شهید حسن محمدی دربندی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 6414012 تاریخ تولد : نام : حسن‌ محل تولد : درگز نام خانوادگی :...» ایجاد کرد)
 
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
کد شهید:    6414012   تاریخ تولد :    
+
کد شهید:    6414012  
نام :    حسن‌   محل تولد :    درگز
+
    
نام خانوادگی :    محمدی‌دربندی‌علیا    تاریخ شهادت :    1364/12/11
+
نام :    حسن‌     
نام پدر :    ابراهیم‌    مکان شهادت :    
+
  
تحصیلات :    نامشخص   منطقه شهادت :     
+
نام خانوادگی :    محمدی‌دربندی‌علیا    
شغل :       یگان خدمتی :     
+
 
 +
نام پدر :   ابراهیم‌    
 +
 
 +
محل تولد :   درگز
 +
 
 +
تاریخ شهادت :   1364/12/11
 +
 
 +
تحصیلات :    نامشخص 
 +
    
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
+
 
 +
نوع عضویت :    سایر شهدا     
 +
 
 +
مسئولیت :    رزمنده‌
 +
 
 
گلزار :    شهدا
 
گلزار :    شهدا
خاطرات
 
    تقید به حجاب
 
موضوع    تقيد به حجاب
 
راوی   
 
متن کامل خاطره
 
  
85. ایشان علاقه وافری به حفظ حجاب اسلامی داشتند و همیشه از خواهرانش می خواست که حجاب اسلامی را رعایت کنند. دراین خصوص خواهر حسین خاطره ای را بیان کرد که: " یک روز حسین در آن هنگام 15 سال بیش نداشت، خواهر کوچکمان را که یکسال بیشتر نداشت به مقنعه و پوشش اسلامی جهت گرفتن عکس آماده می کرد و می گفت: به امید آن روز که همه زنان با حجاب کامل در جامعه حضور پیدا کنند. "
 
    حرمت والدین
 
موضوع    حرمت والدين
 
راوی   
 
متن کامل خاطره
 
  
85. حسین تقریباً هشت ساله بود که پدربزرگش عازم سفر بیت الحرام و مکه معظمه بودند. لحظه خداحافظی او در آغوش پدر بزرگ شروع به گریه کردن کرد. ایشان خداحافظی او در آغوش پدربزرگش جدا شود، تا اینکه پدر بزرگش در گوش او جمله ای گفت: که شهید گریه کردن را تمام کرد و او را رها نمود. بعدها پدرم گفت:" که به ایشان گفتم: اگر از آغوشم پایین بیایی و گریه نکنی وصیت می کنم، زمان فوتمان قبرهایمان در کنار هم پاشد" به همین خاطر هم اکنون مزار شهید و پدربزرگش در کوشکی (امامزاده) می باشد.
+
==خاطرات==
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18757
+
   
 +
 
 +
 
 +
تقید به حجاب
 +
 
 +
 
 +
 
 +
ایشان علاقه وافری به حفظ حجاب اسلامی داشتند و همیشه از خواهرانش می خواست که حجاب اسلامی را رعایت کنند. دراین خصوص خواهر حسین خاطره ای را بیان کرد که: " یک روز حسین در آن هنگام 15 سال بیش نداشت، خواهر کوچکمان را که یکسال بیشتر نداشت به مقنعه و پوشش اسلامی جهت گرفتن عکس آماده می کرد و می گفت: به امید آن روز که همه زنان با حجاب کامل در جامعه حضور پیدا کنند. "
 +
   
 +
 
 +
 
 +
حرمت والدین
 +
 
 +
 
 +
حسین تقریباً هشت ساله بود که پدربزرگش عازم سفر بیت الحرام و مکه معظمه بودند. لحظه خداحافظی او در آغوش پدر بزرگ شروع به گریه کردن کرد. ایشان خداحافظی او در آغوش پدربزرگش جدا شود، تا اینکه پدر بزرگش در گوش او جمله ای گفت: که [[شهید]] گریه کردن را تمام کرد و او را رها نمود. بعدها پدرم گفت:" که به ایشان گفتم: اگر از آغوشم پایین بیایی و گریه نکنی وصیت می کنم، زمان فوتمان قبرهایمان در کنار هم پاشد" به همین خاطر هم اکنون مزار شهید و پدربزرگش در کوشکی (امامزاده) می باشد.
 +
 
 +
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18757 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۸

کد شهید: 6414012

نام : حسن‌

نام خانوادگی : محمدی‌دربندی‌علیا

نام پدر : ابراهیم‌

محل تولد : درگز

تاریخ شهادت : 1364/12/11

تحصیلات : نامشخص

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : شهدا


خاطرات

تقید به حجاب


ایشان علاقه وافری به حفظ حجاب اسلامی داشتند و همیشه از خواهرانش می خواست که حجاب اسلامی را رعایت کنند. دراین خصوص خواهر حسین خاطره ای را بیان کرد که: " یک روز حسین در آن هنگام 15 سال بیش نداشت، خواهر کوچکمان را که یکسال بیشتر نداشت به مقنعه و پوشش اسلامی جهت گرفتن عکس آماده می کرد و می گفت: به امید آن روز که همه زنان با حجاب کامل در جامعه حضور پیدا کنند. "


حرمت والدین


حسین تقریباً هشت ساله بود که پدربزرگش عازم سفر بیت الحرام و مکه معظمه بودند. لحظه خداحافظی او در آغوش پدر بزرگ شروع به گریه کردن کرد. ایشان خداحافظی او در آغوش پدربزرگش جدا شود، تا اینکه پدر بزرگش در گوش او جمله ای گفت: که شهید گریه کردن را تمام کرد و او را رها نمود. بعدها پدرم گفت:" که به ایشان گفتم: اگر از آغوشم پایین بیایی و گریه نکنی وصیت می کنم، زمان فوتمان قبرهایمان در کنار هم پاشد" به همین خاطر هم اکنون مزار شهید و پدربزرگش در کوشکی (امامزاده) می باشد.

[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده