Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←زندگی نامه) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
| − | برادر شهیدم حسن مرادی در خانواده خویش که یک خانواده عشایر و مستضعف به دنیا آمد و دوران کودکی را در خانه به سر می برد و فعالیت زیادی در خانه به کمک پدر و مادر داشته و همیشه حق شناس پدر و مادر بوده و از همه ما بیشتر احترام پدر و مادر را داشت و زمانی که به [[سن تکلیف]] رسید شروع به خواندن نماز]] نمود و ماه مبارک رمضان را [[روزه]] می گرفت و ایام ماه مبارک محرم در مراسم عزاداری ها شرکت می کرد تا اینکه به خدمت مقدس [[سربازی]] اعزام شد و شروع به خدمت نمود هر زمان یکه از خدمت به مرخصی می آمد به مادرش می گفت مادر اگر من لیاقت شهید شدن را داشتم و اگر شهید شدم یک موقع برای من ناراحت نشوید چون در راه حق و در راه اسلام شهید شده ام چون آنها که شهید می شوند سعادت خوبی را در نزد خداوند و پیغمبران دارند و هر زمانیکه میخواست به سراغ خدمت وظیفه برود می گفت مادرم و برادرانم مرا حلال کنید و در طی آرزو و انتظاری که داشت همیشه به فکر شهید شدن بود تا اینکه شهید شد و به آرزوی خود رسید و چون هدیه به انقلاب شده و در راه اسلام شهید شده ما هیچ گونه ناراحت نیستیم | + | برادر شهیدم حسن مرادی در خانواده خویش که یک خانواده عشایر و مستضعف به دنیا آمد و دوران کودکی را در خانه به سر می برد و فعالیت زیادی در خانه به کمک پدر و مادر داشته و همیشه حق شناس پدر و مادر بوده و از همه ما بیشتر احترام پدر و مادر را داشت و زمانی که به [[سن تکلیف]] رسید شروع به خواندن نماز]] نمود و ماه مبارک رمضان را [[روزه]] می گرفت و ایام ماه مبارک محرم در مراسم عزاداری ها شرکت می کرد تا اینکه به خدمت مقدس [[سربازی]] اعزام شد و شروع به خدمت نمود هر زمان یکه از خدمت به مرخصی می آمد به مادرش می گفت مادر اگر من لیاقت شهید شدن را داشتم و اگر شهید شدم یک موقع برای من ناراحت نشوید چون در راه حق و در راه اسلام شهید شده ام چون آنها که شهید می شوند سعادت خوبی را در نزد خداوند و پیغمبران دارند و هر زمانیکه میخواست به سراغ خدمت وظیفه برود می گفت مادرم و برادرانم مرا حلال کنید و در طی آرزو و انتظاری که داشت همیشه به فکر شهید شدن بود تا اینکه شهید شد و به آرزوی خود رسید و چون هدیه به انقلاب شده و در راه اسلام شهید شده ما هیچ گونه ناراحت نیستیم <ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/44377 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | ||
| − | + | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۵
بسمه تعالی
تاریخ تولد : 04/03/1345
تاریخ شهادت : 01/08/1367
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : چهارمحال و بختیاری – بروجن - سیبک
rId6
زندگی نامه
برادر شهیدم حسن مرادی در خانواده خویش که یک خانواده عشایر و مستضعف به دنیا آمد و دوران کودکی را در خانه به سر می برد و فعالیت زیادی در خانه به کمک پدر و مادر داشته و همیشه حق شناس پدر و مادر بوده و از همه ما بیشتر احترام پدر و مادر را داشت و زمانی که به سن تکلیف رسید شروع به خواندن نماز]] نمود و ماه مبارک رمضان را روزه می گرفت و ایام ماه مبارک محرم در مراسم عزاداری ها شرکت می کرد تا اینکه به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و شروع به خدمت نمود هر زمان یکه از خدمت به مرخصی می آمد به مادرش می گفت مادر اگر من لیاقت شهید شدن را داشتم و اگر شهید شدم یک موقع برای من ناراحت نشوید چون در راه حق و در راه اسلام شهید شده ام چون آنها که شهید می شوند سعادت خوبی را در نزد خداوند و پیغمبران دارند و هر زمانیکه میخواست به سراغ خدمت وظیفه برود می گفت مادرم و برادرانم مرا حلال کنید و در طی آرزو و انتظاری که داشت همیشه به فکر شهید شدن بود تا اینکه شهید شد و به آرزوی خود رسید و چون هدیه به انقلاب شده و در راه اسلام شهید شده ما هیچ گونه ناراحت نیستیم [۱]