Raesipoor98 (بحث | مشارکتها) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| + | |نام فرد = رمصانعلی یزدانی | ||
| + | |تصویر = | ||
| + | |توضیح تصویر = | ||
| + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی | ||
| + | |شهرت = | ||
| + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | ||
| + | |تولد =[[بجنورد]] | ||
| + | |شهادت = [[1367/05/01]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن =[[انصارالحسین]] | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها =[[رزمنده]] | ||
| + | |جنگها = [[جنگ ایران و عراق]] | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = نام پدر:علی اکبر | ||
| + | }} | ||
کد شهید :6721254 | کد شهید :6721254 | ||
| سطر ۳۲: | سطر ۶۰: | ||
| − | + | ==خاطرات== | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | * موضوع عشق شهادت | |
| + | آخرین دفعه که به مرخصی آمده بود کمی مریض احوال بود . وقتی دیدم حالش خوب نیست او را به بیمارستان بردیم و وقتی از بیمارستان به منزل آوردیمش، به بچه ها گفت: دست و پایش را حنا بزنند و گفته بود که این سری که به [[جبهه]] بروم دیگه برنمی گردم و [[شهید]] می شوم و همانطور هم شد. | ||
| − | |||
| − | |||
| + | * موضوع: نيکوکاري | ||
| − | در دوران خدمت یکدفعه که ایشان به مرخصی آمده بود از من خواست که همراه وی به تفریح برویم و من نیز پیشنهاد ایشان را نیز قبول کردم و با خودم فکر کردم که حتماً برای تفریح به بابا امان می خواهد برود . برای همین دوربینم را برداشتم تا عکس بگیرم . بعد از مدتی به بیمارستان ارتش رسیدیم و آنجا به عیادت بیماران و مجروحین جنگی رفتیم و با خودم گفتم : حتماً بعد از ای نجا به تفریح می رویم که بعد فهمیدم که تفریح او عیادت از مجروحین جنگی و بیماران بوده است . | + | در دوران خدمت یکدفعه که ایشان به مرخصی آمده بود از من خواست که همراه وی به تفریح برویم و من نیز پیشنهاد ایشان را نیز قبول کردم و با خودم فکر کردم که حتماً برای تفریح به بابا امان می خواهد برود. برای همین دوربینم را برداشتم تا عکس بگیرم. بعد از مدتی به بیمارستان ارتش رسیدیم و آنجا به عیادت بیماران و مجروحین جنگی رفتیم و با خودم گفتم: حتماً بعد از ای نجا به تفریح می رویم که بعد فهمیدم که تفریح او عیادت از مجروحین جنگی و بیماران بوده است. |
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22108 | + | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22108 سایت یاران رضا]</ref> |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: رمصانعلی یزدانی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان شمالی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان بجنورد]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۳۶
| رمصانعلی یزدانی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | بجنورد |
| شهادت | 1367/05/01 |
| محل دفن | انصارالحسین |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| خانواده | نام پدر:علی اکبر |
کد شهید :6721254
نام : رمضانعلی
نام خانوادگی : یزدانی
نام پدر : علی اکبر
محل تولد : بجنورد
تاریخ شهادت :1367/05/01
مکان شهادت :
تحصیلات :نامشخص
منطقه شهادت :
شغل : محصل
یگان خدمتی :
گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت :سایر شهدا
مسئولیت :رزمنده
گلزار : انصارالحسین
خاطرات
- موضوع عشق شهادت
آخرین دفعه که به مرخصی آمده بود کمی مریض احوال بود . وقتی دیدم حالش خوب نیست او را به بیمارستان بردیم و وقتی از بیمارستان به منزل آوردیمش، به بچه ها گفت: دست و پایش را حنا بزنند و گفته بود که این سری که به جبهه بروم دیگه برنمی گردم و شهید می شوم و همانطور هم شد.
- موضوع: نيکوکاري
در دوران خدمت یکدفعه که ایشان به مرخصی آمده بود از من خواست که همراه وی به تفریح برویم و من نیز پیشنهاد ایشان را نیز قبول کردم و با خودم فکر کردم که حتماً برای تفریح به بابا امان می خواهد برود. برای همین دوربینم را برداشتم تا عکس بگیرم. بعد از مدتی به بیمارستان ارتش رسیدیم و آنجا به عیادت بیماران و مجروحین جنگی رفتیم و با خودم گفتم: حتماً بعد از ای نجا به تفریح می رویم که بعد فهمیدم که تفریح او عیادت از مجروحین جنگی و بیماران بوده است.