(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6530515 تاریخ تولد : نام : علیاکبر محل تولد : کاشمر نام خانوا...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱۷: | سطر ۱۷: | ||
هم زمان با شهادت فرزندم علی اکبر در مهران، خواب دیدم که در منطقه ی جنگی هستم و رفتیم تا به خرابه ای رسیدیم، رفتیم داخل گفتند امشب صدام می خواهد بیاید این جا و اتفاقا مرا نگهبان گذاشتند در حین نگهبانی متوجه آمدن جیپی ارتشی شدم، نزدیک شد و پیاده گردید رگبار به سمتش شلیک کردم و از خواب پریدم چند روزی از این خواب نگذشته بود که جنازه ی فرزندم علی اکبر را آوردند. | هم زمان با شهادت فرزندم علی اکبر در مهران، خواب دیدم که در منطقه ی جنگی هستم و رفتیم تا به خرابه ای رسیدیم، رفتیم داخل گفتند امشب صدام می خواهد بیاید این جا و اتفاقا مرا نگهبان گذاشتند در حین نگهبانی متوجه آمدن جیپی ارتشی شدم، نزدیک شد و پیاده گردید رگبار به سمتش شلیک کردم و از خواب پریدم چند روزی از این خواب نگذشته بود که جنازه ی فرزندم علی اکبر را آوردند. | ||
| − | + | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17445 یاران رضا]</ref> | |
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۷
کد شهید: 6530515 تاریخ تولد : نام : علیاکبر محل تولد : کاشمر نام خانوادگی : کریمی تاریخ شهادت : 1365/03/01 نام پدر : ابراهیم مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : مدرس خاطرات
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد راوی محمد ابراهیم کریمی متن کامل خاطره
هم زمان با شهادت فرزندم علی اکبر در مهران، خواب دیدم که در منطقه ی جنگی هستم و رفتیم تا به خرابه ای رسیدیم، رفتیم داخل گفتند امشب صدام می خواهد بیاید این جا و اتفاقا مرا نگهبان گذاشتند در حین نگهبانی متوجه آمدن جیپی ارتشی شدم، نزدیک شد و پیاده گردید رگبار به سمتش شلیک کردم و از خواب پریدم چند روزی از این خواب نگذشته بود که جنازه ی فرزندم علی اکبر را آوردند. [۱]