شهید سید کاظم‌ کمالی‌ سرشت‌: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 
   
 
   
کد شهید: 6531018
+
کد شهید: 6531018 تاریخ تولد :
+
نام : سیدکاظ‌م‌ محل تولد : مشهد
نام : سیدکاظ‌م‌
+
نام خانوادگی : کمالی‌سرشت‌ تاریخ شهادت : 1365/10/24
 +
نام پدر : سیداحمد مکان شهادت : شلمچه
  
نام خانوادگی : کمالی‌سرشت‌
+
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
 
+
شغل : کارگر یگان خدمتی :
نام پدر : سیداحمد
+
+
محل تولد : مشهد
+
 
+
تاریخ شهادت : 1365/10/24
+
 
+
مکان شهادت : شلمچه
+
 
+
تحصیلات : نامشخص
+
+
شغل : کارگر
+
+
 
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
+
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
نوع عضویت : سایر شهدا
+
 
+
مسئولیت : رزمنده‌
+
 
+
 
گلزار : حرم‌مط‌هرامام‌ر
 
گلزار : حرم‌مط‌هرامام‌ر
 
+
خاطرات
 
+
==خاطرات==
+
 
خاطرات سیاسی
 
خاطرات سیاسی
 
+
موضوع خاطرات سياسي
 
راوی اشرف تابانه
 
راوی اشرف تابانه
 
+
متن کامل خاطره
  
 
از وقتی که انقلاب شد او اصلاً توی خانه نبود همه اش مسجد بود اینطرف و آنطرف می رفت. در راهپیماییها شرکت می کرد یکبار 20 روز گمشده بود اما او را پیدا نکردیم چون در راهپیماییها مردم را می کشتند ما می ترسیدیم او را کشته باشند. به امام رضا (ع) متوسل شدم تا اینکه یک شب ساعت 1 خودش آمد. بدنش سیاه وکبود بود. آنقدر ساواکیها او را با باتوم ، کابل و سیم زده بودند تا اعتراف کند که اعلامیه ها را از چه کسی گرفته اما او نگفته بود.
 
از وقتی که انقلاب شد او اصلاً توی خانه نبود همه اش مسجد بود اینطرف و آنطرف می رفت. در راهپیماییها شرکت می کرد یکبار 20 روز گمشده بود اما او را پیدا نکردیم چون در راهپیماییها مردم را می کشتند ما می ترسیدیم او را کشته باشند. به امام رضا (ع) متوسل شدم تا اینکه یک شب ساعت 1 خودش آمد. بدنش سیاه وکبود بود. آنقدر ساواکیها او را با باتوم ، کابل و سیم زده بودند تا اعتراف کند که اعلامیه ها را از چه کسی گرفته اما او نگفته بود.
 
 
 
 
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
 
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
 
+
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
 
راوی اشرف تابانه
 
راوی اشرف تابانه
 
+
متن کامل خاطره
  
 
یکبار که می خواستم نماز بخوانم متوجه شدم دو خانم نورانی با لباس سفید کنارم نشسته اند به آنها گفتم: من قبلاً خواب امام زمان (عج) را دیدم که به مجلس فرزندم آمده شما می توانید خواب مرا تعبیر کنید. آنها گفتند: خداوند امانتش را از شما قبول می کند گفتم: چه امانتی گفتند: همان نیت دلتان را قبول کرده است (پسرم به شهادت برسد) وقتی برگشتم و سر از سجده برداشتم آنها را ندیدم که بعدها خبر شهادت او را برایمان آوردند.
 
یکبار که می خواستم نماز بخوانم متوجه شدم دو خانم نورانی با لباس سفید کنارم نشسته اند به آنها گفتم: من قبلاً خواب امام زمان (عج) را دیدم که به مجلس فرزندم آمده شما می توانید خواب مرا تعبیر کنید. آنها گفتند: خداوند امانتش را از شما قبول می کند گفتم: چه امانتی گفتند: همان نیت دلتان را قبول کرده است (پسرم به شهادت برسد) وقتی برگشتم و سر از سجده برداشتم آنها را ندیدم که بعدها خبر شهادت او را برایمان آوردند.
 +
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17683 یاران رضا]</ref>
  
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17683
+
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۹

کد شهید: 6531018 تاریخ تولد : نام : سیدکاظ‌م‌ محل تولد : مشهد نام خانوادگی : کمالی‌سرشت‌ تاریخ شهادت : 1365/10/24 نام پدر : سیداحمد مکان شهادت : شلمچه

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : کارگر یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : حرم‌مط‌هرامام‌ر خاطرات خاطرات سیاسی موضوع خاطرات سياسي راوی اشرف تابانه متن کامل خاطره

از وقتی که انقلاب شد او اصلاً توی خانه نبود همه اش مسجد بود اینطرف و آنطرف می رفت. در راهپیماییها شرکت می کرد یکبار 20 روز گمشده بود اما او را پیدا نکردیم چون در راهپیماییها مردم را می کشتند ما می ترسیدیم او را کشته باشند. به امام رضا (ع) متوسل شدم تا اینکه یک شب ساعت 1 خودش آمد. بدنش سیاه وکبود بود. آنقدر ساواکیها او را با باتوم ، کابل و سیم زده بودند تا اعتراف کند که اعلامیه ها را از چه کسی گرفته اما او نگفته بود. خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد راوی اشرف تابانه متن کامل خاطره

یکبار که می خواستم نماز بخوانم متوجه شدم دو خانم نورانی با لباس سفید کنارم نشسته اند به آنها گفتم: من قبلاً خواب امام زمان (عج) را دیدم که به مجلس فرزندم آمده شما می توانید خواب مرا تعبیر کنید. آنها گفتند: خداوند امانتش را از شما قبول می کند گفتم: چه امانتی گفتند: همان نیت دلتان را قبول کرده است (پسرم به شهادت برسد) وقتی برگشتم و سر از سجده برداشتم آنها را ندیدم که بعدها خبر شهادت او را برایمان آوردند. [۱]

پانویس

  1. یاران رضا