(صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6128001 تاریخ تولد : نام : علی محل تولد : بیرجند نام خانوادگی : مرکی تا...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱۵: | سطر ۱۵: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | یکی از همرزمانش می گفت: بین سنگر من و سنگر علی یک کیسه گونی شن بود و ما پیاپی با ایشان صحبت می کردیم و سئوال می پرسیدم تا این که از او پرسیدم ساعت چند است ولی او جواب نداد. فکر کردم که مثل همیشه خوابیده است یک پوکه ی فشنگ را به طرفش پرتاب کردم تا از خواب بیدار شود ولی از هم صدایی نیامد. همسنگری دیگرم رفت تا از او خبر بگیرد که یک دفعه امدادگر را صدا زد وقتی به سنگر ایشان رفتم مشاهده کردم که ترکش بر سر ایشان فرود آمده و ایشان را به شهادت رسانده است. | + | یکی از همرزمانش می گفت: بین سنگر من و سنگر علی یک کیسه گونی شن بود و ما پیاپی با ایشان صحبت می کردیم و سئوال می پرسیدم تا این که از او پرسیدم ساعت چند است ولی او جواب نداد. فکر کردم که مثل همیشه خوابیده است یک پوکه ی فشنگ را به طرفش پرتاب کردم تا از خواب بیدار شود ولی از هم صدایی نیامد. همسنگری دیگرم رفت تا از او خبر بگیرد که یک دفعه امدادگر را صدا زد وقتی به سنگر ایشان رفتم مشاهده کردم که ترکش بر سر ایشان فرود آمده و ایشان را به شهادت رسانده است.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19142 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۲
کد شهید: 6128001 تاریخ تولد : نام : علی محل تولد : بیرجند نام خانوادگی : مرکی تاریخ شهادت : 1361/08/17 نام پدر : کلوخ مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مخابراتوبیسیم گلزار : شمارهیکبیرجند خاطرات لحظه و نحوه شهادت موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی کنیز مرکی متن کامل خاطره
یکی از همرزمانش می گفت: بین سنگر من و سنگر علی یک کیسه گونی شن بود و ما پیاپی با ایشان صحبت می کردیم و سئوال می پرسیدم تا این که از او پرسیدم ساعت چند است ولی او جواب نداد. فکر کردم که مثل همیشه خوابیده است یک پوکه ی فشنگ را به طرفش پرتاب کردم تا از خواب بیدار شود ولی از هم صدایی نیامد. همسنگری دیگرم رفت تا از او خبر بگیرد که یک دفعه امدادگر را صدا زد وقتی به سنگر ایشان رفتم مشاهده کردم که ترکش بر سر ایشان فرود آمده و ایشان را به شهادت رسانده است.[۱]