراین نام خانوادگی : قشمشی‌ایرج‌ تاریخ شهادت : 1362/11/09 نام پدر : میرزاحسن‌ مکان شهادت : دباغ‌

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : خاطرات

خاطرات سیاسی موضوع خاطرات سياسي راوی متن کامل خاطره

در اوایل انقلاب در تظاهرات و راهپیمایی ها و پخش اعلامیه ها شر?ت می ?رد. و نصف شب می رفتند و شعار بر درب و دیوار می نوشتند. ی? روز به او گفتیم: پسر جان این ?ارها خطر دارد مواظب خودت باش، ولی ایشان گفت:" من ?ار خودم را به خاطر امام و انقلاب انجام می دهم و از هیچ?س نمی ترسم." عشق به جهاد موضوع عشق به جهاد راوی متن کامل خاطره

ایشان شیفته ی جبهه و جنگ بود، و چون قدش ?وتاه بود، در پادگان آموزشی آجر زیر پایش گذاشته بود تا رد نشود. وقتی متوجه شدند با گریه و اصرار به مسئول گردان قبولاند و ماند. خواب و رویای دیگران درمورد شهید موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی متن کامل خاطره

هنگام شهادت سید حاتم، خواب دیدم که او به آسمان رفته و فرشته ها اطراف من را گرفته اند و من به خاطر شهید شدن پسرم تبریک می گویند. آنها به من می گفتند:" ما پسرت را خودمان داماد کردیم." بعد از این خواب چند روز بعد خبر شهادت سید حاتم را برای ما آوردند. [۱]

پانویس

  1. یاران رضا
آخرین تغییر ‏۱۵ شهریور ۱۳۹۹، در ‏۱۱:۱۳